تو که میگفتی استعدادش رو داری از قبل.. میتونی.. کافیه دو تا شعر و مجموعه از شاعرا بخونی.. و چند تا هم سبک رو دنبال کنی.. حتما میتونی جرات میخواد برا نوشتن که داری
خدا راضی نیست اسم اون رو این وسط نیار... اون آفرید که زندگی مسالمت آمیز رو تجربه کنه بندش حالا تو اینجوری میگی.. باشه ما ضعیفیم زنا قوین.. کاش یه خراب شده ای بود که ماهارو مینداختن اونجا شما هم برا خودتون تنها میموندید.. آللااااااااااااه
میدونم اینجوری حرصت در می آد آخه چون یه دنده و لجبازی و نمیخوای برتری جنس مخالفت رو ببینی.. منم از این ضعف استفاده میکنم.. یوخسا من یه ذره هم نیستم .. ادعایی هم ندارم.. من از رستم و سهراب دارم مایه میزارم..
خیلی هم دلت بخواد شوهر کنی.. عجب حرفی مزنی.. بگو خواسته هات بالاست.. گفتم که انشاا... به...
مرسی هتل کالیفرنیا رو این کام نداشتم مرسی.. ولکام تو هتل کالیفرنیا..
صبحیه چی بود برنامه کودک اسپانیا بود؟.. اصلا نفهمیدم چی به چی بود.. ولی این میدونم عالیه
خواسته یه نفر.. من حتی نمیدونم موضوع چیه.. گناه من چیه آدم ساده ایم.. باید رک باشی یوخسا منم گیر میکنم.. خدا تورو تحت حمایت الطافش قرار بده...
میدونم منظورم همین رسیدن به تعادلیه که در اون اینجا اومدن به یه امر دل به خواه تبدیل بشه نه اینکه دنبال مواد هی را بیفتیم بیایم اینجا
گفتم که یکیش رو انتخاب کن.. به من چه.. اینی هم که گفتم رسپانسیبیلیتیم بود در برابر یه دوست قدیمی.. رفتن و موندن در اینجا مثل فرق بهشت و جهنم نیست که راحت بری بهشت.. در هردو صورت معایب و مزایا داره
قهر نه..
آره خب.. آخه اونروزم من فکر کردم که این منم که میتونم اینرو درک کنم.. یه لحظه فکر کردم چشم سوم پیدا کردم..بیخیال الان میره صفحات دیگه...
برا مقایسه است فقط وگرنه این رو خودمم ندیدم ها:
[IMG]
نه با خانم فرناز بودم.. من نفس هم میکشم دوست دارم که بنویسم رو پیامام..
زشت؟ من؟ نه بابا.. اشتباهی شنیدی..
اهان بگو پس بهت عکس نمیده حسودی میکنی.. من گفتم که تازگیاتو اخلاقت بد شده.. ریشه پیدا شد..
راستی آهان میگم خودم..
درسته ... گفتم که فکر دیگه ای نکن.. من در کل زشت حرف میزنم تو دیگه باید قسمت پاک نوشته ها رو کمی فهمیده باشی..
من عاشق عکسم خوشم میاد ..مگه خودت بدت میاد..
آخه چیزه میدونی.. من چیزم معذبم یوخده.. خیلی خجالتیم پیش بچه ها. لااقل بگو سیبیل داراش فردا بیان اینجوری شرعی نیست قاطی پاتی باشیم حالا من یه حاجیم ولی طرف با ریش الکسی بوزویی معلومه که دل داره فراوون.. قر میده سهل و آسون
تو انگار رفتنت وابسته است .. به اومدن کسی ..من از صب اینجوریم ها.. منتظر چیزیم که خودم هم نمیدونم اونقدر میمونم مایوس میشم تا میبینم ساعتهاست که نشستم برای تقریبا هیچ..
فکر بدی نمیکنم ها ...میخوام بگم تو سایت ادم همیشه انتظار یه حادثه رو میکشه..همینه که اعتیاد اوره..
واگذار شد
عروسی باشه غیر تو کسی ندارم که بابام جان.. خب خانم ها مثل گنجیشکن.. نه زیاد باید تحت فشار گذاشت که له بشن ونه زیاد آزاد که از دستت پر بکشن برن.. این تعبیر تغییر یافته یه حرف دیگه است در مورد پیمانکار جماعت
ای بابا خودت که میدونی من جای دوری نمیرم.. با فناوری یاهو غریبه ام.. از کمرا متنفرم.. وویس مثل سمه برام.. تلفن مخالف با ذات خسیسانه منه.. ایستادن و انتظار در کنار خیابون.. اصلا تو مرام من نیست... پس چی؟
پس من همونجا تو پروفایلم هستم..