شبگرد23
پسندها
11,121

ارسال های پروفایل ارسال ها درباره

  • نه آقای دکتر خخخخ
    اتفاقی که نیافتاده اما از نظر روحی
    ممنونم شبگرد عزیز. شبتون آروم:gol:

    شب ها که دل رنگ خداست
    احساس ها بی انتهاست
    نسترن خاموش است
    نوبت شب بوهاست
    از قناری خبری نیست دگر
    وقت پرواز منو شبپره هاست
    دل من آشوب است
    در دل من غوغاست
    کاش یک شب بپرم
    مَثَل شاپرکان
    سوی این روشن خوش عطر لطیف
    پر بسوزانم در این عشق جهان
    غرقه گردم در ان به تمنا و دعا
    با توسل به همین برهه پر فیض زمان ...
    آره خیلی شیطونی میکنم و اهل شوخی و خنده هستم اما الان حالم خوب نیست
    مرابه ذهنت نه...
    به دلت بسپار...
    من ازگم شدن درجاهای شلوغ
    میترسم
    :gol:
    اشکالی نداره علیرضا:redface:
    آره خودمم میدونم بی دلیل، دلیله بزرگیه
    من به دنبال ِ فضایی می گردم
    لب ِ بامی
    سر ِ کوهی
    آخ....
    می خواهم فریاد ِ بلندی بزنم !
    آن دم که به معشوق توانیم رسیدن
    خود لحظه ی مرگ است و عجب لحظه ی نابی… :gol:
    خواهش میکنم عزیزم قابل تو رو نداشت
    ببخشید من اسمتو نمیدونم میگم شبگرد اشکالی نداره ؟؟؟
    بـگوییـد
    ایـن قـدرعـوض نکـننـد
    رنـگ و روی ِ ایـن شـهرِ لـعنتـی را ...
    ایـن پیـاده رو هـا ...
    میـدان هـا ...
    رنـگ و روی ِ دیـوار هـا ...
    خـاطراتـم دارنـد از بیـن می رونـد

    وحشتناکه
    من تجربه شو دارم ...
    امیدوارم هرچه زودتر خوب شی
    باد و باران دیگرحرفی بامن نمی زنند

    وگرنه حتما شعری داشتم

    که نم نمک درباد بخوانم


    پاییز مرا به بادفراموشی سپرده ست

    وگرنه آوازی داشتم

    به باد بدهم


    کوچه های مهر

    دیگر مرابه چشم کودک دبستانی نمی بینند

    وگرنه حتما بهانه ای می یافتم

    تا مثل باد

    در کوچه ها بدوم...
    الهی چرا ؟؟؟ دندون درد آدمو خیلی کلافه میکنه
    من خوبم ...
    دیشب
    نگاهت را
    جرعه... جرعه...
    نوشیدم!
    صبح
    كویرم
    پر از شقایق بود...!

    :gol:
    :) چی شده شبگرد عزیز ؟
    سلام و عصر بخیر . حالتون چطوره گرامی دوست؟:gol::redface:
    تقویم آنقدر ورق خورد

    تا تو آمدی آخر

    در نیمه های شب

    و همقدم شدیم

    در کوچه ای به کوتاهی یک رویا ...


    :gol: و عشق تنها عشق
    تو را به سرخی یک سیب می کند مأنوس...

    تقویم آنقدر ورق خورد

    تا تو آمدی آخر

    در نیمه های شب

    و همقدم شدیم

    در کوچه ای به کوتاهی یک رویا ...
    بوي رسيدنت

    شال گردن

    باراني

    و چتر واژگون

    با قطره هاي گمشده

    لابلاي هواي تازه شاملو...

    همراه با ريتم کند سه تار

    و گلوي تنگ ناوداني ها

    بر سينه خيابان

    شبِ بارانيِ کافه،

    گردش بوي رسيدنت،

    ميزهاي تهي از ديدار،

    اسپرسو،.........

    انتظار

    :gol:
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا