یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود***و از لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود
از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب***رجعتی میخواستم لیکن طلاق افتاده بود
در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر***عافیت را با نظربازی فراق افتاده بود
ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق***هر که عاشق وش نیامد در نفاق افتاده...
من خییییییییییییییییلی سختی دیدم خیلی هم حرس خوردم اما الان میفهمم بیخود بوده این دنیا اصلا ارزششو نداره حتی یه لحظه یه ثانیه همیشه خوش باش تو اولین باری که افتادم تو درس(ساختمان داده علت دعوا با استاد)2 شب نخوابیدم کاش الان میافتادم هی میخندیدم:biggrin::biggrin:
من خییییییییییییییییلی سختی دیدم خیلی هم حرس خوردم اما الان میفهمم بیخود بوده این دنیا اصلا ارزششو نداره حتی یه لحظه یه ثانیه همیشه خوش باش تو اولین باری که افتادم تو درس(ساختمان داده علت دعوا با استاد)2 شب نخوابیدم کاش الان میافتادم هی میخندیدم
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او**عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
میچکد شیر هنوز از لب همچون شکرش**گر چه در شیوه گری هر مژهاش قتالیست
ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر**وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست
بعد...