آن لحظه
كه دست هاي جوانم
در روشنايي روز
گل باران ِ سلامُ تبريكات ِ دوستان ِ نيمه رفيقم مي گذشت
دلم
سايه اي بود ايستاده در سرما
كه شال كهنه اش را
گره مي زد
به به بالاخره گل پسرمون به دنيا اومدن... [IMG] خيلي خيلي خوش اومديد... [IMG] قدم رنجه فرموديد. [IMG] .منت بر سر اهل زمين نهاديد... [IMG]
كجا بودي چقدر دير اومدي سياوش جان.؟؟ [IMG]