دارم پند و اندرزی از بزرگی بر گوش
نباشم در غم دوست من خموش
نزده باشم بهر دوست کمی جوش
دانم شود روزی فتیله عمرم خاموش
پیران دلبندم در تحصیل غم مکوش
غریبی مکن گو دردت بر این گوش
گر صیام نبود میخواندم پیر می فروش
جرعه ای دهمت و گویم نوش نوش
گر دلی شاد خواهی بهر خلق بکوش
با خدا...