ببخشید پشتم به شماست !
ببخشید که خندیدنم نمی آید .
ببخشید که دیریست سر زده به دنیایتان نمی آیم ،
ببخشید که نمی گویم رویاهایتان را دنبال کنید ،
ببخشید که نیستم ،
که نمی بینم روزهایتان را ...
من هم خودم را می بخشم
که نمی بینم خودم را
که دیگر هیچ چیز خوشحالم نمی کند
که خنده هایم از زور هم زورکی تر شده است ...
من هم خودم را می بخشم
که دلم دیگر
هیچ آشنایی ندارد
من هم خودم را
م.ی.ب.خ.ش.م
ببخشید
که گاهی حرفهای میزنم
که کسی نمیتواند درکش کند
ببخشید که گاهی سکوت میکنم اما همه
به خیالشان این سکوت
از نداشتن حرف هست
ببخشید که
میدانم چگونه
شادتان کنم
ببخشید که
هر از گاهی دلم میگیرد برای خودم
و تنهایی خودم
ببخشید که
اینقدر تنهاییم را جار میزنم
اما میدانید شاید تنهایی به بودن ادمها کنارت نباشد
تنهایی انجاست که
خودت را گم کرده باشی
و هر چه میگردی پیدایش نمیکنی