حاجی این تایپیک بالا اومد من نمیدونم چرا ناخوداگاه یاد خاطرات فراموش شده ابتداییم افتادم.. خانم معلم , من و یه نفر دیگه رو مامور میکرد براش چوب تر از باغ بیاریم برا کتک زدن بچه تنبلا..
یادمه با چنان خوشحالی و ولعی میرفتیم دنبال اینکار که نگو..
گاهی خودمم از همون (شیو) چوبا میخوردم.. خیلی خوب...