امروز امير در ميخانه توئى تو
فريادرس اين دل ديوانه توئى تو
مرغ دل ما را كه به كس رام نگردد
آرام توئى دام توئى دانه توئى تو
آن مهر درخشان كه به هر صبح دهد تاب
از روزن اين خانه به كاشانه توئى تو
آن ورد كه زاهد به همه شام و سحرگاه
بشمارد با سبحه صد دانه توئى تو
آن باده كه شاهد بخرابات مغان نيز...