نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دوستان با اجازه همه ما هم بریم سمت لالا ... شب همگی بخیر و خوشی ... :gol:
  2. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شبت بخیر و خوشی ... خدا نکنه، دشمنت بمیره ... زبونتو گاز بگیر دختر ... :mad:
  3. mohammad sadegh

    سلام ممنون بابت این عکس قشنگت، من خیلی پروانه ها رو دوست دارم آبجی ...

    سلام ممنون بابت این عکس قشنگت، من خیلی پروانه ها رو دوست دارم آبجی ...
  4. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    واسه ی اینکه رفیق فابشه و ازش خبر داره ... :)
  5. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    این سوالو باید از مهشید جان بپرسی یاسمینا خانوم ... :D
  6. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خوبم، تو هم خوبی ...؟ :D سر من؟ آره فکر کنم خورده به اون دندونای تو ... :D دندون چیه؟ واقعا دوست داری بگم دندون چیه؟ ... :D خب چون هم ت هم همه میدونن دندون چیه دیگه وقتمو تلف نمیکنم برای تعریف دندون ... :D چی شد پس؟ حالا بودی؟ :D اصلا نمیشه بذارم این وقت شب تنهایی بذاری بری آقا .....، چی نه...
  7. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    جدییییییی میگی؟ حالا خودش کجاست این سپهروووووووووو ...؟ :D
  8. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    برو به سلامت ... شبت بخیر و خوشی ...
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام خدمت مهشید خانم ... خوش اومدی ... چرا، اتفاقا خیلی به نظرم آشنایی ... :D این چشای آواتارت خیلی شبیه چشای یکی از دوستانه ...:D راستی دندوناتو نشون بده ببینم امشب مسواک زدی؟ :D;)
  10. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام ساسان جان ... چه عجب ما شما رو دیدیم ... خوش اومدی عزیز ... باشه بابا، تو که میدونی همه دوستت دارن از ته دل، دیگه چرا به حرف من اهمیت میدی نگار جان ... :D
  11. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام ... خوش اومدی، چیه نبودی؟ داشتی یه طلسم جدید میساختی؟ ( یالا دیگه یالا اعتراف کن:cool:) ... :D فکر کنم فقط سایت نباشه ها .... :D برو به سلامت ... شبتم بخیر و خوشی ... خواب فضایی ها رو ببینی ... :D
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود " لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت ...
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    برو به سلامت ... شبت بخیر و خوشی ...
  14. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    چوپان و مرد ... چوپان و مرد ... چوپاني مشغول چراندن گله گوسفندان خود در يك مرغزار دورافتاده بود. ناگهان سروكله ي يك اتومبيل جديد كروكي از ميان گرد و غبار جادههاي خاكي پيدا ميشود. رانندهي آن اتومبيل كه يك مرد جوان با لباس Brioni ، كفشهاي Gucci ، عينك Ray-Ban و كراوات YSL بود، سرش را از پنجره...
  15. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام به همگی دوستان عزیزم ... :gol: ما که خداروشکر خوبیم و یجورایی میگذرونیم، شما خوبین؟ ...
  16. mohammad sadegh

    قابل نداره ... :d

    قابل نداره ... :d
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دوستان با اجازتون ما هم بریم ... شب همگی بخیر و خوشی ... :gol:
  18. mohammad sadegh

    کدوما؟ الان منظورت کجا بود؟

    کدوما؟ الان منظورت کجا بود؟
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شبت بخیر و خوشی عزیز ... برو به سلامت ... شبتم بخیر و خوشی ...
  20. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    کرایه ... کرایه ... پای راستش بد جوری پیچ خورده بود . درد رو با تمام وجودش حس می كرد یه لحظه فكر كرد كه شاید پایش شكسته . با چهره ای فرو رفته و درهم نگاهی به پایش انداخت و جوراب ضخیمی كه به پاش بود رو از پایش در آورد و با ناراحتی به مچ پایش خیره شد . مچ پایش تا حدودی قرمز رنگ شده بود و كم كم...
بالا