دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد***کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
خاک وجود ما را از آب دیده گل کن***ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد
این شرح بینهایت کز زلف یار گفتند***حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد
عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود***کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد
امروز جای هر کس پیدا شود ز...
دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد***کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
خاک وجود ما را از آب دیده گل کن***ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد
این شرح بینهایت کز زلف یار گفتند***حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد
عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود***کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد
امروز جای هر کس پیدا شود ز...
دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد***کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
خاک وجود ما را از آب دیده گل کن***ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد
این شرح بینهایت کز زلف یار گفتند***حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد
عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود***کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد
امروز جای هر کس پیدا شود ز...
دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد***کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
خاک وجود ما را از آب دیده گل کن***ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد
این شرح بینهایت کز زلف یار گفتند***حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد
عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود***کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد
امروز جای هر کس پیدا شود ز...
دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد***کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد
خاک وجود ما را از آب دیده گل کن***ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد
این شرح بینهایت کز زلف یار گفتند***حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد
عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود***کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد
امروز جای هر کس پیدا شود ز...
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او**عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
میچکد شیر هنوز از لب همچون شکرش**گر چه در شیوه گری هر مژهاش قتالیست
ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر**وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست
بعد...
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او**عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
میچکد شیر هنوز از لب همچون شکرش**گر چه در شیوه گری هر مژهاش قتالیست
ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر**وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست
بعد...