تا جايي كه به ياد داشت هميشه مايل بود در جلسات مشاوره پدرش شركت كند و با بيماران او از نزديك آشنا شود. ولي مادرش هميشه او را از اين كار بر حذر مي داشت و نمي خواست او خود را درگير مسائل پدر كند. مادر كه اكنون با ديدن وضعيت رقت بار بيمار حس ترحم زنانه اش برانگيخته شده بود بجاي خرده گيري بر دكتر او...