دکتر پس اون لطافتت چی شد ؟؟
من بیمار روحی بودم خووو، بامن اینجوری رفتار میکنی که بدتر میشم
منم کار بدی نمیکنم همه چیز رو سپردم به دست فراموشی (این با آلزایمر فرق داره ها خخخخخخ)
دکتر از من قطع امید نکن
وقتی که سیل سرازیر می شود، جایی که قطره عرق ما چکید، پاک خواهد شد و نقش پایمان بر خاک از بین خواهد رفت. اما شاید بومادران و بابونه در یاد سبز خود نگهدارند، روزی که ما به بوی خوش پاکشان سلام می دادیم و روی برف نوشتیم: ما هنوز زنده ایم.