نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    ای بیمعرفتا،:eek: فکرشو میکردم اگه ظاهر بشم اینجا اینطوری بشه ... :D
  2. mohammad sadegh

    چشم حتما ... میگم خبرا چقدر زود میپیچه ... :d ایشالا که همین امسال بری خدمت آقا زیارت ...

    چشم حتما ... میگم خبرا چقدر زود میپیچه ... :d ایشالا که همین امسال بری خدمت آقا زیارت ...
  3. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شبت بخیر و خوشی ... برو به سلامت ... شبتم بخیر و خوشی ...
  4. mohammad sadegh

    چشم، بروی چشم ...

    چشم، بروی چشم ...
  5. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دارم درباره تو تحقیقاتمو کامل میکنم ... :D سلام به حمید گل و همه عزیزان گلم ... :gol: عیدتون مبارک دوستان ... :gol:
  6. mohammad sadegh

    سلام دادا ... عیدت مبارک ... دادا دارم میرم مشهد چیزی نمیخوای؟

    سلام دادا ... عیدت مبارک ... دادا دارم میرم مشهد چیزی نمیخوای؟
  7. mohammad sadegh

    سلام آبجی ... مرسی، عید تو هم مبارک ...

    سلام آبجی ... مرسی، عید تو هم مبارک ...
  8. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    نه قربانت ... چه عجب، گفتم یادت رفت، حالا دیر آوردی گذاشتی آشپزخونه؟ :razz: ممنون ... شبت بخیر و خوشی ...
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    برو به سلامت ... شبتم بخیر و خوشی ... سلام ... به به، ببین امشب کی اومده اینجا ...:) دوستان ایشون نسیم خانوم هستن، یکی از قدیمیای کرسی ... :D
  10. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    کجات؟ همه جا، آمارت، حرف زدنت (میای یه سلام و شب بخیر میدی میری)، همه چیت پسر، جدی تا حالا عجیب تر از تو ندیده بودم ... یه مثال کوچیکش همون قسمت تشکرایی هست که کردی، روبروش میدونی چه عددی رو نشوته؟ ... :D یعنی تو تا حالا از هیچکی ... ؟ :que::)
  11. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بابا گفتم دیگه، یه چایی، قهوه ای، بستنی، میوه ای، چیزی ... :D
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام عجیبترین کاربر سایت ... خوبی آقا وحید؟
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    یکی پیدا نمیش اینجا یه چایی، قهوه ای، بستنی، چیزی به ما بده؟ :razz: بابا گلوم خشک شد از بس حرف زدم ... :razz:
  14. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    آره خب، خودت بشین حساب کن، اون همه پولو با جادوگری بدست میاری، خونتم که با جادو تبدیل به قصر کردی، لب ساحل و دریا هم که هستی، دیگه چی میخوای؟ :D به سلامتی، ایشالا که همیشه موفق باشی ... باشه، همون بیار اشکال نداره ... سلامتی شما، خبری نیست والا ...
  15. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    روغن ريخته را نذر امامزاده كرده ... روغن ريخته را نذر امامزاده كرده ... يكي‌بود، يكي‌نبود. در يكي‌ از روستاها مرد ثروتمندي‌ (به نام یاسمن، که خودشو با جادوگری شبیه به یه مرد کرده بود) :D زندگي‌ مي‌كرد. او با اين‌كه‌ مال‌ و دارايي‌ زيادي‌ داشت، خيلي‌ خسيس‌ بود. در آن‌ روستا امامزاده‌اي‌ هم‌ بود...
  16. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام آبجی منصوره ی عزیز ... لطفا مخصوصش با قارچ و پنیر باشه اگه میشه ... :D مرسی، مرسی، شما خوبی؟
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    خب که به خودت بیای دیگه ... :D جدی؟ به سلامتی، امتحان چی بود حالا؟ میان ترم جادوی سیاه بود؟ تونستی انجامش بدی راحت؟ راستی هری پاتر چیکار کرد؟ خوب امتحان داد؟ :D
  18. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    چرا پس همه ساکتن؟ ... نکنه کسی نیست؟
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دسیسه کبوترها ... دسیسه کبوترها ... در یک باغ وحش فیلی به خوشی زندگی می کند. گروهی از کبوترها هم بدون توجه به او در نزدیکی او برای خودشان لانه ساخته بودند. چون اگر تنها قسمت کوچکی از غذاهای زیادی را که بازدید کننده های باغ وحش برای فیل پرت می کردند، کش می رفتند، برای یک هفته شان کافی بود...
  20. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسی عزیز، شکر ...
بالا