نتایح جستجو

  1. ملیسا

    رمان رایکا

    فصل دوم فصل دوم فصل دوم :gol: بسرعت از رستوران خارج شد .برخلاف هر روز امروز تمايل نداشت نهار را در اتاقش صرف كند .به همين خاطر كمي زودتر از بقيه شركت را ترك كرده بود. مدتها بود كه به تنهايي خو گرفته بود و ترجيح مي داد ساعاتش را با تنهايي و فكر عسل پر كند . بسرعت سوار آسانسور شد و به طبقه...
  2. ملیسا

    رمان رایکا

    رزا سکوت کرد ، اما هرچه در میان احساسهای چندگانه ای که در وجودش شکل گرفته بود جستجو کرد ،نفرتی از اونیافت . برخلاف خانم عبدی ، از شخصیت رایکا خوشش می آمد و او را مردی جد وکاملا دوست داشتنی می دانست . بسرعت بسمت اتاق رفت و در را گشود . رایکا پشت میز نشسته و مشغول صحبت با تلفن بود . بمحض مشاهده او...
  3. ملیسا

    رمان رایکا

    - بالاخره باید بیشتر از بقیه ، هوای پدر زن آینده ام رو داشته باشم ! رایکا از لودگی او به خنده افتاده بود ، نگاهش را به اندام ظریف خواهرش که بسمت درنا می رفت دوخت و گفت : - اما مطمئن باش که من یکی نمی ذارم این وصلت سربگیره ! - ای برادر زن بدجنس رایکا لبخندی به پهنای تمام...
  4. ملیسا

    رمان رایکا

    رایکا با صورتی خشمگین و بر افروخته و گردنی که از شدت عصبانیت رگهایش متورم شده بود ، فریاد زد : - من اجازه نمی دم شما به زن من توهین کنید . - مثلا چه غلطی میکنی ، هان ؟ پسره احمق اون زن اگه لایق این عشق پاک و بی غل و غش بود ، با همون شوهر اولش می ساخت وپسر کوچولوش را بدون مادر رها...
  5. ملیسا

    خلاصه ای از چند رمان فارسی

    :gol:مرسی جالب بود :gol:
  6. ملیسا

    رمان رایکا

    رایکا که از سخنان او رنجیده بود ، لبهایش را محکم به هم فشرد و با ابروهای درهم گره کرده گفت : - تو حق نداری در مورد اون اینطور حرف بزنی ! دانیال بحالت تسلیم ، دستهایش را بالا برد و با خنده گفت : - باشه ، باشه رئیس جون ، تو رو بخدا عصبانی نشو ! حوصله توبیخ و اخراج ندارم رایکا بدون...
  7. ملیسا

    رمان رایکا

    - رایکا خیلی تنهام ! نمیشه بیشتر پیشم بمونی ؟ رایکا دستش را به پیشانی اش گرفت ، سرش بشدت درد میکرد . دلش میخواست فریاد میزد : این آرزوی قلبی من است که تمام ساعات و دقایق عمرم را درکنار تو بگذرانم اما .... بسختی افکارش را از خود دور ساخت و به عسل که حالا دمغ و دلخور به دیوار تکیه زده بود...
  8. ملیسا

    رمان رایکا

    - به شکوفه نگاه کنید . این پسر احساس نداره ! عاطفه نداره ! اصلا یه وقتها فکر می کنم قلب هم نداره ! آخه آدم چطور میتونه بخاطر عشقی اینچنین بی ارزش ، مادرش رو اینطور برنجونه ؟ والله ما هم جوون بودیم ، به اندازه خودمون جوونی هم کردیم ، اما تا مادرمون رضایت نداد پای هیچ دختری رو توی زندگیمون...
  9. ملیسا

    رمان رایکا

    - بله بله ، مثل هزاران دختریه که دیدی اما آقا پسر گل ، اگه یک کم بیشتر نگاه میکردی ، می فهمیدی که اون نه کوله پشتی درب و داغون و کثیف دشات و نه مثل خیلی از اونا با موهای مشکی فرق های باز و مقنعه پفکی توی کوچه ها پرسه میزد . پسر جون این دختره یه جور وقار خاصی داشت ، یه حالتی که ...
  10. ملیسا

    رمان رایکا

    رزا بسختی بغضش را فرو داد . در اولین حضورش در محل کار ، دختر سر به هوا و حواس پرتی بنظر امده بود و اجازه داده بود مورد توبیخ قرار بگیرد . اما به نظرش اشتباهش آنقدر جدی نبود که رئیسش اینگونه خصمانه او را مورد سرزیش قرار دهد . به سختی ریزش اشکهایش را گرفت و با صدایی مرتعش و لرزان گفت : -...
  11. ملیسا

    رمان رایکا

    فصل اول فصل اول فصل اول :gol: با صدای ضربه ای که به در خورد ، سرش را بالا آورد و به در نگریست : - بفرمایید در به ارامی باز شد ، دختری با صورتی ظریف و بینی قلمی و ابروهای بلند و خوش حالت داخل شد و روبروی او ایستاد . رایکا به صندلی چرمی اش تکیه داد و در حالیکه خودنویس داخل دستش را...
  12. ملیسا

    رمان رایکا

    رمان رایکا :gol::gol::gol::gol: :gol::gol::gol::gol: نویسنده : فهیمه سلیمانی
  13. ملیسا

    دوست خوبم سلام ببخشید عزیزم من رشته ام مهندسی کامپیوتر هست . شرمنده از اینکه نمیتونم کمکتون کنم .

    دوست خوبم سلام ببخشید عزیزم من رشته ام مهندسی کامپیوتر هست . شرمنده از اینکه نمیتونم کمکتون کنم .
  14. ملیسا

    سلام جوجو جونم خوبی عزیزم سال نو شما هم مبارک ، انشالله که سال خوبی داشته باشید عزیزم .

    سلام جوجو جونم خوبی عزیزم سال نو شما هم مبارک ، انشالله که سال خوبی داشته باشید عزیزم .
  15. ملیسا

    داستان دالان بهشت

    مرسی دوست عزیزم از اینکه لطف کردی و این رمان را خواندید . :redface:
  16. ملیسا

    داستان زندگی اشرف پهلوی

    مرسی لاله جون از اینکه لطف کردید و تاپیک من را خواندید و امتیاز دادید . :redface:
  17. ملیسا

    دوست عزیز میشه بگی چرا چشمانت از حدقه زده بیرون ؟ مشکلی وجود داره ؟

    دوست عزیز میشه بگی چرا چشمانت از حدقه زده بیرون ؟ مشکلی وجود داره ؟
  18. ملیسا

    سلام دوست عزیز بله تاریخ تولد من 25 اسفند1360 هست . چطور مگه ؟

    سلام دوست عزیز بله تاریخ تولد من 25 اسفند1360 هست . چطور مگه ؟
  19. ملیسا

    شاد باش نوروز به همه دوستان باشگاه

    دوستم چرا دلت گرفته عزیزم ؟ بخند بگذار تا دنیا هم به روی ماهت بخنده . :gol:
  20. ملیسا

    چهار شنبه سوری

    :gol:
بالا