naghmeirani
پسندها
68,427

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • دوستان، لطفا جهت عرض تسلیت به اینجا مراجعه کنید؛ ممنون

    انّا لله و انّا الیهِ الرّاجِعون - تسلیت ونوس خانوم
    تو را چه مي رسد اي آفتاب پاك انديش
    تو را چه وسوسه از عشق باز مي دارد ؟
    كدام فتنه بي رحم
    عميق ذهن تو را تيره مي كند از وهم ؟
    شب آفتاب ندارد
    و زندگاني من بي تو
    چو جاودانه شبي
    جاودانه تاريك است
    تو در صبوري من
    اشتياق كشتن خويش
    و انهدام وجود مرا نمي بيني
    منم كه طرح مودت به رنج بي پايان
    و شط جاري اندوه بسته ام اما
    تو را چه وسوسه از عشق باز مي دارد ؟
    تو را چه مي رسد اي آفتاب پاك انديش؟
    ز من چگونه گريزي
    تو و گريز از خويش ؟
    به سوي عشق بيا
    وارهان دل از تشويش
    صبـر کن گریه زمین گیر شود بعد برو
    آسمان قصه ی منـدیر شود بعد برو
    دلم از ناله ی بشکسته ی تو سیر نگشت
    تا دل از قامت تو سیر شود بعـد برو
    سال ها ساعت عمرم به تماشای تو رفت
    دست بگذار پسر پیر شود بعـد برو
    خسته ی اشکی اگرهست تو هم صبر نمای
    این سفر اشک به زنجیـر شود بعد برو
    جان مرغی که پر و بال تکیده است نگر
    مرغ اگرزنده به تقـدیر شود بعد برو
    محنت فـاصله ها ایل دلم را بشکست
    خواب چون قابل تعبیـرشود بعد برو
    هر که جـانی به در آرد به قصاصش ببرند
    غم در این محکمـه تقصیر شود بعد برو
    ماه در عقرب غم داس به خرمن نبـرند
    صبر کن زود چه قـدردیرشود بعد برو
    باورم نیست که افتـادی و افتاده شدم
    عشق اگر کشته به شمشیر شود بعـد برو
    صبر کن تا که ببینی قفـس سینه ی یار
    هدف قبضه ی پنج تیـر شود بعد برو


    بیا کودکانه و بی خبر امید ببندیم

    به تک تک شاخه های درخت خیالمان !

    نگاه هایمان را گره بزنیم

    به آبی بی کران آسمان

    و دست هایمان را ، به هم ...

    بیا ساز بزنیم ، تا روزگار بی وقفه برقصد برایمان !

    و پاک کنیم

    رد پای تمامی این رهگذران مضطرب را !

    چه فرقی می کند خوب ِ من ؟!

    تا آن هنگام که این باران دلتنگی بند بیاید

    زیر چتر خیال می خوابیم ...

    کودکانه و بی خبر ...!


    نیلوفر
    خدایا !
    مرا قلبی شریف ببخش
    تا چون رود مهر
    در این دنیای تشنه جاری باشد.
    به جست و جوی آسایش و زیبایی نیستم
    که همه چیز در گذر است.

    silenta
    منظورم رباعی هایی که تو "یک خط برای کسی که دوستش دارید" گذاشتم
    می دونستم که اینو میگید
    نیروی عجیبی داره ............
    راستی اون رباعی ها از ایرج زبردست شاعر شیرازی تورباعی خیلی زبردست
    یه سوال اینم میتونید جواب ندید
    اونم این که چی باعث شده تا این موقه شب بیدار باشن
    خودتون ام شعر گفتید
    اگه شخصیه میتونید جواب ندید


    امروز دیدم ...

    فهمیدم

    چقدر ...

    چقدر زیباست ...

    انعکاس آسمان بر روی زمین خیس از باران ...

    آسمانی سربی ...

    خاکستری های متفاوت ...

    و چشمانی که نیاز به بالا نگریستن نداشت ...

    باران که می بارد تو همیشه می آیی ...

    انعکاس زندگی همین دور و برهاست

    نگاه کن شکوه زندگی را ...

    خدا همین جاست ...!
    باتو پیمانی دگر دارد دلم از جایی ها حذر دارد دلم
    باتو ای زیباترین زیبای من اسمانی صاف تر دارد دلم
    ای که چشمانت صدایم میزند ازهمه حات خبر دارد دلم
    ای که رفتی بی خبرتاشهر نور بی تو اما دیده تر دارد دلم
    بی تو ای افسونگر افسانه ام چشم در چشم سحر دارد دلم
    باتو ای بانوی اب و اینه عهد وپیمانی دگر دارد دلم
    خدایا !
    مرا همواره در درگاهت نگاه دار.
    دیدن تو ، حتی از دور
    یعنی زنده ماندن و جان داشتن
    اما ندیدنت ، پژمردن و جان دادن است.

    silenta


    وقتی خدا غمگین می شود

    و راه می رود

    از جای پاهایش " پاییز " می روید ...


    رها یوسف نژاد
    آنکه با تلاش بسیار اندیشه خویش را فربه نمود، با این وجود باز گوش به سخن این و آن سپرد، دیگر نمی توان آینده روشنی در پیش روی او دید.
    اُرد بزرگ:gol:


    می خواهم راه بروم ...

    سوت بزنم ...

    دور شوم

    کمی از این همه صندلی های پر دود ...

    کمی از این همه چشم و عینک های سیاه ...

    می خواهم در ماه ترین

    ایستگاه زمین

    گریه کنم ...!


    هیوا مسیح


    تجربه ی مبدا را به اختیار من گذاشتی

    اما ایمان دارم که برای مقصد تنها نیستم ...

    هنوز قدم اول را پس از سالها یاد نگرفته ام ... هنوز زمین می خورم !

    .

    .

    .

    می دانم برای قدم دوم دستم را خواهی گرفت تا مقصد ...!
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا