یارانراد
پسندها
3,815

ارسال های پروفایل آخرین فعالیت ارسال ها درباره

  • از خدا
    دردی عمیق و عظیم خواستم
    دردی که همه چیز جز خودش را از من دور سازد
    دیدم
    همه چیز خودش هست و جز او چیزی نیست
    از خدا درد فراموشی را خواستم
    درد فراموشی تو
    دیدم
    باز رویایت را در خواب هایم زنده کرد
    راستی
    ای عشق
    دردی سخت تر و عظیم تر و شیرین تر از تو
    وجود دارد؟
    اره منم خیلی دوست دارمش!با معنیه!عکس با مضمون نوشته کاملا مچه!:)
    اره منم دوست دارمش--گفته شخصی که میتونه شما رو نگه داره فقط خودتونید!(عامیانش:ینی کسی کاری واست نمیکنه!خودت باید بکنی!چه اخروی چه دنیوی!)
    والا اصل عکسش الان توی سیستم نیست هاردمو بگردم احنمالا توی اون هست که با کیفیت باشه!میذارم واستون:redface:در زمان
    تولــــد ستاره ای درخشان از جنس مـــهر و پاییــــز <<< ستــایــش ..... Setayesh >>>
    در من چه می شود خدایا



    هر روز که می گذرد
    نقشی
    از پی نقشی
    پرده ایی رنگین می شود
    و دستانم
    بر دایره دنیا متحیر تر
    اما
    تحیر به چه کار اید
    وقتی ندانی و نیابی
    درخت تنومند
    در برگ ریزان پاییز
    مگر جز بهار ارزویی
    صبوری می کند تا دوباره
    پرنده بر شاخه اش لانه کند
    اواز سر دهد
    نباشد
    درخت در پاییز و زمستان
    بماند
    بی بهار.
    می خواهم بروم
    از این همه پاییز برگ ریز
    می خواهم جمدا شوم از خودم
    تاجایی که
    فردابییش
    معنا راا
    در تنم
    جاری کند
    خداااااااااااااا
    سلام برادرررر
    خوبی
    قربونت هستم
    کاردانیم تموم شد ترم 3 کارشناسی م دو روز میرم سرکار بقیه روزا دانشگاه
    البته تازه کارمو شروع کردم
    تو چه میکنی؟
    آره خب.گفتم که نشد:دی
    اسمشو نوشتم که اگه دوست داشتید خودتون پیداش کنید:))
    اهااا حالا شد
    یه کلیپ قشنگ دارم از چاوشی.ببینم میتونم با گوشی آپلودش کنم یا نه
    عع از شما بعیده!! درب و داغون؟؟؟این چ حرفیه آخه.مگه میشه مگه داریم!! یه بارم قبلنا گفتم بازم میگم.خیلی هم دلشوون بخاااد.
    دایی ناامید نداشتیمااا
    بی تو
    مانده ام
    در این زندان خویشتن
    پایییز زیبای امسال
    گورستان این زندانی
    ادوارد : گاهی اونقد خسته میشم
    که یادم میره زنده ام
    آنا : می تونی به یه منظره ی خوب نگاه کنی،
    واسه ی خودت یه لیوان قهوه درست کنی،
    زل بزنی به یه نقطه
    و به یه موزیک آروم گوش بدی
    ادوارد :همه ی اینکارو باهم انجام میدم
    به چشمای قهوه ایت فکر میکنم

    برشی از رمان بلند #اسب_های_لنونگراف_شبیه_ما_نی ستند
    من میدونم چی میخاد: ))
    به خواهرا بگو دست بکار شن.منم دارم واسه داداشم آستین بالا میزنم خخخخ
    من یه نفرم خواهرای شما ماشالا چنتان.هرکدوم یه کیس پیدا کنه تا آخر این هفته دوماد شدین رفته.دیگه حواستونم پرت نمیشه.تمرکز میکنه رو یه نفر: ))
    داهی حواست نیستا:))راستشو بگو حواست با کی کجا رفته: ))
    اره فک کنم منم تو اون موارد به داهیم رفتم خخ
    ماشالا خواهرزاده چقد خوشگلللل شده.چقدم نگاهش خاص و عمیقه الهیییی:-*
    خب اگه گذاشتن به منم اطلاع بدید
    چه تقدیر و تشکری :دی
    زمستون تازه؟پاییز فقط؟؟نگرفتم من:surprised:
    نه شروع نشده.میخاستم برم زنبیل بزارم تو نوبتم خخخ
    حالا اینبار سوم میشید اگه منم باشم : ))
    ولی حقتون بود.من که خیلی خوشوم اومد.:)
    زمستون خوبه ولی به پائیز هرگز نمیرسه:D
    ععع که اینطور:- ))
    ساخته ها یا شاخه ها؟:دی
    حالا کو تا زمستون.گیر دادین به زمستونااا اصلا مگه تو زمستون چه خبره؟:دی
    دستانم شکوفه زد ولی سرمای زودهنگام ثمره ام را خشکاند:'( هعیییی روزگار
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
  • بارگذاری...
بالا