نتایح جستجو

  1. canopus

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    در فصل غربت از دل خود یاد می کنم باور مکن که دلهره ایجاد می کنم شیرین ترین صنوبر این باغ سبز را فردا فدای تیشه فرهاد می کنم خود را اگر به قیمت جانم شود تمام از تنگنای این قفس آزاد می کنم.
  2. canopus

    به نام زن... ♡

    رفتنت را ديدم تو به من خنديدي آتش برق نگاهت دل من آتش زد و مرا در پس يک بغض غريب در ميان برهوتي تاريک پشت يک خاطره سرد و تهي با دلي سنگ رهايم کردي و تو بي آنکه نگاهي بکني به دل خسته و آزرده من رفتنت را ديدم تا به آنجا که نگاهم سو داشت و تو در آخر اين قصه تلخ محو شدي باورم نيست که ديگر رفتي اشک...
  3. canopus

    فريدون مشيري

    آفتاب پرست در خانه خود نشسته ام ناگاه مرگ اید و گویدم ز جا برخیز این جامه عاریت به دور افکن وین باده جانگزا به کامت ریز خواهم که مگر ز مرگ بگریزم می خندد و می کشد در آغوشم پیمانه ز دست مرگ می گیرم می لرزم و با هراس می نوشم آن دور در آن دیار هول انگیز بی روح فسرده خفته در گورم لب بر لب...
  4. canopus

    سهراب سپهری

    دره خاموش سکوت ‚ بند گسسته است کنار دره درخت شکوه پیکر بیدی در آسمان شفق رنگ عبور ابرسپیدی نسیم در رگ هر برگ می دود خاموش نشسته در پس هر صخره وحشتی به کمین کشیده از پس یک سنگ سوسماری سر ز خوف دره خاموش نهفته جنبش پیکر به راه می نگرد سرد ‚ خشک ‚ تلخ ‚ غمین چو ماری روی تن کوه می خزد...
  5. canopus

    سیما یاری

    دریا در بطن قطره بود گل سرخ دیوارها ادامه ی مرزند و مرزها ادامه ی خط های بسته اند بر صفحه ی کاغذ از بارش باران خطی نخواهد ماند از بارش باران باران قطره ها با دیده بان بگو در بطن قطره بود گل سرخ
  6. canopus

    سیما یاری

    یاس در باز شد آمد خاموش خاموش چرخید از میز تا تخت از تخت تا آب از آب تا در در باز شد رفت در پلکان نجوای نور است با برگ سبز سبز گردن کشید یاس از پشت دیوار دنبال آفتاب
  7. canopus

    اگه خدا بهت بگه فقط یه دعاتو مستجاب میکنم چه دعایی میکنی

    خدايا: مي ترسم كه اگر به همين منوال پيش رود ديگر شعله هاي عشق تو در وجود من هر روز بي فروغ و بي فروغتر شود. تاجايي كه ديگر نه اشتياقي براي پرواز داشته باشم و نه اميدي به رهايي! پس اي خداي مهربان! مرا از اين تكرار از اين يكنواختي كه همه ي روزهاي مرا فرا گرفته است رهايي ده ! خدايا: به من اشتياقي...
  8. canopus

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    درس زندگی را از باد محبت را از لبخند صداقت را از گل سرخ راز را از گل شب بو به احساس وصالمان سوگند همه را آموختم! اما تو را، در لحظه های ساکت انتظارم گُم کرده ام.....
  9. canopus

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    باران شعری گر بباری سبز گردیم لطفی کن اینجا خشکسالی حکمفرماست با یک بغل عشق و صفا می آیم ای دوست اینها همه تقدیم تو، شعر من اینهاست کشتی شعر من دگر لنگر فکنده ست وقتی که طوفان غزلهای تو برپاست...
  10. canopus

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    این روزها شروع فروپاشیدن من است هر حرف و رنگ در سطح بی تموج من گیج می شود این روزها آرام زیر سایه ی خود راه می روم با هر نفس رگ هایم از شراب سیراب می شوند این روزها حتی هوای ساده مرا مست می کند.....
  11. canopus

    مشاعرۀ سنّتی

    من شکوفایی گل های امیدم را در رویا ها می بینم وندایی که به من می گوید: گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است...
  12. canopus

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    بر کدام آینه از چشم شما بنویسم از همان پنجره ی رو به خدا بنویسم تو سراپا غزلی، چشمه ی زیبای حضور تو بجوش از دل من، تا که تو را بنویسم.
  13. canopus

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    خودم را برایت سرودم تو باور نکردی! تو را آرزو کرده بودم تو باور نکردی! نوشتم برایت: برایم دعا کن شبی را همان شب دلت را ربودم تو باور نکردی!
  14. canopus

    به نام زن... ♡

    برای اشکهایت ساغری از اشک میسازم برای حرفهایت باوری از اشک میسازم هوای چشمهایت ابری ودلگیرو محزون است برایت چشمهای دیگری از اشک میسازم دلت تنها تر از مفهوم بی پایان تنها یی است هجومی ازدحامی محشری از اشک میسازم...
  15. canopus

    آرامترین آرام

    عطر یاد تو چه آرام آمد. و چه آرام مرا پیدا کرد. و چه آرام مرا عاشق کرد. و چه آرام مرا رسوا کرد.
  16. canopus

    سرزمين روياها

    سلام سپیده! دیشب ثانیه ثانیه گریستم تا تو آمدی نگاه کن! دستمالی از ستاره برایت آوردم.....
  17. canopus

    به نفر قبلیتون یه شعر هدیه بدین

    دریای حسن پاک تو را می زنم ورق در موج چشم تو پیداست آسمان پرواز از نگاه تو مثل حقیقت است حالا که بام قله ی دنیاست آسمان این بیت آخر از شعر عاشقانه ام تقدیم هر که مثل تو تنهاست آسمان!
  18. canopus

    خودتو با یه شعر وصف کن...!

    تو که رفتی پریشان شد خیالم همه گفتن که من دیوانه حالم نمیدانند که این دیوانه در فکر شفا نیست هر چه هست اما بی وفا نیست
  19. canopus

    // ... به نفر بعدیتون یک شعر هدیه بدین ...\\

    محبت و صفا،صمیمیت،عهد و وفا سعادت و یکدلی و روی به بالا بردن همه شب پر زدن از کوی فراق و در آغوش کشیدن وصال و انتظار و لذت و شادی و زیبایی هم با تو ای خوبترین خوبیها با تو معنی دارد...
  20. canopus

    آرامترین آرام

    آرام آرام آرام این صدای قدم های توست! و گرمای دستان من یعنی بهار.یک آغاز آرام آرام آرام تو در قلب من جا گرفته ای! و این حکایت هر روز اتفاق می افتد................!
بالا