me.fatima
پسندها
2,256

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • سلام خوبی؟ خواهش میکنم... ای بابا..... بازی اول رو که باختیم هر دو..
    :biggrin:
    سلام فاطمه خانم
    ممنون. لطف داری
    منم گفتم ما که داریم میریم یهحسی بهمگفت تو این ده سالی که اینجا بودم یه بار عکس خودمو بزارم لااقل. این حقو ایینجا داره.خخخ
    یه موقعی انقدر تابو بود اطلاعات شخصی تو دنیای مجازی که انگار همه دنیا و سازمانهای جاسوسی منتظر اطلاعات ماهستن. اما الان با تلگرام و بقیه دوستانش افطار چی میخوری راحت همه دنیا میتونن بفهمن. دی
    نظر سنجی مسابقه یک پاراگراف یک صدا


    خوشحال میشیم در نظرسنجی شرکت کنید
    حمایت خود را از شفافیت حقوقهای مدیران در سامانه حقوق و دستمزد ثبت کنید

    دعوت نامه
    با سلام.......در صورت تمایل حمایت خود را ثبت کنید
    سلام عزیزم.. ممنون..
    تو چطوری؟ اوضاع احوال خوبه ؟
    من همیشه دلم پیش بچه های اینجاس ... :redface:
    به به .. نوش جان
    منم همین دو سه روز پیش رو شمال بودم ....مازندران ...حسابی بارون زد و کیف داد
    کرج الان اوضاع خوبه .... بدک نیست .... نه گرمه نه سرد
    با مظلومی بهتر از این نمیشدیم دیگه ... سلام ... چون چند روز گذشته
    قربانت ...
    تیم ما خیلی بد بازی میکنه... من اصلا پرویز رو قبول ندارم .... بعیده قهرمان شیم یا شاید سهمیه هم نگیریم
    ممنونم ... شمال بودیم ... خوب بود ... انشالله به شما هم خوش بگذره ... این سال 95
    به رسم نوروز هر سال و به یاد دوستان قدیمی
    تحفه ای هرچند ناچیز مهیا کردم - به عنوان یادگاری -
    تا بدینوسیله یادآوری کنم که دوری هرگز دلیل فراموشی نیست
    و هر کجا که باشم مهر و یادتان در قلب و جانم جاودان خواهد بود
    امیدوارم سالی پر از برکت و شادمانی پیش رو داشته باشید
    دوست همیشگی شما : ISLAND
    (طرح و متن طبق معمول از خودم :دی)


    سلام فاطیما
    حالت چطوره؟؟ چه خبرا؟؟ اوضاع کار و زندگی چطوره؟
    اینجا هم بارونی شده خدا رو شکر عالیه .... بخصوص رانندگی زیر بارون خیلی حال میده و همینطور قدم زدن
    البته من تو شهر زیر بارون فقط با چتر میرم ..... چون موهام فره و تا یکم .... فقط یکم آب میخوره کلا بهم میریزه
    چند روز پیش شمال بودم ... هفته دیگه هم باید برم ..... موقع برگشتن تو جاده چالوس حسابی بارون زد .... چسبید
    از سعدی هم بلدم ....
    گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد ..... گویم اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
    سعدیا ...
    بعله ...
    آره گل شانسی خوردیم ... بازی بدک نبود از اون 0-0 ها بهتر بود .... اما مظلومی تا استقلال گل رو زد زرت زرت دفاع میاورد تو ... پدر تیمو دراورد ...
    دیگه چه خبر؟؟
    نه ... همون عاشق شدی ....
    امتحان کردم اما فقط همین یدونه بعد از یه مدتی تو ذهنم موند.... البته خوب حفظ نکرده بودما
    صبا بلطف بگو آن غزال رعنا را ...... که سر بکوه بیابان تو داده ای ما را
    دقیقه نود و nام گل خوردیم مساوی شد.... این مظلومی اصلا مربی نیست
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا