نتایح جستجو

  1. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    در کارخانه​ای که ره عقل و فضل نیست فهم ضعیف رای فضولی چرا کند؟
  2. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند
  3. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    یاد باد آن که رخت شمع طرب می​افروخت وین دل سوخته پروانه ناپروا بود:crying2::crying2:
  4. behnam-t

    از صفحه 80 تا 84 تقریبا" تنها نوشتم مشاعره رو اییییییی که امشب دلم گرفته من همون شرکت میمونم...

    از صفحه 80 تا 84 تقریبا" تنها نوشتم مشاعره رو اییییییی که امشب دلم گرفته من همون شرکت میمونم دیگه بابا غریبی و . . .
  5. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    در نظربازی ما بی​خبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند
  6. behnam-t

    ازاون 2 تا شعری که نوشتم خوشت اومد؟منکه خیلی حال میکنم باهاشون

    ازاون 2 تا شعری که نوشتم خوشت اومد؟منکه خیلی حال میکنم باهاشون
  7. behnam-t

    سلام من النم هستم دیگه کی اومدی تو؟

    سلام من النم هستم دیگه کی اومدی تو؟
  8. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
  9. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
  10. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟؟؟
  11. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
  12. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود
  13. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش می​سپارم به تو از چشم حسود چمنش
  14. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد
  15. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف تا به حدیست که آهسته دعا نتوان کرد
  16. behnam-t

    دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد:biggrin:

    دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد:biggrin:
  17. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد
  18. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد:biggrin:
  19. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد:crying2::crying2:
  20. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد
بالا