سلام هانا جان اومدی بالاخره.. اره منم میرم دانشگاه خب.. میگم هر ایده ای داشتی بیا با هم همکاری کنیم خوبه نه.. میتونیم یه کار مشترک بکنیم خب.. مثلا من یه تایپیک پاور پینت راه انداختم.. اگه تو هم هر جا پیدا کردی میتونی بزاریش تو تایپیک.. اینجوری.یه عالمه مطلب داریم که خیلی هم مفید میشه.. یا اینکه...
مرسی
باور میکنی دانشگاه و خوشیش برام تعریف نشده است؟:smile:
باور میکنی.. قاموس کلمات من خالی از واژهای برای تعریف این مکان علمی و خراب شده است که فقط مثل زالویی داره خون من رو میمکه.. حاجی بیرون خریدار نداره.. من اینجا مثل طرف تاریک ماه هستم و بدجور شلنگ تخته میندازم:redface:
تازه اینا رسیدم چیکار میتونم بکنم.. میریم بیرون یه دردیه اینجام یه درد دیگه.. همه تو کار و زندگی خودشونند چیکار میشه کرد...
میان فکر کنم همه تو ترافیکند.. من که تو روستام و جوری تنظیم میکنم که بین گله برگشته از علفزار گیر نکنم...
شما تهرانی ها که واویلا گیرید..
خوبی خوشی.. چاقی لاغری..
سلام بارون اومد که باز دلت گرفت.. یا کدوم صحنه شادی دیدی که دلت پقی ترکید..
حجی!! همینه همینه که هست این شعار ما بینواهای عقب افتاده از خوشی دنیویه.. بزن به سلامتی.. هر چی نامرده
آواتار خیلی قشنگه ها ولی... به من چه
سلام
اوه پس طعم افیون اینجا رو چچشیدی بس؟ بگگو اینکاره ای دیگه و ما خبر نداشتیمم.. امضات رو قبول کردم حقیقته.. در واقع میدونی حس ششمم رو قورت دادم مثل همون قورباغه هه.. هر چی تو بگی قبوله..
نه خب پیچای دیگه ای هم هست.. کمتر راهی وجود داره که به بن بست برسه...
به دوعا ائله دی ها!!
من نمیخوام قطع بشه..واللاه دیوونه میشه ادم..
الان خیلی داره گیر میکنه.. احتمالا برادرای سپاه دارن یه کارایی تو مخابرات میکنن که اینجوری شده.. دست خودشونه بهرحال.. خوش به حالشون کلی چیز دارن/مخابرات بندر تی وی/.. کاش من جای اونا بودم..
[IMG]