در زير حرير باران صدايت
سکوت دشت تنهاييم
چه مشتاقانه
به يکباره شکست
و چه عاشقانه مرا سرودي
اي صداي اندوهبار عشق
اي صداي عشق اندوهبار
تو گفتي که عشق با غم ميشود آغاز
تو گفتي که حزن سرآغاز دوستيهاي زيباست
چه حزن زيباست
چه دوستي زيباست
چه من بي تابم اکنون
و من امشب پس از آن ترانهبازيها
و در موج ترنم صداي تو
در شعر زلالت جاري شدم
آه اي واژهها بشتابيد
به فرياد شعر تنهايم برسيد
تا پر از تپش عشق شود
و تو اي عشق
اي دور آمده ، اي دير آمده
جان دوبارهاي به کلمات بده
تا من سبز شوم ، بشکفم
تا من امشب
با نبض تو
به حرمت نگاه تو
به شکرانهي بارش حرير صدايت
غزل غزل با شب و سکوت و تنهايي
ترانه بسرايم