نتایح جستجو

  1. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    سلام به همگی ... خوبین دوستان؟
  2. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    دیر ادیتش کردی، من دیگه یه نقل قول گرفته بودم ... :D بعد به پسرا میگه چقدر اشتباه تایپی دارن، تو که خودت خدای اشتباهی ... :D
  3. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بری که دیگه ... :D شبت بخیر و خوشی ... منم برم دیگه دوستان با اجازه همگی ... شب همگی بخیر و خوشی ... :gol:
  4. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    حمید جان هر جوری که عشقته عمل کن عزیز ...:D راستی اون قلیونو آوردی؟ :D فردا امتحان چی داری راستی؟
  5. mohammad sadegh

    باشه عزیز ... برو به سلامت ... ایشالا که نمره ی خوبی میگیری فردا ... شبتم بخیر و خوشی ...

    باشه عزیز ... برو به سلامت ... ایشالا که نمره ی خوبی میگیری فردا ... شبتم بخیر و خوشی ...
  6. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    من هیچوقت دروغ نمیگم، مگه من مثل توم؟ ... :D تو همیشه اینو میگی بهم، ولی الان داری انکار میکنی چون قرصاتو نخوردی ... :D :gol::D باشه پای من، تو چیکار داری صلا، حمید جان اون امدادای غیبی که بهت یاد دادم رو ازشون استفاده کن، حله همه چی ... :D . . . نگار خانوم سلام خوبین؟ خوش اومدین زیر کرسی ...
  7. mohammad sadegh

    چقدر خوبه که بعضیا حافظشون اینقدر سریع یاریشون میکنه ... دی:

    چقدر خوبه که بعضیا حافظشون اینقدر سریع یاریشون میکنه ... دی:
  8. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    هستم باهات تا آخرش ... :D عزیز دلمی، اینارو ولشون کن، بیا بریم با هم درست کنیم بزنیم به بدن عزیز ... :D تازه، تا حالا این شلغمو رو آتیش کباب کردی ببینی چه خوشمزه میشه؟ :)
  9. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    تو پودرتو کیسه کن بابا ... :D بعد به من میگه تخیلت قویه، قرصاتو آخرشم نخوردی ها، همینه زده به سرت ...:D
  10. mohammad sadegh

    جدی میگی؟ باشه پس منم یه تاریخی و زمانی رو میخواستم به یکی بگم، دیگه بهش نمیگم ... دی:

    جدی میگی؟ باشه پس منم یه تاریخی و زمانی رو میخواستم به یکی بگم، دیگه بهش نمیگم ... دی:
  11. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اون لیوانو که دوباره آرام ازم کش رفت، تازه کلی هم باهام دعوا کرد که چرا لیوانش دستمه ... :D
  12. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شب همگی اونایی که دارن میرن لالا بخیر و خوشی ... خوابای طلایی ببینید عزیزان ... :gol:
  13. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود (مزرعه ی جادوگر سیاه، یاسمن :D). مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این...
  14. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    جدی؟ حمید اون دوشکامو بده بینم ... :D آخه اگه من ضعف نشون دادم که تو الان ... :confused: ای بی معرفت با اون مرغ دستیارت ... :razz: داریم، داریم ... :D نه دیگه، ریختم تو لیوان خودت یواشکی که خوب بشی زود ... :D
  15. mohammad sadegh

    سلام حمید جان ... مرسی شکر خدا خوبم ... شما خوبی؟ داش حمید یعنی این تو نبودی حدود دو ساعت پیش...

    سلام حمید جان ... مرسی شکر خدا خوبم ... شما خوبی؟ داش حمید یعنی این تو نبودی حدود دو ساعت پیش جواب دادی؟
  16. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    شب برفی ... شب برفی ... شب از نیمه گذشته بود. دانه‌های درشت برف روی سرشان می‌ریخت. هر قدم كه مردجوان برمی‌داشت ، جای پاهایش فرو می‌رفت. از تیرهای چراغ برق می‌گذشتند و سایه‌های درازشان دنبالشان می‌خزید . زن ، كودك را محكم به سینه چسبانده بود. چادر گل‌دارش را روی سر و صورت او كشیده بود و با...
  17. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    بله عزیز دل دیدم، اون تشکر هم به نشانه تایید بود حمید جان، تازه ما که همین یک ساعت پیش با هم سلام علیک کردیم ... :D عزیز وقتی یهو شلوغ میشه زیر کرسی بعضی وقتا با یه تشکر هم میشه تایید کرد حرف طرف مقابلتو ... :) خداروشکر، ولی مثل اینکه باز قرصاتو نخوردی ... :D شایدم تو باز اون آینه رو گرفتی...
  18. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    اوه اوه، چه بکش بکشی راه افتاد ...:surprised: بچه ها با هم دوست باشین عزیزان ... :D حمید خودتم میدونی زور این آرامو نداری جیگر، چرا الکی خط و نشون میکشی آخه ... :D
  19. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    جانم؟ خوبی آرام؟ عزیزمی جیگر ... من کوچیکتم هستم عزیز ... میگم مقصود جان زشته جلو دخترا، خب اینا همشون یهو کمبود احساسات پیدا میکنن افسرده میشن میبینن اینجوری بهم میگی عزیز دل ... :D سلام آبجی منصوره ی عزیز ... مرسی، شکر خدا ... نظر لطفته آبجی ... :gol:
  20. mohammad sadegh

    بیا زیر کرسی تا قصه های قدیمی رو واست تعریف کنم

    مرسی ... سلامتی، والا خبر که دارم واست پرونده قطوری البته محرمانه، درست میکنم عزیز ... :D آره به سلامتی، تک و توک میگیرن دیگه .... :)
بالا