نتایح جستجو

  1. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست - وحشی بافقی ممنون شب خوش:gol:
  2. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    من درد تو را ز دست آسان ندهم دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم مولوی
  3. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    می رسد روزی که شرط عاشقي دلدادگی ست آن زمان هر دل فقط يک بار عاشق می شود - خليل ذکاوت خواهش می کنم.:gol:
  4. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    ضماد صبر همی کن بر این دل مجروح طلای اشک همی کش بر این رخ چو زریر - اشرف سمرقندی
  5. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    دگرش چو بازبینی غم دل مگوی سعدی که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد
  6. salvador

    سلام مرسی خوبم، شما خوبی عزیزم؟ خب اون شعر اینجا حیف میشد، تازه به اسم خودم اونجا نوشتم...

    سلام مرسی خوبم، شما خوبی عزیزم؟ خب اون شعر اینجا حیف میشد، تازه به اسم خودم اونجا نوشتم. میخواستی اون نباشه! جاهل و خوب اومدی دمت گرم.
  7. salvador

    مشاعره با نام کاربر قبلی

    زهرا بی خیال مزرع سبز و اشکان و زورو دور خوبی گذران است نصیحت بشنو فکر نان باش که خربزه آب است تا گارسیا نیموده زورو از اینجا برو تو این تاپیک آدم زود پسر خاله میشه چرا؟ :gol:
  8. salvador

    Chat None of your friends are online : )

    Chat None of your friends are online : )
  9. salvador

    پروانگـــی...

    گر شمع را ز شعله رهائی است آرزو آتش چرا به خرمن پروانه میزند سرمست ای کبوترک ساده دل مپر در تیه آز راه تو را دانه میزند - پروین اعتصامی
  10. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    همی گویم و گفته‌ام بارها بود کیش من مهر دلدارها پرستش به مستی‌ست در کیش مهر برونند زین جرگه هشیارها به شادی و آسایش و خواب و خور ندارند کاری دل‌ افگارها بجز اشک چشم و بجز داغ دل نباشد به دست گرفتارها کشیدند در کوی دلدادگان میان دل و کام دیوارها چه فرهادها مرده در...
  11. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    ندیدم روز خوش تا رفت دامان دل از دستم که در غربت بود هر کس عزیزی در سفر دارد - صائب تبریزی
  12. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت - وحشی بافقی
  13. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت رحم آر که خون در دلم افتاد ز دستت - خواجوی کرمانی
  14. salvador

    مشاعره با نام کاربر قبلی

    نه هرگز مرا با کسی جنگ نباشد دلم نرم است هرگز سنگ نباشد آن دورها من برق خوانده ام ای سحر تنبل بودم دلم برا اون روزا تنگ نباشد دوست خوبم ممنون برا همراهی لذت بردم از شعرای قشنگتون با اجازه تون من کم کم برم. یا حق :gol:
  15. salvador

    مشاعره با نام کاربر قبلی

    سحر ما هم مثل شما چشم بر هنر داریم از کتاب و شعر و فیلم تازه خبر داریم پولمان صرف این ها می شود هر ماه با اهل خانه دلت بخواهد دردسر داریم
  16. salvador

    مشاعرۀ سنّتی

    سلام :gol: در خم زلف تو پابند جنون شد دل من بی‌ خبر از دو جهان غرقه به خون شد دل من چونکه با رشته گیسوی تو پیوندی داشت مو به مو بسته به زنجیر جنون شد دل من - شاطرعباس صبوحی
  17. salvador

    مشاعره با نام کاربر قبلی

    سحر خواندم شعرت وقت سحری یافتم آنرا نایاب چو در و گوهری چنین سرا شعر دوست خوبم شوی به امید حق شاعر ناموری ترسم این باشگاه از صدقه سری ما شود خاموش و هرگز نرسد به بهره وری اینجا بود باشگاه فنی و مهندسی ما بی خوابان کردیمش کلوپ هنری خواهش می کنم راحت باشید. :gol:
  18. salvador

    مشاعره عرفانی

    یاد تو شب و روز قرین دل ماست سودای دلت گوشه نشین دل ماست از حلقه بندگیت بیرون نرود تا نقش حیات در نگین دل ماست - ابوسعید ابوالخیر
  19. salvador

    مشاعره با شعر سعدی

    اگر هزار غمست از جهانیان بر دل همین بسست که او غمگسار ما باشد
بالا