فصل پنجم – 13
بهمن بلافاصله کنارایستادومن از اتومبیل پیاده شدم .وپشت به اتومبیل وروبه کوهی ایستادم که تا نزدیک آسمان امتداد داشت. سرگیجه امانم را بریده بود بی اختیار روی تکه سنگی که در کنار کوه قرار داشت نشستم. اتومبیلهای همراه هم یکی بعداز دیگری پشت اتومبیل ماتوقف کردند. هرچه باخودم مبارزه کردم...