سلام منم معذرت میخوام آدم که از موقعیتی خارج بشه و دوباره برگرده به همون جا.. دید متفاوتی پیدا میکنه.. احساس میکنم کمی فضول تشریف داشتم در این ماجرا.. تو دعوای بین مهندسا یه کارگر بیل شکسته بودم که اومده بودم وسط این ماجرا..
مرسی واقعا خوشگل بود..
خدا حافظ تا مدتهای دیگه
سلام
من متاسفم.. یک روز اومدم و حرفهایی با بوی نصیحت و نکوهش زدم..که امرو خودم تکرارش کردم.. واقعا اون لحظه که نشتم چنین موقعیتی رو لمس کرده بودم.. معذرت که ناقلش بودم
ok remember this time and remind it later...
i will demonstrate you that im winner boy in this topic
girl are patient alot this make me angry sometimes
NOT NOW NOT HERE
I'll fight next week.why do you like this? was i bad before? what did i do..
i'm sweet:confused: handsome:surprised: and lovely boy:redface:o
[IMG]
آنجا شاید آری...
ولی اینجا چشممان از دوخته شدن به غروب بی ابر به سفیدی روی نهاده..
در جزیره ای متروک افتاده ام که فقط کشتی هایی در دوردست دیده میشوند و در همان امتداد غروب راه می پیمایند بی آنکه به ما قدری نزدیک تر شوند.. غمگین تر از خوشحالی دیروز هایم.. دیگر گلی نیز قدرت رویش بر این شاخه...