نتایح جستجو

  1. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست و از آن خط چون سلسله دامی نفرستاد
  2. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    دیر است که دلدار پیامی نفرستاد ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد:crying2::crying2::crying::crying::w04::w04:
  3. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد
  4. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش که دست دادش و یاری ناتوانی داد
  5. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    شیر در بادیه عشق تو روباه شود آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
  6. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا زلف سنبل به نسیم سحری می​آشفت
  7. behnam-t

    چاکریم خوشحالیم خوشتان امده

    چاکریم خوشحالیم خوشتان امده
  8. behnam-t

    هی منتظر شما شدیم نیامدید دلمان پر از غصه شد و رفتیم

    هی منتظر شما شدیم نیامدید دلمان پر از غصه شد و رفتیم
  9. behnam-t

    خواهش میکنیم قابلی نداشت

    خواهش میکنیم قابلی نداشت
  10. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت
  11. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت:crying2::crying2::crying2:
  12. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
  13. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست:crying::crying2:
  14. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت:crying2::w04:
  15. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز یاد
  16. behnam-t

    مشاعرۀ سنّتی

    ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز بودتا دگر خون که از دیده روان خواهد بود
  17. behnam-t

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست مردم دیده ز لطف...

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او**عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست می​چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش**گر چه در شیوه گری هر مژه​اش قتالیست ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر**وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست بعد...
  18. behnam-t

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست مردم دیده ز لطف...

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او**عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست می​چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش**گر چه در شیوه گری هر مژه​اش قتالیست ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر**وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست بعد...
  19. behnam-t

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست مردم دیده ز لطف...

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او**عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست می​چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش**گر چه در شیوه گری هر مژه​اش قتالیست ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر**وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست بعد...
  20. behnam-t

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست مردم دیده ز لطف...

    ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست**حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او**عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست می​چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش**گر چه در شیوه گری هر مژه​اش قتالیست ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر**وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست بعد...
بالا