ALIREZA.F.1988
پسندها
39,277

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره



  • آدم ها
    من را به یاد تو نمی اندازند
    این جا هیچ کس شبیه تو نیست
    من در شهر
    و در بین این همه آدم
    همیشه دلتنگم
    اما همین که دور می شوم
    همین که به درختی ، کوهی ، چشمه ای برمی خورم
    تو را می بینم
    تو را که دشت ها
    روی دست هایت می خوابند
    و رودها
    ادامه ی رگ های تواَند
    و آب ، آبِ وحشی
    که من را به نوازشِ عریانی اش وا می دارد
    تصویر آینه ی توست
    دلم که تنگ می شود برایت
    کنار آتش می نشینم
    دریا می کشم و
    به درختان فکر می کنم.

    مریم ملک دار
    سلام...
    مرسی بابت لطف همیشگی و عکس های زیباتون دوست بزرگوار.....
    رفته بودم سرِ کوچه دو عدد نان بخرم
    و کمی جنس بفرموده ی مامان بخرم
    از قضا چشم من افتاد به یک دوشیزه
    قصد کردم قدحی " ناز "از ایشان بخرم
    ناز از دلبر طنّاز ،خریدن دارد
    بهترآن است که از دافِ پری سان! بخرم
    بس که ابروی"تتو" با مژه اش سِت شده بود
    مانده بودم چه از آن سرو خرامان بخرم
    لبِ غرق رُژ و گیسوی فَشن را باید..
    شده حتّی به شبی رفتنِ زندان،بخرم
    بی خیالِ رصد"گشت"شدم یک لحظه
    تااگرهم شده با چنگ و دندان بخرم...
    که به خود آمده،دیدم به سرش شالی نیست!
    به کجا میروم اینگونه شتابان! بخرم!
    نکند دوره چهل سال عقب برگشته
    یا که من آمدم از عهد رضاخان بخرم!
    باتعجّب و کمی دلهره گفتم ؛بانو!
    بهرتان روسری اندازه ی " روبان"! بخرم؟
    گفت؛ با لحن زنانه " برو گم شو عوضی"!
    پسر "مش صفرم"!، آمده ام نان بخرم!!!????????????
    سلام، لطفا با دقت بخونید (هرچند که یکم طولانی شد :redface:)

    ما از عهدة این نیروی مرموز برنمی آییم!
    سلام دوست بزرگوار
    اختیار دارین ...
    کم سعادتی از ماست....:redface:
    سلام
    اینجا کجاست من اومدم
    چرا اینجوریه
    شما از کی دوست من شدین
    ببخشیدها
    صبح امروز کسی گفت به من:
    تو چقدر تنهایی ...

    گفتمش در پاسخ :

    تو چقدر حساسی ...

    تن من گر تنهاست...

    دل من با دلهاست...

    دوستانی دارم

    بهتر از برگ درخت

    که دعایم گویند و دعاشان گویم...

    یادشان دردل من ...

    قلبشان منزل من…...

    صافى آب مرا يادتو انداخت...رفيق...

    تو دلت سبز...

    لبت سرخ...

    چراغت روشن...

    چرخ روزيت هميشه چرخان...

    نفست داغ...

    تنت گرم...

    دعايت با من...

    "سهراب سپهري"
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا