ناگهان آنقدر مُردیم که دیوانه دنیا آمدیم
چه می دانستیم " آیینه هر چه می بیند از یاد می برد"
پنداشتیم از درز ِ دیوارها باد می آید
چه می دانستیم باد پشت دری که بسته می ماند
بیهوده آنقدر مُردیم که گورستانی در سراسریم
نمانده راهی به مقصد از قصد می بُریم
در جنبِ دوری ِ از هم وول می...
i've had this problem many many times.. but don't know why can't get experience of them.
secret people are more better. otherwise jobber ppl can hurt me
مشکل همون فکر کردنه زهره جان.. همون لحظه ای که پری.. بی محابا رو کاغذ خالی کن دلت رو.. و اینکه حتما لازم نیست سبکی نو. ابداع کنی.. از یه ترانه الهام بگیر..
کمی سورئالیستی باش...فی البداهه بنویس و بعد خواستی تنظیم کن..
این چه حرفیه یولداش..
اتفاقا یه دختر میتونه حس زیبای رمانتیک داشته باشه تا یه اوغلانن کارت واقعا هم زیباست حالا هم که این توضیح زیبا رو دادی بیشتر به عمق کارت پی بردم و حس زیبات.. من نه بابا من بگیر نگیر دارم اگه بگیره میرم تو حسش وگرنه که عین برهوتی خشک میشم از کلمه و احساس... اگه تونستی البته...