تاپیک جامع معمــــــاري پايدار sustainable architecture

مهناز

عضو جدید
معماري سبز چيست؟


قبل از هر چيز که يک ساختمان سبز خاق شود مانند هر چيز ديگر به يکخالق احتياج دارد . اين موضوع يعنی ايجاد ساختمان سبز به سلامت فردی که در آن و درمحيط اطراف آن زندگی مي کند کمک خواهد کرد و از او پشتيبانی خواهد کرد و از اوپشتيبانی خواهد کرد وباعث رضايت مندی و سودمندی آنان خواهد شد.اين موضوع نيازمندکاربرد با دقت اْتراژيهای تصديق شده در معماری است:استفاده از طبيعت بادوام و منبعمواد با کفايت و تکيه بر خورشيد برای استفاده های گرمايي و نيروی برق و روشناييروزانه و دوباره استفاده کردن از ضايعات و .......يک اتحاد و يکپارچه سازی ساختمانیظريف اين استراژيها را توليد می کند. البته بايد نوجه داشت که تبديل فرهنگ بشر بهيک پايه و تغيير ساختا ر اساسی روح و سرشت انسان بستگی دارد.ما بايد يکی شدن و بههم پيوستن و وابستگی به يکديگر را با يک چيزی خيلی وسيع تر از خودمان را دوباره کشفکنيم. جهان طبيعت قلم رويي است روحانی که نسبت به همه چيز برتری مي يابد.اول شخص وبعد جامعه اين عقيده بولوزوف است. او عقيده دارد ما بايد هر دو گروه را مجبور سازيمکه موافق حقايق زندگی در جهان باشند.در غرب به اين مسئله اعتقاد دارند که مزيت درطرح محيطی و طراحی آن در صورتی پيشرفت مي کند و موفق خواهد بود که حقيقا مجمع وگروه طراحی آن فقط گروهی از طراحان باشند.arc اولين شرکتی است که دست به اين کارزده است. اين شرکت تشکيل شده است ازمعماران. سازندگان و مهندسين و سرانجام عده ایاز طراحان بايد پاسخگو در تمامی پروژههای اين شرکت باشند.اين شرکت در جريان طراحیهای خود از روش مشارکتی استفاده می کند يعنی تمامی اعضا در نظر دادن آزاد هستند اماتصميم نهايي را طراحان خواهند گرفت. اين روش يک روش قدرتمند در ساختمان سازی ها بهشمار مي رود.بسياری از ساختمانها که در اين شرکت در بين طراحان به توافق مي رسدتوافق آنها به خاطر مطلوبيت آن اثر است.در يک کار جالب ديگر در اين شرکت دعوت ازتمامی افراد صاحب نظر است برای عملی کردن و اجرايي شدن تمامی نتيجه های بدستآمده.جوانب مهمی که متفاوت با طراحی های قردادی مشخص شده است عبارتند از:1ـطراحیبايد تقريبا در برگيرنده 40% از نيازها باشد نه اينکه 25% از نيازها را به صورتقراردادی بر طرف کند.2ـ روند طراحی جرينی است آشفته و پر دست انداز. بنابر ايناحتياج به زمان طولانی دارد. طراحی به تفکر گروهای صادق و آزمايش کردن احتياجدارد.3ـ ايجاد ساختمان نياز مند يکپارچه سازی و اتحاد است. همان اتحادها و يکپارچهسازيهاست که منجر به تغيير ساختارهای روحی انسان خواهد شد.اغلب از ساختمان سبزتعبير به ساختمانی مي شود که اثرات منفی آن بر روی محيط اطرافش کم باشد. هدف ازايجاد ساختمانهای سبز بر اساس اصول ذکر شده بالا بهبود يافتن آب و هوا و جلوگيری ازاثرات منفی ساخت و ساز بر محيط زيست است.
صرفه جويي و بهينه سازی مصرف انرژی وکاربرد انرژيهای پايدار در حال حاضر هيچگونه نقشی در فرهنگ ساحتمانی کشور ندارد. علاوه بر آن در ساخت و سازهای مسکونی بخش خصوصی و خصوصا مسکن طبقات مرفه ارقامنسبتا مهمی به زيان ساير موارد ضروری هزينه در ساختمان صرف تزيينات افراطی و بیاصالتی می شود که عمدتا بنام ابزار سازی مشهور است .انگيزه صرف اين مبالغ نامتعادلدر زيور آرايي احرازجلال و شکوه و ....و نهايتا رونق و موفقيت تجاری خصوصا در حرفهبساز و بفروشی است.اين مسئله متاسفانه به يک مد در جامعه تبديل شده است که ايننگران کننده است .اما چاره مشکل:انکشاف رويکردهای نوين زيبايي شناختی برای ايجاددگرگونی و تحول در اذهان عمومی و جايگزينی الگوهای زيستی مبتنی بر تعادل صرفه جوييو بهينه سازی مصرف و احترام به محيط طبيعی و اجتماعی زيست به جای الگوهای منحط رايجکنونی امری ضروری است. لازمه اين امر آن است که معماران بکوشند به جای دنباله رویدر سليقه عاميانه و بازاری پسند ذوق و سليقه عمومی را در جهات سازنده و مفيداجتماعی هدايت کنند. معماران می توانند به مردم بباورانند که طرحهای اقليمی و زيستمحيطی کمتر از تزيينات رايج کنونی زيبا نيست.از طريق معماری می توان جامعه را ازمطلوبيت و ارزش فراوان اقتصادی وزيست محيطی انرژيهايي که به نامهای بي زيان و آرامو ... مشهور شده مطلع کرد. انرژيهايي که از ديدگاه هنرمندان و معماران می تواند بهجای هر چيز ديگر زيبا ناميد.آينده جهان در زيبايي های زيبا نهفته است. بياييدزيبايي نهفته در انرژيهای پاک و حياتبخش را کشف کنيم.




ارزشهای معماریسنتی و سنت ارزشهای زيست محيطی

معمار ی سنتی ايران واجد ارزشهای
بسيار فراوان درشيوه های گوناگون استفاده بهينه از انرژی و بهره برداری اکولوژيک از انواعانرژيها وخصوصا کاربرد انرژيهای پايدار و بی زبان است.گرچه استفاده از باد و به عبارت صحيحتر بهره برداری از حرکت هوا و ايجاد نسيم عمده ترين و رايج ترين نوع کاربردانرژيهای بی زيان در معماری سنتی ايران است. با اين حال همه عناصر اربعه فلسفی وآيينی (آب هوا خورشيد و خاک)دارای کاربرد عالی زيست محيطی در مدنيت و معماری ايرانقديم بوده است .نوع مصالح و فنون ساختمانی رايج در گذشته خصوصا آنچه که در رابطه باپايداری بنا به کار می رفته و عناصر باربر اصلی ساختمان را تشکيل می داده يعنیديواره ها و سقف ها يا به عبارت کلی تر عناصر افقی و عمودی به علت دارا بودن حجم ووزن زياد به طور خود به خودی و طبيعی در مقايسه با مصالح و مواد سبک وزن و کم حجمکنونی دارای ظرفيت بالاي نگه داری و ذخيره انرژی و استعداد متعادل سازی حرارت درفضاهای مصنوع بوده است. در عين حال اين ويژگی به هيچ روی به معنای آن نيست کهزيبايي آسايش پايداری عالی و کيفيات ارجمند زيست محيطی و ابتکارات مربوط به استفادهبهينه از انرژی در معماری ايرانی امری خود به خودی و پيش پا افتاده و بی نياز ازهوش قدرت خلاقه و عللم و دانش تلقی شود. بر خلاف بررسی دقيق ويژگيهای معماری ايرانیحاکی از برخوردداری از دانش وآگاهی بسيار ذکا و هوشمندی و دقت در جزييات معماری بذلتوجه بسيار به امر ايجاد فضای راحت و آسايش داخلی زيبايي استحکام و عدم تخريب محيطو حفظ کيفيت زيست است................
کتاب تاملات در هنر و معماری


اول از سال 57-47 : اين دوره مصادف بود با اواخردوره’ مدرنيسم. از اين دوره بود كه جريان مدرنيست نيز يك گرايش
تاريخي پيدا كرده بود. با كارهاي نادر اردلان و كامران ديباكه درايران سعي در زنده كردن معماري ايران داشتند اين روند در ايران نيز پيش ميرفت.فعاليت ميرميران نيز در اين دوره بي تا’ثير از جريانات روز نبود . كارهاي اونشا ن دهنده’ تا’ثير پذيري ي از معماري سنتي گذشته است. تا’ثيري كه كارهاي شهرسازيايشان از شهرهاي گذشته گرفتند را مي توان در نوع محله بندي سنتي ايشان ويا ايجادگره ها در بين مسيرها ذكر كرد.ميرميران در اين دوره در شركت ذوب آهن ايران مسئولكارگاه معماري, واحد طراحي وشهرسازي بوده استوچندين شهر جديد را طراحي كرده است كه شامل"پولاد شهر,زيراب و زرندنو"بوده است.
در طراحي اين شهرها تنها منبع الهام ميرميران معماري كشور خودماننبوده بلكه از معماري جهان نيز تبعيت ميكرده است تبعيعي كه ميرميران در مدرسهپولاد شهر از كارهاي موشه سفدي كرده حاكي از اين مسئله مي باشد و آنرا صورت جعبههاي هم شكل توسعه يابنده طراحي كرده است.
از تك بناهاي اين دوره مي توانازpabdana tea house نام برد. تك بنايي كه در داخل يك باغ طراحي شده است. در اينكار مي توان گرايش پست مدرنيستي را در قوسها يي كه به كار مدرسه پولاد شهر بردهمشاهده كرد كه البته كل كار تركيبي از مدرن و پست مدرن مي باشد. خانه’ طراحيشده كاملا"آرامش بخش است خصوصا" با خطوط آبي و متعادل كننده اي كهبكار برده است.
دوره’ دوم از سال 67-57 : در اين دوره كارهاي ميرميران همزمان باانقلاب اسلامي در ايران كه يكي از دستاوردهاي آن رويكرد به سنت تاريخي , بومي گراييو تا’كيد بر ارزشهاي ايراني-اسلامي بوده و همچنين همزمان با اوج پست مدرنيست درغربكه آن نيز توجه به سنت را اساسي مي دانست بوده است.
مهمترين كارهايي كه ميرميراندر اين دوره انجام داده شامل طرح جامع اصفهان , طرح منطقه شهري اصفهان و همچنينمركز توسعه خانه سازي و شهر نشيني اصفهان بوده است. در اين دوره بود كه ميرميران باارائه مفهوم منطقه شهري در كشور براي اولين بار ضرورت توجه به "مناطق شهري"كشور رابه منزله عرصهدين مشخص , مجزا و مستقل , در "حوزه’ مديريت و برنامه ريزي شهري" گوشزد مي كند. موفقيت اين طرح(طرح منطقه شهري اصفهان) , در عمل به عنوان ابزاري كارا در فرايندهدايت وكنترل توسعه كالبدي منطقه شهري گشت و باعث شد طرح منطقه بندي شهري برايشهرهاي با جمعيت بيشتر از يك ميليون نفر مورد تصويب هيئت دولت گردد.
در مركزتوسعه نيز مي توان گرايش به گذشته را در كار ميرميران ديد.طريقه’كار روي پلان, نوعتقسيم بندي نما از تا’ثير ميرميران از گرايشهاي كشور حكايت دارد
دو دوره اي كهتوضيح داده شد به زعم خود ميرميران تجربه اي بودند براي كارهاي پر سر و صداي بعدي . تجربه هايي براي پيدا كردن جرا’ت و جسارت در ارائه كار نو كه اين فعاليتها در دورهسوم كارهاي وي بررسي مي شود.
ادامه دارد
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

maxer

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
معماری و پایداری

معماری و پایداری

معماری و پایداری ....قسمت اول
اصل اول : حفاظت از انرژی
هر ساختمان باید به گونه ای طراحی و ساخته شود که نیاز آن به سوخت فسیلی به حداقل ممکن برسد .
ضرورت پذیرفتن این اصل در عصرهای گذشته بدون هیچ شک و تردیدی با توجه به نحوه ساخت و سازها غیر قابل انکار می باشد و شاید تنها به سبب تنوع بسیار زیاد مصالح و فن آوری های جدید در دوران معاصر چنین اصلی در ساختمان ها به دست فراموشی سپرده شده است و این بار با استفاده از مصالح گوناگون ویا با ترکیب های مختلفی از آنها، ساختمان ها، محیط را با توجه به نیاز های کاربران تغییر میدهند .
اشاره به نظریه مجتمع زیستی نیز خالی از لطف نمی باشد، که از فراهم آوردن سر پناهی برای درامان ماندن در برابر سرما و یا ایجاد فضایی خنک برای سکونت افراد سرچشمه می گیرد ، به این دلیل و همچنین وجود عوامل دیگر مردمان ساختمانهای خود را به خاطر مزایای متقابل فراوان در کنار یکدیگر بنا می کردند .
ساختمان هایی که در تعامل با اقلیم محلی و در تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت فسیلی ساخته می شوند ، نسبت به آپارتمانهای عادی امروزی ، حامل تجربیاتی منفرد و مجزا بوده و در نتیجه ، به عنوان تلاشهای نیمه کاره برای خلـق مــعـــماری سبــز مطــرح می شوند. بسیاری از این تجربیات نیز بیشتر حاصل کار و تلاش انفرادی بوده؛ و بنابراین روشن است به عنوان اصلی پایدار در طراحی ها و ساخت و سازهای جامعه امروز لحاظ نمی گردد.
اصل دوم : کار با اقلیم
ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شوند که قادر به استفاده از اقلیم و منابع انرژی محلی باشند .
شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرار گیری فضاهای داخلی آن می توانند به گــونــه ای باشد که موجب ارتقاع سطح آسایش درون ساختمان گردد و در عین حال از طریق عایق بندی صحیح سازه ، موجبات کاهش مصرف سوخت فسیلی پدید آید. این دو فرآیند مذکور ناگزیر دارای هم پوشانی و نقاط مشترک فراوان می باشند .
پیش از گسترش همه جانبه مصرف سوخت فسیلی ، چوب منبع اصلی انرژی به حساب می آمد که هنوز هم حدود 15 درصد از انرژی امروز را نیز تأمین می کند. هنگامی که چوب کمیاب و نایاب شد برای بسیاری از مردم امری طبیعی بود که در راستای کاهش نیاز به چوب ، برای تولید گرما از گرمای خورشید کمک بگیرند . شهرهای یونانی همچون «پیرنه» مکان شهر را به گونه ای تغییر دادند که از ورود سیل به شهر جلوگیری شود ، و شبکه ای مستطیل شکل با خیابانهای شرقی ـ غربی را احداث نمودند که به ساختمان ها اجازه جهت گیری به سمت جنوب و استفاده از نور مطلوب خورشید را می داد.
رومی ها نیز پیروی از اصول طراحی خورشیدی را با آموختن از تجربیات یونان ادامه دادند ؛ اما آنها پنجره های شفاف که اختراع قرن اول پس از میلاد بود را نیز برای افزایش گرمای بدست آمده بکار گرفتند، با افزایش کمبود چوب به عنوان سوخت ، استفاده از نمای رو به جنوب در ساخت منازل ثروتــمـنـدان و هـمـچنین حمامهای عـمومی شهـر نیز مـتـداول شــد .
سنت طراحی با توجه به اقـلـیـم بـرای ایجاد آسایش درون ساختمان به قوانین گرمایش محدود نمی شد بلکه در بسیاری از اقـلـیــم ها معماران ملزم به طـراحـی فـضایی خنک برای پدید آوردن شرایطی مطلوب در داخل ساختمان بود . راه حل معــمول درعـصـر حاضر ، یعنی استفاده از سیستم های تهویه مطبوع هوا ، تنها فرآیندی ناکار آمد در تقابل با اقلیم به شمار می رود و در عین حال همراه با مصرف زیاد انرژی می باشد ، که حتی به هنگام ارزانی و فراوانی انرژی به دلیل آلودگی حاصل از آن امری اشتباه بشمار می آید.
اصول سوم : کاهش استفاده از منابع جدید
هر ساختمان باید به گونهای طراحی شود که استفاده از منابع جدید را به حداقل برساند و در پایان عمر مفید خود ، منبعی برای ایجاد سازه های دیگر بوجود بیاورد .
گر چه جهت گیری این اصل ، همچون سایر اصول اشاره شده به سوی ساختمانهای جدید است ، ولی باید یادآور شد که اغلب منابع موجود در جهان در محیط مصنوع فعلی بکارگرفته شده اند و ترمیم و ارتقاء وضعیت ساختمانهای فعلی برای کاهش اثرات زیست محیطی ، امری است که از اهمیتی برابر با خلق سازه های جدید برخوردار است . این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که تعداد منابع کافی برای خلق محیط های مصنوع در جهان وجود ندارند که بتوان برای بازسازی هر نسل از ساختمان ها، مقداری جدید از آنها را مورد استفاده قرار داد .
این استفاده مجدد میتواند در مسیر استفاده از مصالح بازیافت شده یا فضاهای بازیافت شده شکل بگیرد، بازیافت ساختمان ها و عناصر درون آنها بخشی از تاریخ معماری است . صومعه سانتا الباس که در سالهای 1077 و 1115 میلادی بازسازی گردیده ، از آجرهای خرابه های یک ساختمان رومی در نزدیکی خود استفاده نمود. چارچوب های چوبی که در قرون وسطی به کار گرفته شدند ،قطعاتی چوبی بودند که بریده و در کارگاه نجاری به یکدیگر وصل شده و کد گذاری می شدند و آنگاه از هم جدا شده و به ساختمان ها انتقال داده می شدند. استفاده از این روش بدین معنی بود که در صورت لزوم می توان بخشهایی از ساختمان قرون وسطایی را جا به جا نموده ؛ حتی امروزه نیز می توان آنها را به مکانی دیگر منتقل کرد . گاهی اوقات کل سازه ساختمان به منظور بنا کردن ساختمانی جدید جابجا می گردید. برای مثال در هنگام ساخت موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن، به ساختمان قبلی موجود در سایت دیگر نیازی نبود و در سال 1865 پیشنهاد واگذاری این ساختمان فلزی به مسئولان محلی شمال ، شرق و جنوب لندن با هدف برپایی یک موزه محلی در مکانی جدید ارائه گردید. مسئولان شرق لندن این پیشنهاد را پذیرفتند و ساختمان این موزه محلی در 1872 تکمیل گردید که امروزه این مکان به موزه کودکان بدل گردیده است.
در اغلب مواردی که دسترسی به منابع جدید به حداقل می رسد روش هایی کشف می شوند که با آن ها می توان ساختمان هایی که برای یک منظور ساخته شده اند برای مقاصد دیگر استفاده شوند، با این حال بعضی تغییرات ضروری می توانند باعث تغییر شکل اصلی سازه یا ساختمان شود. این موضوع برای کسانی که علاقمند به حفاظت و نگهداری دائمی از ساختمان ها هستند یک فاجعه به حساب می آید و این سوال در ذهن نقش می بندد که آیا یک ساختمان به این علت که زمانی دارای کاربری ارزشمندی بوده است باید همواره بدون تغییر باقی بماند یا باید برای حفظ بازدهی و کارایی تغییرات الزامی را در آن انجام داد؟ یک فرآیند سبز ممکن است در بررسی این موضوع قضاوت را تنها براساس منابع موجود ممکن بداند. اگر منابع مورد نیاز برای تغییر یک ساختمان کمتر از منابع مورد نیاز برای تخریب و بازسازی آن باشد باید از این تغییرات استقبال نمود. با این وجود این موضوع باعث عدم احترام و بزرگداشت اهمیت تاریخی سازه نمی شود. به علاوه ممکن است این سازه ها دارای ارزش دیگری نیز باشند که توجه به آن ها الزامی است. این مشکلات در تغییر ساختمان های موجود به منظور آماده ساختن آن ها برای هماهنگی با نیازهای جدید بخصوص در مورد بهبود وضعیت ساختمان از لحاظ عملکرد و کارایی که ممکن است به تغییر ظاهر آن منجر شود با تناقض و تضادهای بیشتری آشکار می شود. تغییر در بعضی از ساختمان های قدیمی برای کاربردی های جدید می تواند هزینه ها و مشکلات خاصی را با خود همراه داشته باشد. با این حال مزایای حاصل از استفاده مجدد از این ساختمان های بزرگ در کنار یکدیگر و درون یک محیط شهری می تواند بر این مشکلات و هزینه ها غلبه نماید. نوسازی ساختمان ها ی موجود در شهرهای بزرگ و کوچک همچنین می تواند موجب حفاظت از منابع مورد استفاده جهت تخریب و بازسازی ساختمان و بدین ترتیب جلوگیری از تخریب جامعه شود.
 

maxer

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
معماری و پایداری

معماری و پایداری

معماری و پایداری ... قسمت دوم
اصل چهارم : احترام به کاربران
معماری سبز به تمامی افرادی که از ساختمان استفاده می کنند احترام می گذارد.
به نظر می رسد که این اصل ارتباط اندکی با آلودگی ناشی از تغییرات اقلیم جهانی و تخریب لایه ازن داشته باشد . اما فرآیند سبز از معماری که شامل احترام برای تمامی منابع مشترک در ساخت یک ساختمان کامل هستند انسان را از این مجموعه خارج نمی نماید. تمام ساختمان ها توسط انسان ها ساخته می شوند اما در بعضی از سازه ها حقیقت حضور انسان محترم شمرده می شود، در حالی که در برخی دیگر تلاش برای رد ابعاد انسانی در فرآیند ساخت مشاهده می شود.
در ژاپن تعدادی روبوت نقش انسان را در ایجاد و طراحی ساختمان ها بر عهده گرفته اند، اما برای یک روبوت کارآیی مؤثر در مورد پروژه ، شامل اجرای یک وظـیـفـه خـاص مــی باشد که می تواند آن را به دفعات تکرار کرد. اما در مقیاسی متفاوت یک انسان به عنوان معمار همچنان می تواند بر مهارت خود بر انجام تعداد بسیاری از کارهای نامرتبط اعتماد کند.
احترام بیشتر به نیازهای انسانی و نیروی کار، می تواند در دو مسیر مجزا مورد تجربه قرار گیرد. برای یک ساختمان ساز حرفه ای توجه به این نکـته ضرورت دارد که ایمنی و سلامت مصالح و فرآیند های شکل دهنده ساختمان به همان میزان که برای کارگران و یا استفاده کنندگان آن مهم است برای کل جامعه بشری نیز از اهـمـیت بـســزایی بـرخوردار می باشد. معماران به تدریج از وجود سم های مختلف در سایت های ساختمانی آگاه شده اند و به تازگی استفاده از مواد عایـق دارای انواع CFC و یا استفاده از سایر مصالح خطرناک در ساختمان ممنوع شده است.
شکل دیگر مشارکت انسانی که نیازمند توجه است، اشتراک و دخالت مثبت کاربران در فرآیند طراحی و ساخت است، که چنانچه به طور موثر بکار گرفته نشود یک منبع کارا و مفید به هدر رفته است. تعداد زیادی از ساختمان ها از این انرژی بهره برده اند و نتایج حاصل از آن نیز موجب رضایت در خلـق ساختمان های بزرگ شده است.
اصل پنجم : احترام به سایت
هر ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند.
معمار استرالیایی گلن مورکات این جمله عجیب را بیان می کند که: ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند. این گفته یک ویژگی از تعامل میان ساختمان و سایت آن را در خود دارد که برای فرآیند سبز امری ضروری است و البته دارای ویژگی های گسترده تری نیز می باشد. ساختمانی که انرژی را حریصانه مصرف می کند آلودگی تولید می کند و با مصرف کنندگان و کاربران خویش بیگانه است در نتیجه هرگز زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس نمی کند.
تفسیری صریح تر از این گفته چنین است که نـمی توان هر ساختمان را از درون سایت ساخته شده در آن خارج نمود و شرایط قبل از ایجاد ساختمان را دوباره در سایت احیا کرد. این نوع ارتباط با سایت در سکونتگاههای سنتی اعراب بادیه نشین دیده می شود؛ سبکی و آرامش موجود در میان آن ها در لمس زمین فقط در جابجایی خانه ایشان نهفته نبود، بلکه شامل مصالح مورد استفاده ایشان و دارایی هایی که با خود حمل می کردند نیز می گردید. سیاه چادر اعراب بادیه نشین از پشم بزها ، گوسفندان و شتران ایشان تولید می شد، هنگامی که این چادر ها برپا می گردید با ایجاد سطح مقطع بسیار کارا از لحاظ ایرودینامیکی از تخریب آن در بادهای شدید جلوگیری می شد؛ چادر با طنابهای بلند در جای خود نگهداری و تیرهای چوبی بسیار اندکی در آن بکار گرفته می شد چرا که چوب در صحرا منبعی بسیار کمیاب بحساب می آمد.
در حالی که در جوامع شهری، زندگی بومی و سنتی خود را برای یکجا نشینی ترک کرده اند و معماران وارد عرصه طراحی شده اند، هنوز نیز برای ایجاد نمایشگاههای مختلف و دیگر فعالیت های فرهنگی نیازی مستمر به سازه های موقت وجود دارد. این قبیل سازه ها اغلب، شکل چادر بادیه نشینان را بخود می گیرد . طراحی صورت گرفته توسط معماران هلندی برای فستیوال 86 در سونسبیک ، این سازه برای حفاظت از مجسمه های شکستنی واقع در خارج ساختمان طراحی شده بود و به علاوه بادی به گونه ای طراحی می شد که به چشم نیاید. دراین سازه از چهارنوع مصالح یعنی بتن پیش ساخته برای پی ها ، شیشه های شفاف برای دیوارها و سقف فولاد برای خرپاها و اتصالات و سیلیکون رزینی برای اتصال صفحات شیشه به یکدیگر استفاده شد. باله های شیشه ای نیز به دیوارهای شیشه ای چسبانده شده بودند تا صلبیت بیشتری را ایجاد کند و همچنین مکانی را برای اتصال خرپاهای فلزی سبک حامل سقف شیشه ای فراهم نماید. کف ساختمان زمین عادی بود و برای جلوگیری از گل شدن فقط با چوب پوشانده شده بود. پس از پایان فستیوال این ساختمان دوباره از یکدیگر جدا گردید و پی آن نیز از محل خارج و خاک برداشته شده به جای خود بازگردانیده شد؛ بدین ترتیب زمین سایت بدون هیچ تغییری به وضعیت پیش از برگزاری فستیوال بازگشت. این ساختمان را می توان برای استفاده در هر نمایشگاه یا فستیوال دیگر به کار گرفت و یا اعضای آن را می توان درهر سازه دیگر مورد استفاده قرار داد.
اصل ششم: کل گرایی
تمامی اصول سبز، نیازمند مشارکت در روندی کل گرا برای ساخت محیط مصنوع هستند.
یافتن ساختمان هایی که تمام اصول معماری سبز را خود داشته باشند کار ساده ای نیست. چرا که معماری سبز هنوز بطور کامل شناخته نشده است. یک معماری سبز باید بیش از یک ساختمان منفرد قطعه خود را شامل شود و باید شامل یک شکل پایدار از محیط شهری باشد. شهر، موجودی فراتر از مجموعه ساختمان هاست؛ در حقیقت آن را می توان بصورت مجموعه ای از سامانه های در حال تعامل دید – سامانه هایی برای زیستن و تفریح – که بصورت شکل های ساخته شده دارای کالبد می باشند و با نگاهـی دقـیـق بـه ایـن سامانه ها اســت کـــه مـی تـوانیـــم چهــــره شهـــر آیــنده را تـرسـیـم نـمایـیـم
 

maxer

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
معماری پایدار

معماری پایدار

معماری پایدار(Sustainable Architecture)
خانه مسکونی در "دازایفو"

آرشیتکت:Hiroyuk Arima
مترجم : آسيه خطيبی
طراحی این خانه مسکونی به شیوه ایست که منظره های طبیعی چشم نوازی فراهم می نمايد و نور را به زندگی ساکنان آن وارد می کند.در اینجا ارزش فضا بیش از عملکرد و کارایی روی این مسئله متمرکز می شود که: "چگونه طبیعت را به ساکنان این خانه هدیه کنیم؟"
این هدف به وسیله ترکیب فضاها با منظر ها، نور و باد حاصل شده است.و بدین سان زندگی در فضا هایی که در ترکیب با طبیعت بیرون آن شکل گرفته اند،جاری است.
در نتیجه،این خانه مسکونی معیار و ارزشی را داراست که ظاهراً با خانه های معمولی امروزی ژاپنی،متفاوت و به نمونه های قدیمی نزدیکتر است.
خانه نزدیک جاده" دازایفو" قرار دارد.محیط اطراف آن آرام و از تاثرات یک منطقه توریستی در امان است.زمین این منطقه ناهموار و گیاه بامبو ی بومی در آن رشد میکند و درختان پهن برگ با تغییرات فصلی شان مناظر بدیعی پدید می آورند.
دو "جعبه"سفید روی یک شیب قرار گرفته اند که با هم اختلاف سطح دارند.آن دو رو به سوی تپه های" دازایفو" می باشند.در نما هر یک از آنها مستقل از دیگری است. نقش "جعبه"پایینی این است که نماهای دور دست را به طور افقی قطع کند وتغییرات گوناگون طبیعت را به نمایش بگذارد.
اینجا، دیدهای مختلف در بیان فضا ها به عنوان یک عنصر، نقش حیاتی ایفا می کنند. تقسیمات داخلی فضا،هیچ مفهومی از "اتاق"را در خود ندارند. خود"جعبه"به تنهایی یک اتاق بزرگ را شکل می دهد.داخل آن، جعبه های کوچکتر، با المانهای عملکردی که واحدی را برای کارایی زندگی شکل می دهند، به شیوه ای منظم چیده شده اند."جعبه" بالایی فقط به طور عمودی باز می شود و وظیفه آن جدا کردن فضاهای داخلی و خارجی است.این "جعبه"شامل دو فضاست. یک "باغچه نور" با یک استخر کم عمق آب،که در پشت آن گالری شماره 2 قرار دارد. در این فضا فرد می تواند نمایش های مختلف نور را به وسیله پارتیشن های قابل اجرا انتخاب کند.اگر لازم بود،فضاهای داخل می تواند به کلی ازخارج جدا شود. ارتباط بصری بین انسان و طبیعت در حجم بالایی از پایینی ناب تر است.
دو حجم ، به وسیله یک راه طبیعی در طول شیب، به هم مرتبطند. زیستن به وسیله رفت و آمد میان دو حجم یعنی بخشی از طبیعت به طور طبیعی ، به فضای زندگی وارد شده است.
منبع :مجله معماری پارس
 

maxer

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
بام سبز 2

بام سبز 2

انواع بامهای سبـــز

بامهای سبز می توانند در انواع "متمرکز و فشرده"، "نیمه متمرکز " و "گسترده یا وسیع" بسته به عمق متوسط کشت و میزان تاسیسات مورد نیاز طبقه بندی شوند. بامهای سنتی سبز که نیازمند عمق متعارفی از خاک برای رشد گیاهان حجیم و چمن معمولی می باشند، به عنوان بام های سبز متمرکز مطرحند. این نوع بامها نیازمند آبیاری، کوددهی و سایر مراقبتها می باشند. در مقابل، بامهای سبز وسیع یا گسترده، به عنوان سیستمهای خودنگهدار در نظر گرفته شده و به حداقل تاسیسات نگهداری، شاید تنها یکبار در سال هرس یا کوددهی برای افزایش رشد گیاهان، نیاز دارند. این نوع از بامهای سبز می توانند در لایه بسیار نازکی از "خاک" (اغلب از کودهای آلی با فرمول ویژه استفاده می شود)، قرار گیرند.
بدین ترتیب بام هاي متمركز، محيط كشت ژرف و عميقي دارند و در دسترس هستند (مي توانند به عنوان يك فضاي باز در نظر گرفته شوند). مثالي از يك بام سبز متمركز، بام مركز Manulife است كه در بالاي يك پاركينگ قرار گرفته است. بام سبز 25 ساله اي كه در جاي مناسبی با درختان بالغ و تنومندش، مستقر شده است.

بام سبز متمركز مركز Manulife

در مقابل، بام سبز گسترده، محيط كشت سطحي و كم عمقي دارد و معمولاً قسمتي از يك سيستم بامي و قسمتي از ساختار ساختمان سبز مي باشد. يك بام سبز گسترده به طور كلي در دسترس و مورد استفاده کارکردی نيست. بام شرکتMountain Equipment نمونه اي از يك بام سبز گسترده مي باشد كه در سال 1998 ساخته شده است.

بام شرکت Mountain Equipment

طبقه بندی دیگر در خصوص بامهای مسطح و شیبدار است. بامهای سبز شیبدار، مشخصه برجسته بسیاری از ساختمانهای اسکاندیناویایی هستند که نیازمند طراحی ساده تری در قیاس با بامهای تخت می باشند. چرا که شیب بام کاهش خطر نفوذ آب از طریق سازه بام را با استفاده از لایه های آب بندی و زه کشی کمتری نسبت به بام تخت موجب می گردد.

اجزای تشکیل دهنده بامهای سبز
بطور کلی اجزا عمده تشکیل دهنده یک بام سبز را می توان مطابق شکل زیر نشان داد:

منابع:
آرک نویز
http://en.wikipedia.org
http://www.toronto.ca/greenroofs
http://www.groundwork-sheffield.org.uk
 
آخرین ویرایش:

makan_k

عضو جدید
کاربر ممتاز
معماري پايدار

معماري پايدار

معماري پايدار

چارلز جنكز در آخرین فصل كتابش این مسئله را خاطر نشان می‌سازد كه نابودی زمین توسط ما منجر به نابودی 27000 گونه زیستی در یكسال می‌شود یعنی هفتاد و چهار انقراض در یك روز و یا سه نابودی در یك ساعت! مدارك جدیدتری براساس مجله تایم مورخ 31 ژانویه 2000، این تعداد را بالاتر نشان می‌دهد یعنی صدها انقراض در یك روز!

گرم شدگی كره زمین، نازك شدن لایه ازن بعلت استفاده از انواع آلاینده ها، افزایش آلودگی محیط زیست و انقراض گونه‌های زیستی همه و همه با هم می‌آمیزند تا ضرورت بوم شناسی و مسائل زیست محیطی را برای آینده قابل پیش‌بینی گردانند. بطوریکه پیشی گرفتن خاكستری در برابر جهان سبز آینده، قابل تأمل ترین مسئله قرن حاضر به شمار می آید.

در این میان توسعه به عنوان یكی از بزرگترین عوامل تغییر محیط زیست و به تبع آن ساخت و ساز كه جزو صنایع بزرگ در استخدام نیروی انسانی (صدها هزار كارگران ساختمان و فنون مربوطه)، باعث از بین بردن زمین‌های كشاورزی، فرسایش خاك و آلوده كننده محیط زیست و به مخاطره انداختن سلامتی و بهداشت مردم است و بر بحران انرژی دامن می زند. بحرانی که در اواسط دهه 1965 با افزایش میزان آلودگی محیط زیست هشداری به جهانیان محسوب شد، سبب تشکیل گروههای طرفدار محیط زیست كه از حامیان محیط زیست در جهان بودند گردید و مفهوم گسترده ای تحت عنوان پایداری را پی گیری نمود.

اصطلاح پایداری (sustainable) برای نخستین بار در سال 1986 توسط كمیته جهانی گسترش محیط زیست تحت عنوان (رویارویی با نیازهای عصر حاضر بدون به مخاطره انداختن منابع نسل آینده برای مقابله با نیازهایشان) مطرح شد و هرروز بر ابعاد و دامنه آن افزوده می شود تا استراتژیهای مناسبی پیش روی جهانیان قرار گیرد.

در این جهان، معماران نیز همسو با سایر دست اندرکاران در پی یافتن راهکارهای جدیدی برای تأمین زندگی مطلوب انسان بوده اند. بدیهی است که زندگی، کار، تفریح، استراحت و ... همه و همه فعالیت هایی می باشند که در فضاهای طراحی شده توسط معماران صورت پذیرفته و از آنجا که نقاط ضعف و قوت یک ساختمان بر زیست بوم جهان تاثیر مستقیم خواهد داشت، وظیفه ای بس حساس در این خصوص بر عهده معماران می باشد. کاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری، مبحثی به نام «معماری پایدار» آغاز نموده اند كه مهترین سرفصلهایی آن با عنوان "معماری اكوـ تك"، "معماری و انرژی ـ معماری سبز" ایجاد می گردد.


تعاریف ساخت و ساز پایدار


ساخت و ساز پایدار این چنین تعریف شده است: «مدیریت یك محیط پاك و سالم براساس بهره‌برداری مؤثر از منابع طبیعی و اصول اكولوژیكی» که هدف از طراحی ساختمانهای پایدار کاهش آسیب آن بر روی محیط و منابع انرژی و طبیعت است، كه شامل قوانین زیر می‌باشد:
1 – كاهش مصرف منابع غیر قابل تجدید
2 – توسعه محیط طبیعی
3- حذف یا كاهش مصرف مواد سمی و یا آسیب رسان بر طبیعت در صنعت ساختمان ‌سازی

بنابراین بطور خلاصه ساختمان پایدار را می‌توان این چنین تعریف نمودد: ساختمانی كه كمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در پهنه وسیع‌تر با منطقه و جهان دارد.
تكنیك‌های ساختمان‌سازی در یك پهنه وسیع در جهت تأمین كیفیت یكپارچه از نظر اقتصادی، اجتماعی و محیطی می كوشند. بنابراین استفاده معقول از منابع طبیعی و مدیریت مناسب ساختمان سازی به حفظ منابع طبیعی محدود و كاهش مصرف انرژی كمك نموده (محافظت انرژی) و باعث بهبود كیفیت محیطی می‌شود.
www.buildsustainably.org

اهدف کلی ساختمان‌های پایدار
• بهره‌برداری مناسب از منابع و انرژی
• جلوگیری از آلودگی هوا
• مطابقت با محیط

اصول توسعه ساخت و ساز پایدار
برای ایجاد تعادل میان سطوح تنوع زیستی، سه اصل توسعه صنعت ساخت وساز پایدار كه در جهت و حفظ تنوع زیستی در شهر باید رعایت شوند، به شرح زیر است:

• استفاده پایدار از منابع زیستی: بدین معنا كه باید دقت شود كه منابع زیستی بهره‌برداری شده در سامانه‌های توسعه در كجا استفاده می‌شوند، و چگونه می‌توان آنها را پایدار نگهداشت، و از منابعی كه سریعتر جایگزین می‌شوند استفاده شود. به عنوان مثال؛ از چوب درختهایی باید استفاده شود كه سریعتر رشد كرده و می‌توانند جایگزین شوند. همچنین از منابع متنوع استفاده كرد،‌كه نوع خاصی از بین نرود، و یا مثلا مساحت جنگلها را مقدار ثابتی نگهداشت و از مقدار میعنی كمتر نشوند، و یا از گونه خاص موجودی به علت منافع اقتصادی حمایت نشوند.

• استفاده از منابع تجدید ناپذیر: استفاده عاقلانه از منابع غیر قابل تجدید باید به طور گسترده اعمال شود. به عنوان مثال؛ استفاده از منابع فسیلی برای سوخت غیر عاقلانه است. و یا در ساختن صندلی از چوبی استفاده شود كه در طبیعت از سرعت تجدید‌پذیری و جایگزینی بالاتری برخوردار است.

• كاربرد معقول از چوب (به عنوان یک منبع تجدید ناپذیر) باعث می‌شود كه به اصل منبع لطمه‌ای نخورده و امكان جایگزینی آن در طبیعت وجود داشته باشد، و حتی در نوع رنگی كه در آن بكار برده می‌شود از موادی كه كمتر كه برای محیط زیست ضرر دارد استفاده شود.

• حفاظت از تنوع زیستی: از منابع زیستی به خوبی نگهداری شود،‌و مشاركت افراد جامعه در جهت بقاء و تنوع زیستی موجود الزامی باشد. طوری از سامانه استفاده شود كه همه اجزاء خود حافظ مجموعه باشند. مردم به طور صحیح از منابع محیطی بهره گیرند، و به آنها آموزش داده شود كه از هر محصول یا منبعی در جای خود و به صورت بهینه استفاده كنند. مثلا در مورد مبلمان شهری، استفاده صحیح از ان به مردم آموزش داده شود. و با اندك نقصی به كنار گذاشته نشوند،‌ بلكه تعمیر و یا در غیر این صورت به محصولی دیگر تبدیل و یا در نهایت مواد اولیه آن بازیافت شود. (مفیدی، مبانی مقدماتی توسعه و طراحی شهر پایدار)


طراحی پایدار و اصول اولیه آن
طراحی پایدار همكاری متفكرانه معماری با مهندسی مكانیك، برق و سازه است. علاوه بر فاكتور‌های متداول طراحی مانند زیبایی، تناسب و بافت و سایه و نور و امكاناتی كه باید مد نظر قرار گیرند، گروه طراحی باید به عوامل طولانی مدت محیطی، اقتصادی و انسانی توجه نموده و اصول اولیه آنرا که به قرار زیر است، مد نظر قرار دهد:

• درك محیط:
طراحی پایدار با درك از محیط آغاز می‌شود. اگر ما به امكانات محیطی كه در آن هستیم آگاه باشیم می‌توانیم از صدمه زدن به آنها جلوگیری كنیم. درك محیط باعث مشخص شدن مراحل طراحی از جمله جهت قرارگیری نسبت به خورشید و چگونگی قرارگیری ساختمان در سایت و حفظ محیط پیرامون و دسترسی سیستم نقلیه و پیاده می‌گردد.

• ارتباط با طبیعت:
چه ساختمان در داخل محیط شهری باشد و چه در یك محیط‌ طبیعی‌تر، ارتباط دادن طبیعی به محیط طراحی شده روح و جان می‌بخشد.
• درك روندهای موجود در طبیعت: در سیستم موجود در طبیعت زباله موجود نیست. لاشه یك موجود، غذای یك موجود دیگر می‌شود. به بیان دیگر موجب احترام بشر به نیازهای انواع گونه‌های طبیعــــی می گردد. رونــــــدهایی كه باعث احیـــا می‌شوند تا ضایع كردن، به بیشتر زنده مــاندن ما می انجامند.

• درك تأثیرات محیطی:
طراحی پایدار سعی در درك تأثیرات محیط از طریق ارزیابی و تحلیل سایت دارد:
ارزیابی انرژی مصرفی، سمیت مصالح و تكنیك‌های ساختمان سازی .
بطوریکه تأثیر منفی محیطی را می‌توان از طریق استفاده مصالح ساختمان سازی پایدار، مصالح با سمیت كمتر و مصالح ساختمانی قابل بازیافت کاهش داد.


• روند مشاركتی طراحی:
طراحان پایدار، اهمیت توجه به هر نظری را می‌دانند. همكاری با مهندسین مشاور و متخصصین دیگر در مراحل اولیه طراحی صورت می‌پذیرد. طراحان همچنین به نظرات ساكنین محلی و همسایگان محلی نیز توجه می‌كنند.

• درك مردم:
طراحان پایدار باید به فرهنگ و دین و نژاد مردمی كه قرار است برای آنها طراحی كنند، توجه كنند.

بنابراین معماری پایدار تركیبی چند ارزشی در بر دارد:
زیبایی شناسی، محیط، اجتماع، سیاست و بعبارتی طراحی و ساختمان سازی هماهنگ با محیط.
یك معمار باید زیركانه چند فاكتور را در نظر بگیرد: مقاومت و پایداری و طول عمر بنا، مصالح مناسب، و مفهوم و كانسپت.
www.susarch.com

تمام اصول معماري پايدار بايد در يک پروسه کامل – که منجر به ساخته شدن محيط زيست سالم مي شود- تجسم يابد
 

farnaz*

عضو جدید
کاربر ممتاز
معماری پایدار

معماری پایدار

معماری پایدار: sustainable architecture

بچه ها هر چی مطلب راجع به معماری پایدار دارید در این تاپیک بذارید.میدونید که معماری پایدار یکی از مهم ترین مطالب به روزه دنیاست.
متن زیر مقاله ی بهترین استادم خانم دکتر سفلایی است که در مجله ی آبادی شماره ی 51 چاپ شد:

تعریف توسعه ی پایدار:

به معنی ارایه ی راه حل هایی در مقابل الگوهای سنتی کالبدی _ اجتماعی و اقتصادی توسعه می باشد که بتواند از بروز مسایلی همچون نابودی منابع طبیعی _ تخریب اکوسیستم ها _ آلودگی _ افزایش بی رویه جمعیت _ رواج بی عدالتی و پایین آمدن کیفیت زندگی انسان ها جلوگیری می کند.
در خصوص معماری پایدار راهکارهای زیادی ارایه شده است.همایش های بین المللی و سایت های اینترنتی و همچنین کتاب های متعددی در این زمینه به رشته ی تحریر در آمده است.ما در اینجا تنها به تحلیل و بررسی معماری پایدار از دو دیدگاه زیر خواهیم پرداخت:

1 _ دیدگاه کلی و رزانا هارت که خود نیز در ساختمان های سبز ساکن هستند.

2 _ دیدگاه بارندا و روبرت وال.

برخی بناها دارای ویژگی ها و خصوصیاتی هستند که آنها را در زمره ی بناهای پایدار قرار می دهد.تعریف و اصولی که از دیدگاه کلی و رزانا هارت باید رعایت شود تا یک بنا به عنوان نمونه ای از یک معماری پایدار طبقه بندی شود عبارت است از:

1_ کوچک بیندیشید:

خانه های کوچک می توانند زیبا و دنج باشند در حالی که خانه های بزرگ مقدار بسیار زیادی انرژی و گرما را تلف می کنند و به اجبار بایستی از سوخت های فسیلی برای گرم کردن آن استفاده شود و در نهایت آلودگی های ناشی از مصرف سوخت های فسیلی که به هوا وارد می شود معضلات و تخریب های زیست محیطی را نیز به دنبال دارند.
یک خانه باید در اندازه و سایزی طراحی شود که مورد نیاز ساکنین آن باشد.
این خانه با طراحی بسار دقیق و دیدگاهی طبیعت گرایانه نیازهای یک خانواده را متناسب با قرن 21 براورده خواهد ساخت.

2 _ گرمایش ساختمان با آفتاب:

هیچ چیز برای سلامتی جسم و ذهن انسان موثرتر از استفاده از گرما و نور خورشید نیست.در طراحی گرچه تعبیه و جانمایی مناسب بازشوها و سطوح نورگیر به نظر کمی مشکل می رسد اما در عمل نتیجه طراحی صحیح آن بسیار رضایت بخش می باشد.
یک طرح خوب برای استفاده از نور در خانه به گونه ای است که علاوه بر این که گرمای لازم را برای فضای داخلی تامین کند نور کافی را نیز وارد اتاق نماید.
تنها در این صورت زمانی که خورشیدغروب می کند گرمای جذب شده در اتاق باقی می ماند و به فضای داخلی پس داده می شود و آنرا گرم می نماید.
در این رابطه قطعا مصالح خاصی می تواند انرژی را جذب و در خود حفظ نموده سپس در زمان مناسب آنرا به فضا برگرداند.آنچه در این ذخیره سازی مهم است عایق بندی مناسب در ساختمان است که می تواند از سنگ های آتشفشانی فشرده برای این منظور استفاده بهینه کرد.بنابراین ملاحظه می شود که استفاده صحیح از مواد و مصالح در حفظ انرژی بسیار موثر است.

3 _ راحتی و آسایش خود را حفظ کنید:

همانطور که گفته شد یک طراحی مناسب بر مبنای استفاده از انرژی طبیعی خورشید هم نور هم گرما و هم آسایش را برای ساکنین یک خانه تضمین می نماید.
از انرژی های طبیعی دیگری که می تواند در گرمایش و سرمایش فضا و بالطبع آسایش انسان موثر باشداستفاده از انرژی زمین است.برای استفاده از این نوع انرژی می توان به راحتی حدود 6 فوت حفر کرده واردعمق زمین شد.درآن نقطه خواهید دید که تغییرات حرارتی بیش از چند درجه نیست.اگرچه این درجه حرارت حدود 50_55 فارنهایت ممکن است برای زندگی عادی سرد باشد ولی با این روش می توان حرارت خوبی را در فضای داخلی فراهم کرد.بنابراین برای استفاده از انرژی گرمایی زمین باید زیر آن کاملا خالی از هوا باشد تا فضا گرمای زمین را جذب کند.در خانه های سنتی اقلیم سرد ایران نیز به همبن دلیل خانه ها در عمق زمین پی افکنده شده اند.نورمن فاستر بخشی از گرمایش گنبد رایشتاگ در آلمان را با استفاده از انرژی گرمایی زمین تامین کرده است.

4 _استفاده از انرژی های قابل بازیافت:

راه های بسیاری از قبیل استفاده از انرژی های پاک مانند انرژی خورشید _ انرژی باد _ انرژی آب و ... برای تولید برق و الکتریسیته و صرفه جویی در مصرف انرژی های فسیلی وجود دارد.
اگر از انرژی های پاک جهت تولید الکتریسیته استفاده شود باید دقت بیشتری در طرز استفاده از برق تولید شده به دلیل محدود بودن آن اعمال کرد.به عنوان مثال چنانچه نیروی برق از منابع طبیعی یا توربین ها فراهم می شود بایستی هزینه ابزاری را هم که به وسیله الکتریسیته کار می کنند محاسبه نمود و یا به عنوان مثال ماشین لباسشویی از مقدار الکتریسیته ای استفاده می کند که مقدار هزینه آن کمتر از مبلغ پودر لبلسشویی و هزینه مصرف آب خواهد بود.لامپ های مهتابی از جمله استانداردهایی هستند که کمترین الکتریسیته را مصرف می کنند.در ساختمان ها بایستی از وسایل حرارتی و نوری که با وصل شدن به پریز و مصرف برق کار می کنند تا حد امکان اجتناب شود.

5 _ ذخیره کردن آب.

6 _ استفاده از مصالح بومی:

استفاده از مصالح طبیعی حداقل ضررهای اقتصادی و زیست محیطی را داراست و نکته قابل توجه این است که بعضی از منابع طبیعی مورد استفاده مانند درخت و نی و ... قابل ترمیم و دوباره سازی می باشند و برخی دیگرنیز به وفور قابل دسترسی هستند مانند شن و ماسه که استفاده از آنها به دلیل زیبایی طبیعی که دارند از یکنواختی و تصنعی بودن بنا می کاهد و به نوعی معماری را با طبیعت نزدیک و همساز می کند.
درواقع استفاده از منابع طبیعی که با محیط اطراف کاملا در هماهنگی است آرامش را به فرد منتقل می کند.
از مصالح بسیار جذاب دیگر سنگ های صخرهای است که می تواند هم در عناصر تزیینی فضای داخلی و هم برای ساختن دیوار سنگی و ستون خانه که فضای فوق العاده ای را با تداعی طبیعت و قدرت به انسان منتقل می کند وهمین طور در سنگ فرش بیرون خانه از آن استفاده شود.دیوارهای سنگی می توانند مقدار زیادی از انرژی گرمایی را حفظ و ذخیره کنند.از دیگر مصالح بومی و فراوان شن و ماسه است.ماسه و شن به طور فشرده برای مصارفی در پی سازی و سازه به کار برده می شود.خشت از مصالح بومی دیگر است.استفاده از خشت در بسیاری از قسمت های ساختمان کاربرد درونی و بیرونی دارد.خانه ای که کف آن از خشت پوشانده شود و با رنگ خاکی رنگ زده شود بسیار زیبا خواهد بود.
کاه گل از مصالح بومی دیگر است.استفاده از کاهگل علاوه بر پوشش می تواند انتخابی تزیینی باشد خصوصا که با رنگ های طبیعی قرمز _ سیاه و سفید بسیار جذاب و زیبا خواهد بود.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

amir joon

عضو جدید
معماری سبز

معماری سبز

در سال های اخیر بیانیه ها و مقالات متعددی در زمینه اصول معماری سبز توسط محققان مختلف در سراسر دنیا به رشته تحریر درآمده است. اغلب این بیانیه ها با اختلاف اندک موضوعاتی را در زمینه تشویق طراحان به حفاظت از انرژی و نیز در نظر گیری ویژگی های محلی مکان و کار با کاربران ساختمان و جوامع اطراف آن تثبیت نموده اند. معماران انگلیسی، برندا و روبرت ویل در کتاب خویش با عنوان «معماری سبز: طراحی برای آینده ای آگاه از انرژی» یکی از ساده ترین و صریح ترین چارچوب ها را برای معماری سبز مطرح نموده اند. آنها این اصول را با استفاده از مثال های مختلف از طراحی ساختمان در اروپا انگلستان و امریکا نشان داده اند. ایشان بر فراگیری از معماری بومی تأکید زیادی داشتند، معماری که در تجربه نسل های متمادی ساکن یک منطقه و اقلیم ویژه در آن نهفته است .



اطلاعات بیشتر در مورد اصول معماری سبز و نحوه اجرا آن در بسیاری از پایگاههای اینترنتی از جمله «موسسه آمریکایی کمیته معماران در موضوعات مختلف زیست محیطی» (www.aia.org.cote) شورای «ساختمان سازی سبز امریکا» (www.usgbc.org) و در اروپا و انگلستان «منازل پایدار » (www.sustainablehome.co.uk) نیز وجود دارد. فرآیند سبز در معماری فرآیندی کهن می باشد، برای مثال از هنگامی که انسان های غار نشین برای اولین بار پی به این مسئله بردند که انتخاب غاری رو به جنوب از لحاظ دمای محیط بسیار مناسب تر از غاری می باشد که دهانه آن به سمت شمال است. موضوع جدید درک این مهم است که معماری سبز برای محیط های مصنوع و انسان آفرینش بهترین فرآیند برای طراحی ساختمان هاست؛ به گونه ای که تمام منابع وارده به ساختمان، مصالح آن، سوخت یا اشیا مورد استفاده ساکنان، نیازمند پدید آوردن یک معماری پایدار هستند. بسیاری از ساختمان های موجود حداقل یکی از ویژگی های متعدد و قابل تشخیص معماری سبز را درون خویش دارند، با این حال،تنها تعداد اندکی از این بناها کل این فرآیند کامل را دارا می باشند.

بطور کلی فرآیند سبز این گونه مطرح می شود که تمامی موضوعات به یکدیگر وابسته بوده و در هر تصمیم گیری باید تمامی جنبه های آن مورد بررسی قرار گیرد و بدین ترتیب،ایده بررسی اصول بصورت مجزا با آن در تضاد قرار می گیرد . در مجموع اصول گوناگونی در ایجاد هر نوع سازه مطرح است که نقاط مشترک فراوانی را برای بحث دارامی باشند،
با این حال موضوعات ارائه شده مجموعه ای از اصول مختلفی هستند که در نظر گرفتن آنها سبب ایجاد توازن و پدید آمدن معماری سبز خواهد شد .








«معماری سبز» (GreenArchitecture) یا «معماری پایدار»

معماری سبز برخاسته از معماری پایدار و توسعه پایدار بوده کهاین نیز ناشی از نیاز انسان امروز در مقابل پیامدهای سوء‌جهان صنعتی و مصرفی عصرحاضر است. حفظ و حراست از منابع طبیعی جهان، مصونیت از آلودگی هوا و سایرآلودگی‌های محیطی، حفاظت از لایه ازن، بهداشت جسمی و روانی، آینده بشریت و ... ازموضوعاتی است که در این راستا مطرح بوده و ضرورت آن به عنوان یک وظیفه جهانی روز بهروز آشکارتر می‌شود.
(SustainableArchitecture) یكی از گرایش‌ها و رویكردهای نوینمعماری است كه در سال‌های اخیر مورد توجه عده زیادیاز طراحان و معماران معاصر جهان قرار گرفته است. این معماری كه برخاسته از مفاهیم توسعه پایدار می‌باشد، در پی سازگاریو هماهنگی با محیط زیست، یكی از نیازهای اساسی بشر در جهان صنعتی كنونی است. به نمونه هایی از استفاده این نوع سبک توجه کنید.
ساختمان گلن هاوس در سانتامونیکا کالیفرنیا بهترین نمونه از سازه های سازگار با محیط زیست است . اینساختمان برق و آب مصرفی خود را خودش تولید می کندو در آن برمصرف بهینه انرژی تأکید شده است.

کلیات و اهداف در معماری سبز

طراحی سبز عملی است برای حل مشکلات که طی آن، منابع طبیعی قبل، بعد و طی پروسه تولید و ساخت به کمترین حد آسیب می‌بیند، به علاوه در مسیر این عمل مصالح باید مفید بوده، عمر مفید طولانی داشته و قابل بازگشت به چرخه طبیعت باشند. چیزهای با طول عمر زیاد هم مفیدند و هم بزرگترین مانع علیه اسراف و ضایعات، و این بهتر از استفاده مجدد یا بازیافت آنها است.
اکنون زمانی است که منابع رو به زوال است، هنگامی که دغدغه معماران، معماران منظر، طراحان شهری، مهندسین و متخصصین ساختمان اساساً در چاره‌جوئی برای آینده است. ما به عنوان متخصصین طراح باید حوزه مهارت و تخصص و فعالیت خود را در این زمینه بسط دهیم که این از منابع ما حفاظت می‌کند و حامی آینده فرزندان، نوه‌ها و نسل‌های بعد ما خواهد بود.



چند آرشیتکت در پاسخ به سئوال «معماری سبز چیست؟»، در تربیون آزاد معماری اینترنت این گونه اظهار داشته‌اند:

* مهمتر و قبل از هر چیز یک ساختمان سبز:
-احتیاجات ساکنین آن را برآورده می‌کند.
-سلامتی، رضایت و خشنودی، بهره‌وری و نشاط ساکنین خود را تأمین می‌کند.
-بهره‌گیری سنجیده از راهکارهای تأئید شده معماری پایدار، ساخت و ساز با مواد غیر مسموم‌کننده، استفاده مؤثر از مصالح به دست آمده از مواد طبیعی پایدار، اتکا و وابستگی به خورشید برای نور روز، انرژی گرمائی و الکتریکی و بازیافت مواد را ملزم می‌کند.
-یک تلفیق معمارانه از این راهکارها در یک ساختمان که مایه افتخار استفاده‌کنندگان آن و در خدمت جهان طبیعی است.

* توجه به موارد ذیل:
-استقرار ساختمان‌های روی سایت شامل دسترسی‌ها و مسیرهای تدارک دیده شده سودمند.
-جهت‌یابی ساختمان‌ها با توجه به خورشید و محیط اطراف.
-چیدمان اتاق‌های داخلی و درها و پنجره‌ها.
-ابعاد و وجوه ساختمان‌ها و اجزاء تشکیل‌دهنده محیطی.
-رنگ، نما، تزئینات ساختمان و محیط.

* ساختن خانه‌ها و اماکن تجاری با انرژی مؤثر بیشتر
بعضی از جنبه‌های معماری سبز عبارتند از:
-افزایش آسایش، قابلیت زندگی و بهره‌وری.
-بهبود دوام، کیفیت و قابلیت نگهداری.
-ثبات وضعیت محیط داخلی.
-پس‌انداز پول به وسیله کم کردن هزینه زندگی.
-پی‌بردن به گزینه‌های ساختمان‌های با عملکرد بالای خورشیدی.
-انتخاب زمینه مصالح ساختمانی سبز جهت ایفای نقش شما برای کمک به حفاظت محیط‌زیست.


اذامه ذارذ........
 

nino

مدیر بازنشسته
شهر پایدار
 

پیوست ها

  • ICC_Article_49_Sustainable_Design_[Persian Content]_2.pdf
    157.2 کیلوبایت · بازدیدها: 0

amir joon

عضو جدید
دستـورالعمـل‌ اجـرائـی معمـاری سـبـز برای سـاختمـان‌های مسکونـی ـ نحـوه استقـرار و کاربری اراضی سبز
- در مناطق توسعه یافته ساخت‌وساز کنید: برخلاف پاشیدگی شهری، در توسعه فشرده، اراضی بایر و کشاورزی حفظ و تراکم مرتفع می‌شود و به موجب آن مجاورت مغازه‌ها و خدمات عمومی و حمل و نقل متناوب فراهم می‌شود.
- پروژه ها‌ و نقشه‌های چند منظوره طراحی کنید،‌ که در آن پروژه‌ها، کاربری‌های مسکونی و تجاری به منظور کمک به ایجاد اجتماعات زنده و با روح و همچنین کاهش بزرگترین منبع آلودگی یعنی استفاده از اتومبیل با هم تلفیق شده‌اند.
- ساختمان‌ها را به گونه‌ای مستقر سازید که دسترسی به حمل و نقل عمومی، مسیرهای عبور دوچرخه و دسترسی پیاده به خدمات اساسی فراهم شود. این امر استفاده از اتومبیل را به حداقل می‌رساند. همچنین با اشتغال در منزل رانندگی می‌تواند کاهش یابد. بنابراین در نظر داشته باشید که دفتر کار در منزل با وسایل و خط تلفن موردنیاز است.
-ساختمان‌های قدیمی را مرمت کنید. مرمت ساختمان‌های موجود زیست‌شناسانه‌ترین ساخت‌وساز است.
- ساختمان‌ها را با توجه به حداقل رساندن فشردگی محیطی مستقر سازید.
- ساختمان‌ها را به گونه‌ای جایگزین نمایید که از گیاهان موجود بهره‌برداری گردد.



طراحی خانه‌های سبز
- کوچکتر بهتر است. با یک طرح خوب از فضاهای داخلی استفاده مطلوب ببرید به طوری که اندازه کلی ساختمان و منابع مورد استفاده در ساخت و نگهداری آن در حداقل نگه داشته شوند.
- ساختمانی انرژی کفا طراحی کنید . از عایق‌کاری در سطح بالا و پنجره‌های با قابلیت بالا در جهت نور خورشید (تابش گرمایی در شرق و غرب) و با ساختار سخت درزگیری شده استفاده کنید. ساختمان‌های به هم چسبیده هزینه پوشش ناکافی خارجی بنا را به حداقل می‌رساند.
- آسایش رایگان. گرمای معمول خورشیدی، نور روز و خنک‌کننده‌های طبیعی می‌توانند با ارزش مؤثری در اغلب ساختمان‌ها جا داده شوند.
-انرژی رایگان بدست آورید. ساختمان‌ها را با آبگرمکن خورشیدی و مولد برق نوری یا با [پیش‌بینی] تأسیسات خورشیدی برای آینده طراحی کنید.
- استفاده مطلوب از مصالح. ضایعات را با طراحی برای ارتفاع استاندارد سقف‌ها و ابعاد ساختمان به حداقل برسانید.
- دفع زباله را برای ساکنین ساده کنید. برای پروسه دفع زباله مواردی از قبیل سطل‌های زباله نزدیک آشپزخانه و در محفظه زیر سینک ظرفشویی تدارک ببینید.
- سیستم‌های گرفتن (دفع) آب بام می‌تواند برای جمع‌آوری آب باران و استفاده از آن در آبیاری محوطه در نظر گرفته شود.


مصالح سبز
- از استفادة آن مواد شیمیایی که اُزن را از بین می‌برند در تجهیزات مکانیکی و عایق‌ها اجتناب کنید.
- از مصالح ساختمانی بدست آمده از محل استفاده کنید. حمل و نقل حائز اهمیت است هم در انرژی مصرفی و هم در آلودگی عمومی.
- از مصالح ساختمانی زائد یا فرآورده‌هایی که از مواد قابل برگشت به چرخه طبیعت بدست آمده‌اند از قبیل عایق سلولز، هوموسوت، تخته چندلا، آجر فرش کف ساخته شده از شیشه زمینی و پلاستیک بازیافتی به شکل الوار و کف‌پوش استفاده کنید.
- فرآورده‌های چوبی معتبر را جستجو کنید. از الوار منحصراً ضمانت‌شده و بدست آمده از جنگل‌های کنترل شده استفاده کنید.
- از موادی که با گاز خود آلوده‌کننده هستند اجتناب کنید: حلال پایه رنگ و روغن، چسب‌ها، قالی، براده چوب و بسیاری از دیگر مصالح و فرآورده‌های ساختمانی، فرمالدئید و ترکیبات فرار ارگانیک VOC آزاد می‌کنند.


اذامه ذارذ........
 

سـعید

مدیر بازنشسته
...:::به زودی در دبی؛ یک برج با معماری سبز :::...

...:::به زودی در دبی؛ یک برج با معماری سبز :::...

به زودی در دبی؛ یک برج با معماری سبز
آن چه شما خواسته‌اید!



پیشرفت‌های دانش معماری جهان قابل پیش‌بینی برای ما نیست؛ معماری با سرعتی بیش از سایر علوم می‌تازد تا با بهره‌گیری از تکنولوژی‌های جدید زمینه را برای زندگی بهتر در دنیای کاملا مدرن شده عصر حاضر آماده کند.
معماران در تلاش خود برای تبدیل ایده‌های ذهنی‌شان به عمل، از هیچ تلاشی فروگذار نیستند. چراغ آتلیه‌ها در طول شبانه‌روز روشن است و پیران عرصه معماری در کنار دانشجویان مبتدی نوآوری را با تجربه در هم می‌آمیزند تا بشر بیش از پیش به زندگی در مکان مصنوع دلبسته شود. دیگر زمانه ساختمان‌های افقی تمام شده است و اگر روزگاری ویلاسازی دلمشغولی انسان به شمار می‌آمد، نیاز جهانی امروز، معماران را به سمت ساختمان‌های عمودی می‌کشاند. معماران امروز در دفاتر بزرگ خود نشسته‌اند و منتظر تا از طریق اینترنت، کارفرمایی آنها را به طراحی جدیدی فراخواند. آن جا که جنگ معمار و مشکلات آغاز می‌شود موانع پیش رو می‌آیند و تنها او است که باید از دل تمامی محدودیت‌ها برای خود عرصه‌ای بیابد تا در آن به بیان ایده‌های راهگشای خود همت گمارد.


محیط زیست و معماری سبز
از سوی دیگر، جهانی که در جزئی‌ترین افعال خود، تکنولوژی را به خدمت گرفته می‌رود تا محیط‌زیست را در آلودگی‌های گوناگون حاصل از تجمع کارخانه‌ها و تولیدی‌ها و خدماتی‌ها فروبلعد. دانش‌های مختلف جهانی از پنجاه سال پیش بر آنند تا در کنار اکتشافات جدید علمی به راه‌حل‌هایی برای کاهش آلودگی، کاهش مصرف انرژی و در نهایت پایین آوردن سوخت‌و‌ساز منابع طبیعی بپردازند. معماری نیز از این قاعده مستثنی نیست و بلکه بیش از علومی چون پزشکی و گیتاشناسی در پی آشتی با محیط زیست است.
دنیای‌امروز در قالب دانش معماری سبز و معماری محیط‌زیست در پی کشف دوباره مقوله محیط‌زیست در قالب بناها و ساختمان‌هاست و در این زمینه کشورهای مختلف دست به فعالیت‌های متنوعی زده‌اند. با این حساب نباید تعجب کنید که جزیره دبی نیز بی‌کار ننشسته و با تمام توان در پی آن است که تا چند سال آینده نمونه‌ای از این نوع معماری را در خود داشته باشد.
مهندس الهام علوی‌زاده در سایت آرونا به نمونه‌ای از این برج‌ها اشاره کرده که تمامی انرژی خودش را تامین می‌کند. وی می‌نویسد: «این برج که قرار است در دبی ساخته شود، برج انرژی نام دارد و تمام انرژی خود را تامین خواهد کرد. یک توربین بادی بسیار عظیم در بام برج قرار دارد و به موازات آن سلول‌های فتوولیتک قرار گرفته‌اند. شکل سیلندری این برج به منظور ایجاد کمترین سطح ممکن در مقابل نور خورشید است».
یک محافظ خورشیدی از کف تا سقف، 60 درجه از نمای دایره‌ای بنا را در مقابل تابش بسیار شدید آفتاب محافظت می‌کند. نور تابیده بر سایر بخش‌های نما توسط پوشش معدنی پنجره‌ها تعدیل می‌شود.


سنت ایرانی در دست بیگانه‌ها
دبی شهر گرما است، شهری که دما در بعضی از روزهای آن بیش از 50 درجه سانتیگراد گزارش شده است و اگر این گرما به عنوان محدودیت به حساب بیاید، راهکار آن می‌تواند اسباب بالارفتن ظرفیت طراحی ساختمان انرژی را بالا ببرد. برای مقابله با گرما، طراحان پروژه از دو راهبرد بهره برده‌اند. نخست در پوشش بنا و جنس پنجره‌ها است: نمای این برج از یک نوع محصول جدید شیشه وکیوم ساخته خواهد شد که در سال 2008 وارد بازار می‌شود. پنجره‌های با‌کیفیت بالا دارای محافظ‌هایی برای جلوگیری از ورود گرمای بیرون هستند، چیزی که در منطقه‌ای با دمای 50‌درجه سلسیوس در تابستان ضروری است. این پنجره‌های دارای شیشه وکیوم، دوسوم کمتر از شیشه‌های معمولی امروزی حرارت را از خود عبور می‌دهند.
اما راهکار دیگر طراحان برای مقابله با گرما در طراحی سازه مطرح می‌شود. آن‌ها با بهره‌گیری از نوع معماری ایران در یزد بهره گرفته‌اند. بله! همان بادگیرهای خودمان. صدها سال پیش در اکثر مناطق حاره‌ای ایران از بادگیر در سقف‌ها استفاده می‌شده که این تکنولوژی بعدها به مناطق عرب‌نشین غرب ایران مانند، عراق، کویت و بحرین وارد شده و هم اینک قرار است، در برج انرژی بازآفرینی شود. نمونه‌های عربی بادگیرها در ساختمان‌های سنتی کشورهای همسایه در‌حال‌حاضر به علت تهویه طبیعی مورد توجه و علاقه خاص توریست‌ها هستند. هوای خنک از بازشوهای بالای بادگیر وارد می‌شود و به علت سنگینی به سمت پايین حرکت می‌کند و هوای گرم سبک را به بالا می‌راند و به این ترتیب تهویه مطبوعی در فضاهای داخلی بنا انجام می‌گیرد و دما برخلاف گرمای شدید محیط بیرون متعادل می‌شود. علوی‌زاده در بخش دیگری از نوشتارش در معرفی برج انرژی می‌نویسد: «در این برج نیز از عملکردی مشابه بادگیر استفاده شده است. فشار منفی ایجاد شده توسط بادشکن‌ها در طول برج، هوای مصرف شده را از درون اتاق‌ها از طریق درزهای هوا به بیرون نمای ساختمان می‌کشد. همزمان هوای تازه از طریق سیستم داکت وارد فضا می‌شود. آب دریا نیز برای خنکی بیشتر مورد استفاده قرار خواهد گرفت. سه برج خنک کن کمک می‌کنند تا دما به 18 درجه سيلسیوس برسد. داکت‌های شفاف هوای تازه را وارد آتریوم‌ها و از آنجا به کریدورها و دفاتر اداری می‌کنند».
طراحان قصد دارند از طناب‌های فلزی برای آویزان کردن باغچه‌های معلق استفاده کنند. همزمان با این کارها، سیستم خنک‌‌ساز زیرزمینی، آب را خنک کرده و از طریق لوله‌های تعبیه شده در کف‌ها به طبقات می‌فرستد.


دور افتاده از قطار
دبی همراه با شهرهای بزرگ دنیا چون شیکاگو، نیویورک و پاریس در تلاش است تا برجی دوست‌دار محیط‌زيست بسازد و جالب این‌جا است که اکثر الگوهای چنین طرح‌های از شرق آمده است. حالا سوال این‌جا است که در بحران ساخت‌و‌ساز کشور، جایی که «اوستا حسن» یک تنه وظایف مهندس معمار و مهندس عمران و مهندس جوش و خلاصه مهندس طراح را به عهده می‌گیرد و بحران مسکن همچنان به عنوان اولین دغدغه هر خانوار ایرانی مطرح است، تا چه زمانی باید از این قافله عقب بمانیم؟ اگر امروز تمام جهان در پی اکتشافات جدید در زمینه‌های مختلف توجه به محیط‌زيست دارد و ما در بنگاه‌ها و بانک‌ها به دنبال 40‌متر سقف بالای سر، پاسخگوی این تفاوت کيست و در کجا است؟
دبی یک شهر آرمانی نیست، حتی در اندازه‌های کوچک شهر مساعدی برای زندگی به حساب نمی‌آید، اما با تمام توان خود به دنبال این است که به موزه‌ای کوچک از «آنچه شما خواسته‌اید» بدل شود و ما به عنوان همسایه این شهر ساحلی باید برای جلوگیری از سرمایه‌های معنوی و مادی خود هم که شده فکری به حال این فاصله بکنیم و لااقل در زمینه دانش و اطلاعات پیشرو باشیم به امید روزی که بتوانيم در همین سرزمین ایده‌هایمان را به عمل بدل کنیم.

__________________
 

سـعید

مدیر بازنشسته
نگاهی به اصول معماری سبز ....

نگاهی به اصول معماری سبز ....

مقدمه
در سال های اخیر بیانیه ها و مقالات متعددی در زمینه اصول معماری سبز توسط محققان مختلف در سراسر دنیا به رشته تحریر درآمده است. اغلب این بیانیه ها با اختلاف اندک موضوعاتی را در زمینه تشویق طراحان به حفاظت از انرژی ونیز در نظر گیری ویژگی های محلی مکان و کار با کاربران ساختمان و جوامع اطراف آن تثبیت نموده اند. معماران انگلیسی، برندا و روبرت ویل در کتاب خویش با عنوان «معماری سبز: طراحی برای آینده ای آگاه از انرژی» یکی از ساده ترین و صریح ترین چارچوب ها را برای معماری سبز مطرح نموده اند. آن ها این اصول را با استفاده از مثال های مختلف از طراحی ساختمان در اروپا انگلستان و امریکا نشان داده اند. ایشان بر فراگیری از معماری بومی تأکید زیادی داشتند، معماری که در تجربه نسل های متمادی ساکن یک منطقه و اقلیم ویژه در آن نهفته است .
اطلاعات بیشتر در مورد اصول معماری سبز و نحوه اجرا آن در بسیاری از پایگاههای اینترنتی از جمله «موسسه آمریکایی کمیته معماران در موضوعات مختلف زیست محیطی» (www.aia.org.cote) شورای «ساختمان سازی سبز امریکا» (www.usgbc.org) و در اروپا و انگلستان «منازل پایدار » (www.sustainablehome.co.uk) نیز وجود دارد. فرآیند سبز در معماری فرآیندی کهن میباشد، برای مثال از هنگامی که انسان های غار نشین برای اولین بار پی به این مسئله بردند که انتخاب غاری رو به جنوب از لحاظ دمای محیط بسیار مناسب تر از غاری می باشد که دهانه آن به سمت شمال است. موضوع جدید درک این مهم است که معماری سبز برای محیطهای مصنوع و انسان آفرینش بهترین فرآیند برای طراحی ساختمان هاست؛ به گونه ای که تمام منابع وارده به ساختمان، مصالح آن، سوخت یا اشیا مورد استفاده ساکنان، نیازمند پدید آوردن یک معماری پایدار هستند. بسیاری از ساختمان های موجود حداقل یکی از ویژگی های متعدد و قابل تشخیص معماری سبز را درون خویش دارند، با این حال،تنها تعداد اندکی از این بناها کل این فرآیند کامل را دارا می باشند.
بطور کلی فرآیند سبز اینگونه مطرح می شود که تمامی موضوعات به یکدیگر وابسته بوده و در هر تصمیم گیری باید تمامی جنبه های آن مورد بررسی قرار گیرد و بدین ترتیب،ایده بررسی اصول بصورت مجزا با آن در تضاد قرار می گیرد . در مجموع اصول گوناگونی در ایجاد هر نوع سازه مطرح است که نقاط مشترک فراوانی را برای بحث دارامی باشند،
با این حال موضوعات ارائه شده مجموعه ای از اصول مختلفی هستند که در نظر گرفتن آنها سبب ایجاد توازن و پدید آمدن معماری سبز خواهد شد .
اصل اول : حفاظت از انرژی
هر ساختمان باید به گونه ای طراحی و ساخته شود که نیاز آن به سوخت فسیلی به حداقل ممکن برسد .
ضرورت پذیرفتن این اصل در عصرهای گذشته بدون هیچ شک و تردیدی با توجه به نحوه ساخت و سازها غیر قابل انکار می باشد و شاید تنها به سبب تنوع بسیار زیاد مصالح و فن آوری های جدید در دوران معاصر چنین اصلی در ساختمان ها به دست فراموشی سپرده شده است و این بار با استفاده از مصالح گوناگون ویا با ترکیب های مختلفی از آنها، ساختمان ها، محیط را با توجه به نیاز های کاربران تغییر میدهند .
اشاره به نظریه مجتمع زیستی نیز خالی از لطف نمی باشد، که از فراهم آوردن سر پناهی برای درامان ماندن در برابر سرما و یا ایجاد فضایی خنک برای سکونت افراد سرچشمه می گیرد ، به این دلیل و همچنین وجود عوامل دیگر مردمان ساختمانهای خود را به خاطر مزایای متقابل فراوان در کنار یکدیگر بنا می کردند .
ساختمان هایی که در تعامل با اقلیم محلی و در تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت فسیلی ساخته می شوند ، نسبت به آپارتمانهای عادی امروزی ، حامل تجربیاتی منفرد و مجزا بوده و در نتیجه ، به عنوان تلاشهای نیمه کاره برای خلـق مــعـــماری سبــز مطــرح می شوند. بسیاری از این تجربیات نیز بیشتر حاصل کار و تلاش انفرادی بوده؛ و بنابراین روشن است به عنوان اصلی پایدار در طراحی ها و ساخت و سازهای جامعه امروز لحاظ نمی گردد.
اصل دوم : کار با اقلیم
ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شوند که قادر به استفاده از اقلیم و منابع انرژی محلی باشند .
شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرار گیری فضاهای داخلی آن می توانند به گــونــه ای باشد که موجب ارتقاع سطح آسایش درون ساختمان گردد و در عین حال از طریق عایق بندی صحیح سازه ، موجبات کاهش مصرف سوخت فسیلی پدید آید. این دو فرآیند مذکور ناگزیر دارای هم پوشانی و نقاط مشترک فراوان می باشند .
پیش از گسترش همه جانبه مصرف سوخت فسیلی ، چوب منبع اصلی انرژی به حساب می آمد که هنوز هم حدود 15 درصد از انرژی امروز را نیز تأمین می کند. هنگامی که چوب کمیاب و نایاب شد برای بسیاری از مردم امری طبیعی بود که در راستای کاهش نیاز به چوب ، برای تولید گرما از گرمای خورشید کمک بگیرند . شهرهای یونانی همچون «پیرنه» مکان شهر را به گونه ای تغییر دادند که از ورود سیل به شهر جلوگیری شود ، و شبکه ای مستطیل شکل با خیابانهای شرقی ـ غربی را احداث نمودند که به ساختمان ها اجازه جهت گیری به سمت جنوب و استفاده از نور مطلوب خورشید را می داد.
رومی ها نیز پیروی از اصول طراحی خورشیدی را با آموختن از تجربیات یونان ادامه دادند ؛ اما آنها پنجره های شفاف که اختراع قرن اول پس از میلاد بود را نیز برای افزایش گرمای بدست آمده بکار گرفتند، با افزایش کمبود چوب به عنوان سوخت ، استفاده از نمای رو به جنوب در ساخت منازل ثروتــمـنـدان و هـمـچنین حمامهای عـمومی شهـر نیز مـتـداول شــد .
سنت طراحی با توجه به اقـلـیـم بـرای ایجاد آسایش درون ساختمان به قوانین گرمایش محدود نمی شد بلکه در بسیاری از اقـلـیــم ها معماران ملزم به طـراحـی فـضایی خنک برای پدید آوردن شرایطی مطلوب در داخل ساختمان بود . راه حل معــمول درعـصـر حاضر ، یعنی استفاده از سیستم های تهویه مطبوع هوا ، تنها فرآیندی ناکار آمد در تقابل با اقلیم به شمار می رود و در عین حال همراه با مصرف زیاد انرژی می باشد ، که حتی به هنگام ارزانی و فراوانی انرژی به دلیل آلودگی حاصل از آن امری اشتباه بشمار می آید.
اصول سوم : کاهش استفاده از منابع جدید
هر ساختمان باید به گونه ای طراحی شود که استفاده از منابع جدید را به حداقل برساند و در پایان عمر مفید خود ، منبعی برای ایجاد سازه های دیگر بوجود بیاورد .
گر چه جهت گیری این اصل ، همچون سایر اصول اشاره شده به سوی ساختمانهای جدید است ، ولی باید یادآور شد که اغلب منابع موجود در جهان در محیط مصنوع فعلی بکارگرفته شده اند و ترمیم و ارتقاء وضعیت ساختمانهای فعلی برای کاهش اثرات زیست محیطی ، امری است که از اهمیتی برابر با خلق سازه های جدید برخوردار است . این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که تعداد منابع کافی برای خلق محیط های مصنوع در جهان وجود ندارند که بتوان برای بازسازی هر نسل از ساختمان ها، مقداری جدید از آنها را مورد استفاده قرار داد .
این استفاده مجدد میتواند در مسیر استفاده از مصالح بازیافت شده یا فضاهای بازیافت شده شکل بگیرد، بازیافت ساختمان ها و عناصر درون آنها بخشی از تاریخ معماری است . صومعه سانتا الباس که در سالهای 1077 و 1115 میلادی بازسازی گردیده ، از آجرهای خرابه های یک ساختمان رومی در نزدیکی خود استفاده نمود. چارچوب های چوبی که در قرون وسطی به کار گرفته شدند ،قطعاتی چوبی بودند که بریده و در کارگاه نجاری به یکدیگر وصل شده و کد گذاری می شدند و آنگاه از هم جدا شده و به ساختمان ها انتقال داده می شدند. استفاده از این روش بدین معنی بود که در صورت لزوم می توان بخشهایی از ساختمان قرون وسطایی را جا به جا نموده ؛ حتی امروزه نیز می توان آنها را به مکانی دیگر منتقل کرد . گاهی اوقات کل سازه ساختمان به منظور بنا کردن ساختمانی جدید جابجا می گردید. برای مثال در هنگام ساخت موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن، به ساختمان قبلی موجود در سایت دیگر نیازی نبود و در سال 1865 پیشنهاد واگذاری این ساختمان فلزی به مسئولان محلی شمال ، شرق و جنوب لندن با هدف برپایی یک موزه محلی در مکانی جدید ارائه گردید. مسئولان شرق لندن این پیشنهاد را پذیرفتند و ساختمان این موزه محلی در 1872 تکمیل گردید که امروزه این مکان به موزه کودکان بدل گردیده است.
در اغلب مواردی که دسترسی به منابع جدید به حداقل می رسد روش هایی کشف می شوند که با آن ها می توان ساختمان هایی که برای یک منظور ساخته شده اند برای مقاصد دیگر استفاده شوند، با این حال بعضی تغییرات ضروری می توانند باعث تغییر شکل اصلی سازه یا ساختمان شود. این موضوع برای کسانی که علاقمند به حفاظت و نگهداری دائمی از ساختمان ها هستند یک فاجعه به حساب می آید و این سوال در ذهن نقش می بندد که آیا یک ساختمان به این علت که زمانی دارای کاربری ارزشمندی بوده است باید همواره بدون تغییر باقی بماند یا باید برای حفظ بازدهی و کارایی تغییرات الزامی را در آن انجام داد؟ یک فرآیند سبز ممکن است در بررسی این موضوع قضاوت را تنها براساس منابع موجود ممکن بداند. اگر منابع مورد نیاز برای تغییر یک ساختمان کمتر از منابع مورد نیاز برای تخریب و بازسازی آن باشد باید از این تغییرات استقبال نمود. با این وجود این موضوع باعث عدم احترام و بزرگداشت اهمیت تاریخی سازه نمی شود. به علاوه ممکن است این سازه ها دارای ارزش دیگری نیز باشند که توجه به آن ها الزامی است. این مشکلات در تغییر ساختمان های موجود به منظور آماده ساختن آن ها برای هماهنگی با نیازهای جدید بخصوص در مورد بهبود وضعیت ساختمان از لحاظ عملکرد و کارایی که ممکن است به تغییر ظاهر آن منجر شود با تناقض و تضادهای بیشتری آشکار می شود. تغییر در بعضی از ساختمان های قدیمی برای کاربردی های جدید می تواند هزینه ها و مشکلات خاصی را با خود همراه داشته باشد. با این حال مزایای حاصل از استفاده مجدد از این ساختمان های بزرگ در کنار یکدیگر و درون یک محیط شهری می تواند بر این مشکلات و هزینه ها غلبه نماید. نوسازی ساختمان ها ی موجود در شهرهای بزرگ و کوچک همچنین می تواند موجب حفاظت از منابع مورد استفاده جهت تخریب و بازسازی ساختمان و بدین ترتیب جلوگیری از تخریب جامعه شود.
اصل چهارم : احترام به کاربران
معماری سبز به تمامی افرادی که از ساختمان استفاده می کنند احترام می گذارد.
به نظر می رسد که این اصل ارتباط اندکی با آلودگی ناشی از تغییرات اقلیم جهانی و تخریب لایه ازن داشته باشد . اما فرآیند سبز از معماری که شامل احترام برای تمامی منابع مشترک در ساخت یک ساختمان کامل هستند انسان را از این مجموعه خارج نمی نماید. تمام ساختمان ها توسط انسان ها ساخته می شوند اما در بعضی از سازه ها حقیقت حضور انسان محترم شمرده می شود، در حالی که در برخی دیگر تلاش برای رد ابعاد انسانی در فرآیند ساخت مشاهده می شود.
در ژاپن تعدادی روبوت نقش انسان را در ایجاد و طراحی ساختمان ها بر عهده گرفته اند، اما برای یک روبوت کارآیی مؤثر در مورد پروژه ، شامل اجرای یک وظـیـفـه خـاص مــی باشد که می تواند آن را به دفعات تکرار کرد. اما در مقیاسی متفاوت یک انسان به عنوان معمار همچنان می تواند بر مهارت خود بر انجام تعداد بسیاری از کارهای نامرتبط اعتماد کند.
احترام بیشتر به نیازهای انسانی و نیروی کار، می تواند در دو مسیر مجزا مورد تجربه قرار گیرد. برای یک ساختمان ساز حرفه ای توجه به این نکـته ضرورت دارد که ایمنی و سلامت مصالح و فرآیند های شکل دهنده ساختمان به همان میزان که برای کارگران و یا استفاده کنندگان آن مهم است برای کل جامعه بشری نیز از اهـمـیت بـســزایی بـرخوردار می باشد. معماران به تدریج از وجود سم های مختلف در سایت های ساختمانی آگاه شده اند و به تازگی استفاده از مواد عایـق دارای انواع CFC و یا استفاده از سایر مصالح خطرناک در ساختمان ممنوع شده است.
شکل دیگر مشارکت انسانی که نیازمند توجه است، اشتراک و دخالت مثبت کاربران در فرآیند طراحی و ساخت است، که چنانچه به طور موثر بکار گرفته نشود یک منبع کارا و مفید به هدر رفته است. تعداد زیادی از ساختمان ها از این انرژی بهره برده اند و نتایج حاصل از آن نیز موجب رضایت در خلـق ساختمان های بزرگ شده است.
اصل پنجم : احترام به سایت
هر ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند.
معمار استرالیایی گلن مورکات این جمله عجیب را بیان می کند که: ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند. این گفته یک ویژگی از تعامل میان ساختمان و سایت آن را در خود دارد که برای فرآیند سبز امری ضروری است و البته دارای ویژگی های گسترده تری نیز می باشد. ساختمانی که انرژی را حریصانه مصرف می کند آلودگی تولید می کند و با مصرف کنندگان و کاربران خویش بیگانه است در نتیجه هرگز زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس نمی کند.
تفسیری صریح تر از این گفته چنین است که نـمی توان هر ساختمان را از درون سایت ساخته شده در آن خارج نمود و شرایط قبل از ایجاد ساختمان را دوباره در سایت احیا کرد. این نوع ارتباط با سایت در سکونتگاههای سنتی اعراب بادیه نشین دیده می شود؛ سبکی و آرامش موجود در میان آن ها در لمس زمین فقط در جابجایی خانه ایشان نهفته نبود، بلکه شامل مصالح مورد استفاده ایشان و دارایی هایی که با خود حمل می کردند نیز می گردید. سیاه چادر اعراب بادیه نشین از پشم بزها ، گوسفندان و شتران ایشان تولید می شد، هنگامی که این چادر ها برپا می گردید با ایجاد سطح مقطع بسیار کارا از لحاظ ایرودینامیکی از تخریب آن در بادهای شدید جلوگیری می شد؛ چادر با طنابهای بلند در جای خود نگهداری و تیرهای چوبی بسیار اندکی در آن بکار گرفته می شد چرا که چوب در صحرا منبعی بسیار کمیاب بحساب می آمد.
در حالی که در جوامع شهری، زندگی بومی و سنتی خود را برای یکجا نشینی ترک کرده اند و معماران وارد عرصه طراحی شده اند، هنوز نیز برای ایجاد نمایشگاههای مختلف و دیگر فعالیت های فرهنگی نیازی مستمر به سازه های موقت وجود دارد. این قبیل سازه ها اغلب، شکل چادر بادیه نشینان را بخود می گیرد . طراحی صورت گرفته توسط معماران هلندی برای فستیوال 86 در سونسبیک ، این سازه برای حفاظت از مجسمه های شکستنی واقع در خارج ساختمان طراحی شده بود و به علاوه بادی به گونه ای طراحی می شد که به چشم نیاید. دراین سازه از چهارنوع مصالح یعنی بتن پیش ساخته برای پی ها ، شیشه های شفاف برای دیوارها و سقف فولاد برای خرپاها و اتصالات و سیلیکون رزینی برای اتصال صفحات شیشه به یکدیگر استفاده شد. باله های شیشه ای نیز به دیوارهای شیشه ای چسبانده شده بودند تا صلبیت بیشتری را ایجاد کند و همچنین مکانی را برای اتصال خرپاهای فلزی سبک حامل سقف شیشه ای فراهم نماید. کف ساختمان زمین عادی بود و برای جلوگیری از گل شدن فقط با چوب پوشانده شده بود. پس از پایان فستیوال این ساختمان دوباره از یکدیگر جدا گردید و پی آن نیز از محل خارج و خاک برداشته شده به جای خود بازگردانیده شد؛ بدین ترتیب زمین سایت بدون هیچ تغییری به وضعیت پیش از برگزاری فستیوال بازگشت. این ساختمان را می توان برای استفاده در هر نمایشگاه یا فستیوال دیگر به کار گرفت و یا اعضای آن را می توان درهر سازه دیگر مورد استفاده قرار داد.
اصل ششم: کل گرایی
تمامی اصول سبز، نیازمند مشارکت در روندی کل گرا برای ساخت محیط مصنوع هستند.
یافتن ساختمان هایی که تمام اصول معماری سبز را خود داشته باشند کار ساده ای نیست. چرا که معماری سبز هنوز بطور کامل شناخته نشده است. یک معماری سبز باید بیش از یک ساختمان منفرد قطعه خود را شامل شود و باید شامل یک شکل پایدار از محیط شهری باشد. شهر، موجودی فراتر از مجموعه ساختمان هاست؛ در حقیقت آن را می توان بصورت مجموعه ای از سامانه های در حال تعامل دید – سامانه هایی برای زیستن و تفریح – که بصورت شکل های ساخته شده دارای کالبد می باشند و با نگاهـی دقـیـق بـه ایـن سامانه ها اســت کـــه مـی تـوانیـــم چهــــره شهـــر آیــنده را تـرسـیـم نـمایـیـم.
 

maryam_kh66

عضو جدید
اصول معماري سبز

اصول معماري سبز

:gol: :gol::gol::gol:
بطور کلي فرآيند سبز اينگونه مطرح مي شود که تمامي موضوعات به يکديگر وابسته بوده و در هر تصميم گيري بايد تمامي جنبه هاي آن مورد بررسي قرار گيرد و بدين ترتيب،ايده بررسي اصول بصورت مجزا با آن در تضاد قرار مي گيرد . در مجموع اصول گوناگوني در ايجاد هر نوع سازه مطرح است که نقاط مشترک فراواني را براي بحث دارامي باشند،


اصل اول : حفاظت از انرژي

هر ساختمان بايد به گونه اي طراحي و ساخته شود که نياز آن به سوخت فسيلي به حداقل ممکن برسد
ورت پذيرفتن اين اصل در عصرهاي گذشته بدون هيچ شک و ترديدي با توجه به نحوه ساخت و سازها غير قابل انکار مي باشد و شايد تنها به سببتنوع بسيار زياد مصالح و فن آوري هاي جديد در دوران معاصر چنين اصلي در ساختمان ها به دست فراموشي سپرده شده است و اين بار با استفاده از مصالح گوناگون ويا با ترکيب هاي مختلفي از آنها، ساختمان ها، محيط را با توجه به نياز هاي کاربران تغيير ميدهند .
اشاره به نظريه مجتمع زيستي نيز خالي از لطف نمي باشد، که از فراهم آوردن سر پناهي براي درامان ماندن در برابر سرما و يا ايجاد فضايي خنک براي سکونت افراد سرچشمه مي گيرد ،به اين دليل و همچنين وجودعوامل ديگرمردمان ساختمانهاي خود

را به خاطر مزاياي متقابل فراوان در کنار يکديگر بنا مي کردند ساختمان هايي که در تعامل با اقليم محلي و در تلاش براي کاهش وابستگي به سوخت فسيلي ساخته مي شوند ، نسبت به آپارتمانهاي عادي امروزي ، حامل تجربياتي منفرد و مجزا بوده و در نتيجه ، به عنوان تلاشهاي نيمه کاره براي خلـق مــعـــماري سبــز مطــرح مي شوند.بسياري از اين تجربيات نيز بيشتر حاصل کار و تلاش انفرادي بوده؛ و بنابراين روشن است به عنوان اصلي پايدار در طراحي ها و ساخت و سازهاي جامعه امروز لحاظ نمي گردد.
اصل دوم : کار با اقليم

ساختمان ها بايد به گونه اي طراحي شوند که قادر به استفاده از اقليم و منابع انرژي محلي باشند .

شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرار گيري فضاهاي داخلي آن مي توانند به گــونــه اي باشد که موجب ارتقاع سطح آسايش درون ساختمان گردد و در عين حال از طريق عايق بندي صحيح سازه ، موجبات کاهش مصرف سوخت فسيلي پديد آيد. اين دو فرآيند مذکور ناگزير داراي هم پوشانيو نقاط مشترک فراوان مي باشند .

پيش از گسترش همه جانبه مصرف سوخت فسيلي ، چوب منبع اصلي انرژي به حساب مي آمد که هنوز هم حدود 15 درصد از انرژي امروز را نيز تأمينمي کند. هنگامي که چوب کمياب و ناياب شد براي بسياري از مردم امري طبيعي بود که در راستاي کاهش نياز به چوب ، براي توليد گرما از گرماي خورشيد کمک بگيرند . شهرهاي يوناني همچون «پيرنه» مکان شهر را به گونه اي تغيير دادند که از ورود سيل به شهر جلوگيري شود ، و شبکه اي مستطيل شکل با خيابانهاي شرقي ـ غربي را احداث نمودند که به ساختمان ها اجازه جهت گيري به سمت جنوب و استفاده از نور مطلوب خورشيد را مي داد.

سنت طراحي با توجه به اقـلـيـم بـراي ايجاد آسايش درون ساختمان به قوانين گرمايش محدود نمي شد بلکه در بسياري از اقـلـيــم ها معماران ملزم به طـراحـي فـضايي خنک براي پديد آوردن شرايطي مطلوب در داخل ساختمان بود . راه حل معــمول درعـصـر حاضر ، يعني استفاده از سيستم هاي تهويه مطبوع هوا ، تنها فرآيندي ناکار آمد در تقابل با اقليم به شمار مي رود و در عين حال همراه با مصرف زياد انرژي مي باشد ، که حتي به هنگام ارزاني و فراواني انرژي به دليل آلودگي حاصل از آن امري اشتباه بشمار مي آيد
اصول سوم : کاهش استفاده از منابع جديد

هر ساختمان بايد به گونه اي طراحي شود که استفاده از منابع جديد را به حداقل برساند و در پايان عمر مفيد خود ، منبعي براي ايجاد سازه هاي ديگر بوجود بياورد .

گر چه جهت گيري اين اصل ، همچون ساير اصول اشاره شده به سوي ساختمانهاي جديد است ، ولي بايد يادآور شد که اغلب منابع موجود در جهان در محيط مصنوع فعلي بکارگرفته شده اند و ترميم و ارتقاء وضعيت ساختمانهاي فعلي براي کاهش اثرات زيست محيطي ، امري است که از اهميتي برابر با خلق سازه هاي جديد برخوردار است .

در اغلب مواردي که دسترسي به منابع جديد به حداقل مي رسد روش هايي کشف مي شوند که با آن ها مي توان ساختمان هايي که براي يک منظور ساخته شده اند براي مقاصد ديگر استفاده شوند، با اين حال بعضي تغييرات ضروري مي توانند باعث تغيير شکل اصلي سازه يا ساختمان شود. اين موضوع براي کساني که علاقمند به حفاظت و نگهداري دائمي از ساختمان ها هستند يک فاجعه به حساب مي آيد و اين سوال در ذهن نقش مي بندد که آيا يک ساختمان به اين علت که زماني داراي کاربري ارزشمندي بوده است بايد همواره بدون تغيير باقي بماند يا بايد براي حفظ بازدهي و کارايي تغييرات الزامي را در آن انجام داد؟ يک فرآيند سبز ممکن است در بررسي اين موضوع قضاوت را تنها براساس منابع موجود ممکن بداند. اگر منابع مورد نياز براي تغيير يک ساختمان کمتر از منابع مورد نياز براي تخريب و بازسازي آن باشد بايد از اين تغييرات استقبال نمود. با اين وجود اين موضوع باعث عدم احترام و بزرگداشت اهميت تاريخي سازه نمي شود. به علاوه ممکن است اين سازه ها داراي ارزش ديگري نيزباشند که توجه به آن ها الزامي است. اين مشکلات در تغيير ساختمان هاي موجود به منظور آماده ساختن آن ها براي هماهنگي با نيازهاي جديد بخصوص در مورد بهبود وضعيت ساختمان از لحاظ عملکرد و کارايي که ممکن است به تغيير ظاهر آن منجر شود با تناقض و تضادهاي بيشتري آشکار مي شود. تغيير در بعضي از ساختمان هاي قديمي براي کاربردي هاي جديد مي تواند هزينه ها و مشکلات خاصي را با خود همراه داشته باشد. با اين حال مزاياي حاصل از استفاده مجدد از اين ساختمان هاي بزرگ در کنار يکديگر و درون يک محيط شهري مي تواند بر اين مشکلات و هزينه ها غلبه نمايد. نوسازي ساختمان ها ي موجود در شهرهاي بزرگ و کوچک همچنين مي تواند موجب حفاظت از منابع مورد استفاده جهت تخريب و بازسازي ساختمان و بدين ترتيب جلوگيري از تخريب جامعه شود.

اصل چهارم : احترام به کاربران

معماري سبز به تمامي افرادي که از ساختمان استفاده مي کنند احترام مي گذارد.

به نظر مي رسد که اين اصل ارتباط اندکي با آلودگي ناشي از تغييرات اقليم جهاني و تخريب لايه ازن داشته باشد . اما فرآيند سبز از معماري که شامل احترام براي تمامي منابع مشترک در ساخت يک ساختمان کامل هستند انسان را از اين مجموعه خارج نمي نمايد. تمام ساختمان ها توسط انسان ها ساخته مي شوند اما در بعضي از سازه ها حقيقت حضور انسان محترم شمرده مي شود، در حالي که در برخي ديگر تلاش براي رد ابعاد انساني در فرآيند ساخت مشاهده مي شود


احترام بيشتر به نيازهاي انساني و نيروي کار، مي تواند در دو مسير مجزا مورد تجربه قرار گيرد. براي يک ساختمان ساز حرفه اي توجه به اين نکـته ضرورت دارد که ايمني و سلامت مصالح و فرآيند هاي شکل دهنده ساختمان به همان ميزان که براي کارگران و يا استفاده کنندگان آنمهم است براي کل جامعه بشري نيز از اهـمـيت بـســزايي بـرخوردار مي باشد. معماران به تدريج از وجود سم هاي مختلف در سايت هاي ساختماني آگاه شده اند و به تازگي استفاده از مواد عايـق داراي انواع CFC و يا استفاده از ساير مصالح خطرناک در ساختمان ممنوع شده است.


اين نوع ارتباط با سايت در سکونتگاههاي سنتي اعراب باديه نشين ديده مي شود؛ سبکي و آرامش موجود در ميان آن ها در لمس زمين فقط در جابجايي خانه ايشان نهفته نبود، بلکه شامل مصالح مورد استفاده ايشان و دارايي هايي که با خود حمل مي کردند نيز مي گرديد.
شکل ديگر مشارکت انساني که نيازمند توجه است، اشتراک و دخالت مثبت کاربران در فرآيند طراحي و ساخت است، که چنانچه به طور موثر بکار گرفته نشود يک منبع کارا و مفيد به هدر رفته است. تعداد زيادي از ساختمان ها از اين انرژي بهره برده اند و نتايج حاصل از آن نيز موجبرضايت در خلـق ساختمان هاي بزرگ شده است.

هر ساختمان بايد زمين را به گونه اي آرام و سبک لمس کند.

معمار استراليايي گلن مورکات اين جمله عجيب را بيان مي کند که: ساختمان بايد زمين را به گونه اي آرام و سبک لمس کند. اين گفته يک ويژگي از تعامل ميان ساختمان و سايت آن را در خود دارد که براي فرآيند سبز امري ضروري است
اصل ششم: کل گرايي

تمامي اصول سبز، نيازمند مشارکت در روندي کل گرا براي ساخت محيط مصنوع هستند



يافتن ساختمان هايي که تمام اصول معماري سبز را خود داشته باشند کار ساده اي نيست. چرا که معماري سبز هنوز بطور کامل شناخته نشده است. يک معماري سبز بايد بيش از يک ساختمان منفرد قطعه خود را شامل شود و بايد شامل يک شکل پايدار از محيط شهري باشد. شهر، موجودي فراتر از مجموعه ساختمان هاست؛ در حقيقت آن را مي توان بصورت مجموعه اي از سامانه هاي در حال تعامل ديد – سامانه هايي براي زيستن و تفريحکه بصورت شکل هاي ساخته شده داراي کالبد مي باشند و با نگاهـي دقـيـق بـه ايـن سامانه ها اســت کـــه مـي تـوانيـــم چهــــره شهـــر آيــنده را تـرسـيـم نـمايـيـم .بام ها به منظور حفاظت ساختمان در برابر باران و برف و نگهداري لوازم مکانيکي طراحي شده‌اند. بام‌ها ساختمان را از هدر روي گرما و خيس شدن محافظت مي کنند....



بامهاي تخت معمولا فاقد ملاحظات زيبايي شناسانه معماري بوده و بنابراين نمي توانند در اغناي ارزش زيبايي و معماري ساختمان ايفاگر نقشي باشند و در مقابل، مي توانند نمايانگر گستره اي از امکانات بالقوه طراحي در زمينه منظرسازي باشند و بجز آن، سطوح زمخت و خشني به چهره شهر، يا محدوده ساختمان مي بخشند و نيازمند سيستم دفع آب باران نيز هستند.




به هر تقدير و سواي اينکه فلسفه چنين طرحي از کجا ناشي شده، سيستم بام سبز زماني بوجود آمد كه طرح يك فضاي سبز برروي سازه بام اجرا گرديد. بام سبز در واقع بامي است كه بر روي سطح آن گياهان رشد مي‌كنند. تنوع گياهي چنين ساختاري مي‌تواند از بام پوشيده از چمن مصنوعي تا باغ بامي باشد كه با گياهان مورد استفاده در طراحي منظر پوشيده شده است. سبزپوش كردن بام نيازمند گياهاني است كه بدقت انتخاب شده‌اند تا در برابر محيط خشن و بي‌روح محيط پشت‌بام در شرايط كم/بي آبي، عوامل اقليمي، يخ‌زدگي، نسيم دريا و خشكي و غيره مقاومت كنند.نوع گياهان انتخابي بسته به نوع آب و هوا و شرايط اقليمي مختلف، متفاوت است. بام سبز يا باغ پشت بام، اوج تلفيق اجرا با محيط است. دتايل هاي اجرايي چنين بامي تفاوت چنداني با بام هاي معمول نداشته و شامل عايق رطوبتي/حرارتي، پوشش ضد آب، ماسه و درزپوش مي باشند و در کنارآن شامل مصالح و عناصري هستند که بتوانند عمل نگهداري/زهکشي رطوبت و اسباب نگهداري گياهان (مطابق استاندارد) را در ساختمان سازي فراهم آورند ،به دلايل متعدد، نماهاي سبز از محدوديتهاي ساختاري كمتري نسبت به بامهاي سبز برخوردار بوده و در مقابل، تنوع گياهي كمتري دارند.


استفاده از پوشش سبز در بام/نماي ساختمان در اكثر كشورهاي اروپايي و ايالات آمريکا رشد چشمگيري داشته كه دلايل عمده آن علاوه از مبحث زيبايي شناسي معمارانه، پاسخگويي به عواملي همچون عايق سازي (حرارتي، رطوبتي و صوتي) طبيعي ساختمان، استفاده از فضاي مرده بام در جهت خلق فضاي دلپذير و خلق سطوح چشم نواز در نما، تلفيق ساختار مصنوع با طبيعت، كمك به كاهش آلودگي‌هاي جوي و افزايش نسبت اكسيژن هوا و غيره مي باشد. از طرفي طراحيساختمان با بام سبز منجر به افزايش پايداري و مديريت صحيح بارانهاي سيل آسا و آب باران مي گردد.در اين ميان ضوابط مختلفي براي اين سيستم در حال بررسي بوده و ساخت انواع باغ بام ها نيازمند تصميمات برنامه ريزي شده است که براي حصول نتيجه مدنظر، نيازمند داشتن آگاهي و اطلاع از نحوه استفاده از آن است. بام هاي سبز قابليت نگهداري و کنترل وزن خاک، باران و برف، مسير تعبيه شده پياده و ديگر موارد را فراتر از سيستم مهندسي بام دارد. معمولا کارخانه هاي سازنده دو مشخصه را براي باغ بام ها در نظر مي گيرند که عبارتند از بام هاي متراکم و فشرده، و بام هاي گسترده و وسيع. بکارگيري هريک از اين مشخصه ها به تعريف نوع استفاده ازباغ بام، تنوع گياهي مدنظر و ميزان هزينه مدنظر براي ساخت و نگهداري آن بستگي دارد.
ومنابع اینترنتی :
www.usgbc.org
























 

m alireza

عضو جدید
توضیح

توضیح

با تشکر از تایپیکی که زدین
به اطلاع شما برسانم که معماری سبز بدون در نظر گرفتن معماری پایدار تقریبا ناقص می باشد و معماری سبز و معماری پایدار دو مبحث جدا نشدنی هستند .اگه توضیح بیشتر ی مخواین می تونم کمک کنم.
 

masi_r7

عضو جدید
نگاهی به اصول معماری سبز

مقدمه
در سال های اخیر بیانیه ها و مقالات متعددی در زمینه اصول معماری سبز توسط محققان مختلف در سراسر دنیا به رشته تحریر درآمده است. اغلب این بیانیه ها با اختلاف اندک موضوعاتی را در زمینه تشویق طراحان به حفاظت از انرژی ونیز در نظر گیری ویژگی های محلی مکان و کار با کاربران ساختمان و جوامع اطراف آن تثبیت نموده اند. معماران انگلیسی، برندا و روبرت ویل در کتاب خویش با عنوان «معماری سبز: طراحی برای آینده ای آگاه از انرژی» یکی از ساده ترین و صریح ترین چارچوب ها را برای معماری سبز مطرح نموده اند. آن ها این اصول را با استفاده از مثال های مختلف از طراحی ساختمان در اروپا انگلستان و امریکا نشان داده اند. ایشان بر فراگیری از معماری بومی تأکید زیادی داشتند، معماری که در تجربه نسل های متمادی ساکن یک منطقه و اقلیم ویژه در آن نهفته است .
اطلاعات بیشتر در مورد اصول معماری سبز و نحوه اجرا آن در بسیاری از پایگاههای اینترنتی از جمله «موسسه آمریکایی کمیته معماران در موضوعات مختلف زیست محیطی» (www.aia.org.cote) شورای «ساختمان سازی سبز امریکا» (www.usgbc.org) و در اروپا و انگلستان «منازل پایدار » (www.sustainablehome.co.uk) نیز وجود دارد. فرآیند سبز در معماری فرآیندی کهن میباشد، برای مثال از هنگامی که انسان های غار نشین برای اولین بار پی به این مسئله بردند که انتخاب غاری رو به جنوب از لحاظ دمای محیط بسیار مناسب تر از غاری می باشد که دهانه آن به سمت شمال است. موضوع جدید درک این مهم است که معماری سبز برای محیطهای مصنوع و انسان آفرینش بهترین فرآیند برای طراحی ساختمان هاست؛ به گونه ای که تمام منابع وارده به ساختمان، مصالح آن، سوخت یا اشیا مورد استفاده ساکنان، نیازمند پدید آوردن یک معماری پایدار هستند. بسیاری از ساختمان های موجود حداقل یکی از ویژگی های متعدد و قابل تشخیص معماری سبز را درون خویش دارند، با این حال،تنها تعداد اندکی از این بناها کل این فرآیند کامل را دارا می باشند.
بطور کلی فرآیند سبز اینگونه مطرح می شود که تمامی موضوعات به یکدیگر وابسته بوده و در هر تصمیم گیری باید تمامی جنبه های آن مورد بررسی قرار گیرد و بدین ترتیب،ایده بررسی اصول بصورت مجزا با آن در تضاد قرار می گیرد . در مجموع اصول گوناگونی در ایجاد هر نوع سازه مطرح است که نقاط مشترک فراوانی را برای بحث دارامی باشند،
با این حال موضوعات ارائه شده مجموعه ای از اصول مختلفی هستند که در نظر گرفتن آنها سبب ایجاد توازن و پدید آمدن معماری سبز خواهد شد .
اصل اول : حفاظت از انرژی

هر ساختمان باید به گونه ای طراحی و ساخته شود که نیاز آن به سوخت فسیلی به حداقل ممکن برسد .


ضرورت پذیرفتن این اصل در عصرهای گذشته بدون هیچ شک و تردیدی با توجه به نحوه ساخت و سازها غیر قابل انکار می باشد و شاید تنها به سبب تنوع بسیار زیاد مصالح و فن آوری های جدید در دوران معاصر چنین اصلی در ساختمان ها به دست فراموشی سپرده شده است و این بار با استفاده از مصالح گوناگون ویا با ترکیب های مختلفی از آنها، ساختمان ها، محیط را با توجه به نیاز های کاربران تغییر میدهند .
اشاره به نظریه مجتمع زیستی نیز خالی از لطف نمی باشد، که از فراهم آوردن سر پناهی برای درامان ماندن در برابر سرما و یا ایجاد فضایی خنک برای سکونت افراد سرچشمه می گیرد ، به این دلیل و همچنین وجود عوامل دیگر مردمان ساختمانهای خود را به خاطر مزایای متقابل فراوان در کنار یکدیگر بنا می کردند .
ساختمان هایی که در تعامل با اقلیم محلی و در تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت فسیلی ساخته می شوند ، نسبت به آپارتمانهای عادی امروزی ، حامل تجربیاتی منفرد و مجزا بوده و در نتیجه ، به عنوان تلاشهای نیمه کاره برای خلـق مــعـــماری سبــز مطــرح می شوند. بسیاری از این تجربیات نیز بیشتر حاصل کار و تلاش انفرادی بوده؛ و بنابراین روشن است به عنوان اصلی پایدار در طراحی ها و ساخت و سازهای جامعه امروز لحاظ نمی گردد.
اصل دوم : کار با اقلیم
ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شوند که قادر به استفاده از اقلیم و منابع انرژی محلی باشند .
شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرار گیری فضاهای داخلی آن می توانند به گــونــه ای باشد که موجب ارتقاع سطح آسایش درون ساختمان گردد و در عین حال از طریق عایق بندی صحیح سازه ، موجبات کاهش مصرف سوخت فسیلی پدید آید. این دو فرآیند مذکور ناگزیر دارای هم پوشانی و نقاط مشترک فراوان می باشند .
پیش از گسترش همه جانبه مصرف سوخت فسیلی ، چوب منبع اصلی انرژی به حساب می آمد که هنوز هم حدود 15 درصد از انرژی امروز را نیز تأمین می کند. هنگامی که چوب کمیاب و نایاب شد برای بسیاری از مردم امری طبیعی بود که در راستای کاهش نیاز به چوب ، برای تولید گرما از گرمای خورشید کمک بگیرند . شهرهای یونانی همچون «پیرنه» مکان شهر را به گونه ای تغییر دادند که از ورود سیل به شهر جلوگیری شود ، و شبکه ای مستطیل شکل با خیابانهای شرقی ـ غربی را احداث نمودند که به ساختمان ها اجازه جهت گیری به سمت جنوب و استفاده از نور مطلوب خورشید را می داد.
رومی ها نیز پیروی از اصول طراحی خورشیدی را با آموختن از تجربیات یونان ادامه دادند ؛ اما آنها پنجره های شفاف که اختراع قرن اول پس از میلاد بود را نیز برای افزایش گرمای بدست آمده بکار گرفتند، با افزایش کمبود چوب به عنوان سوخت ، استفاده از نمای رو به جنوب در ساخت منازل ثروتــمـنـدان و هـمـچنین حمامهای عـمومی شهـر نیز مـتـداول شــد

ضرورت پذیرفتن این اصل در عصرهای گذشته بدون هیچ شک و تردیدی با توجه به نحوه ساخت و سازها غیر قابل انکار می باشد و شاید تنها به سبب تنوع بسیار زیاد مصالح و فن آوری های جدید در دوران معاصر چنین اصلی در ساختمان ها به دست فراموشی سپرده شده است و این بار با استفاده از مصالح گوناگون ویا با ترکیب های مختلفی از آنها، ساختمان ها، محیط را با توجه به نیاز های کاربران تغییر میدهند .
اشاره به نظریه مجتمع زیستی نیز خالی از لطف نمی باشد، که از فراهم آوردن سر پناهی برای درامان ماندن در برابر سرما و یا ایجاد فضایی خنک برای سکونت افراد سرچشمه می گیرد ، به این دلیل و همچنین وجود عوامل دیگر مردمان ساختمانهای خود را به خاطر مزایای متقابل فراوان در کنار یکدیگر بنا می کردند .
ساختمان هایی که در تعامل با اقلیم محلی و در تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت فسیلی ساخته می شوند ، نسبت به آپارتمانهای عادی امروزی ، حامل تجربیاتی منفرد و مجزا بوده و در نتیجه ، به عنوان تلاشهای نیمه کاره برای خلـق مــعـــماری سبــز مطــرح می شوند. بسیاری از این تجربیات نیز بیشتر حاصل کار و تلاش انفرادی بوده؛ و بنابراین روشن است به عنوان اصلی پایدار در طراحی ها و ساخت و سازهای جامعه امروز لحاظ نمی گردد.
اصل دوم : کار با اقلیم
ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شوند که قادر به استفاده از اقلیم و منابع انرژی محلی باشند .
شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرار گیری فضاهای داخلی آن می توانند به گــونــه ای باشد که موجب ارتقاع سطح آسایش درون ساختمان گردد و در عین حال از طریق عایق بندی صحیح سازه ، موجبات کاهش مصرف سوخت فسیلی پدید آید. این دو فرآیند مذکور ناگزیر دارای هم پوشانی و نقاط مشترک فراوان می باشند .
پیش از گسترش همه جانبه مصرف سوخت فسیلی ، چوب منبع اصلی انرژی به حساب می آمد که هنوز هم حدود 15 درصد از انرژی امروز را نیز تأمین می کند. هنگامی که چوب کمیاب و نایاب شد برای بسیاری از مردم امری طبیعی بود که در راستای کاهش نیاز به چوب ، برای تولید گرما از گرمای خورشید کمک بگیرند . شهرهای یونانی همچون «پیرنه» مکان شهر را به گونه ای تغییر دادند که از ورود سیل به شهر جلوگیری شود ، و شبکه ای مستطیل شکل با خیابانهای شرقی ـ غربی را احداث نمودند که به ساختمان ها اجازه جهت گیری به سمت جنوب و استفاده از نور مطلوب خورشید را می داد.
رومی ها نیز پیروی از اصول طراحی خورشیدی را با آموختن از تجربیات یونان ادامه دادند ؛ اما آنها پنجره های شفاف که اختراع قرن اول پس از میلاد بود را نیز برای افزایش گرمای بدست آمده بکار گرفتند، با افزایش کمبود چوب به عنوان سوخت ، استفاده از نمای رو به جنوب در ساخت منازل ثروتــمـنـدان و هـمـچنین حمامهای عـمومی شهـر نیز مـتـداول شــد

به نظر می رسد که این اصل ارتباط اندکی با آلودگی ناشی از تغییرات اقلیم جهانی و تخریب لایه ازن داشته باشد . اما فرآیند سبز از معماری که شامل احترام برای تمامی منابع مشترک در ساخت یک ساختمان کامل هستند انسان را از این مجموعه خارج نمی نماید. تمام ساختمان ها توسط انسان ها ساخته می شوند اما در بعضی از سازه ها حقیقت حضور انسان محترم شمرده می شود، در حالی که در برخی دیگر تلاش برای رد ابعاد انسانی در فرآیند ساخت مشاهده می شود.



(اين مقاله حاصل تلاش خانمها
سارا کوچکی
نازگل موسوی از سايت ديگري ميباشد با ارزوي موفقيت انها)
 
معماري پايدار

معماري پايدار

رقابت شدید کشور ها برای دستیابی برای انرژی های جدید شروع دوران پیش بینی شده مواجه بشر با کمبود انرژی را نوید می دهد در چنین دورانی تلاش برای صرفه جوی در مصرف انرژی با ارگانیک نمودن ساختمان ها برای تطبیق بیشتر با محیط اطراف و تلاش برای جلوگیری از وارد شدن کمترین آسیب به محیط زیست اذهان متفکر در این زمینه را معطوف متد های جدید ساختمان سازی از قبیل معماری پایدار می کند ، لذا تحلیل و کنکاش بیشتر در این زمینه و طراحی ساختمان هاي با کمترین درصد اتلاف انرژی و با بیشترین بهره گیری از انرژی های طبیعی جهت سرمایش و گرمایش از مهمترین اهداف معماران متفكر قرن حاظر است معماري سبز راهكاري مطمئن در اين راستا مي باشد.
 
آخرین ویرایش:

suro0sh

عضو جدید
معماری پایدار&مسکن پایدار

معماری پایدار&مسکن پایدار

سلام به دوستان عزیز راجع به معماری پایدار مقاله ای دیدم که براتون میذارم : :heart:
معماری پایدار، بیانیه ریو و گواهینامه LEED
این مقاله توسط آقای امید رهایی - دانشجوی دکترای معماری نوشته شده است...






تصمیم گرفتیم که آشنایی با یکی از استانداردهای اروپایی-امریکایی را در خصوص توسعه پایدار در عرصه معماری برای خوانندگان ارائه کنیم. این مقاله در جهت معرفی LEED و کنفرانس ریو در خصوص توسعه پایدار و اجرای آن در ساختمانهای معاصر این کشورها، قصد دارد به بررسی آن بپردازد. پیش از رسیدگی به LEED، لازم است تا بیانیه ریو را که موجب قوت یافتن استانداردهایی از این دست است را مرور کنیم.
بیانیه ریو پیرامون محیط زیست و توسعه:
كنفرانس سازمان مللمتحد پیرامون محیط زیست و توسعه در ژوئن 1992 برگزار شد ( از 3 تا 14 ژوئن 1992 در شهر ریودوژانیرو ).... منشوری حاصل گشت که منعکس کننده نقطه نظراتی است که اساسا ساختار پایدار یک واکنش است، در فرم و ساخت، به مفهوم «توسعه پایدار» و پیچیدگیهای صوری ابتدایی آن... و در آن نظرات نمایندگان کلیه کشورها از شرق تا غرب مطرح است و منشوری در 27 اصل تهیه گردید:
با تأكید بر «بیانیة كنفرانس سازمان ملل متحد پیرامون محیط زیست انسان»، كه در تاریخ 16 ژوئن در شهر استكهلم مورد تصویب قرار گرفت و با هدف ایجاد یك همكاری جدید و برابر جهانی از طریق ایجاد سطوح نوینی از تشریك مساعی میان دولتها، بخشهای كلیدی و جوامع و ملتها و با تلاش جهت نیل به توافقات بینالمللی كه منافع همگان را محترم شمرده و از یكپارچگی محیط زیست جهان و نظام توسعه حمایت به عمل بیاورد، با آگاهی از ماهیت منسجم و بهم پیوستة كرة زمین، این خانه ما، اعلام میدارد كه:

اصل 1: انسان، در كانون اهداف توسعة پایدار قرار دارد. انسانها مستحق برخورداری از یك زندگی سالم و خلاق در هماهنگی با طبیعت میباشند.
اصل 2: بنابر «منشور سازمان مللمتحد» و اصول قوانین بینالمللی، كشورها از حق حاكمیت برای بهرهبرداری از منابع خود در راستای سیاستهای توسعهای و محیط زیستی خود برخوردارند و مسئولند یقین حاصل نمایند اینگونه فعالیتها كه در قلمرو یا در تحت كنترل ایشان صورت میگیرد، باعث صدمه به محیط زیست سایر كشورها یا مناطق خارج از قلمرو ملیشان نمیشود.
اصل 3: حق توسعه باید به نحوی اعمال شود كه متساویاً نیازهای نسل كنونی و نسلهای آینده را در زمینة توسعه و حفظ محیط زیست برآورده سازد.
اصل 4: به منظور نیل به توسعة پایدار، حفاظت از محیط زیست جزو لاینفكی از فرآیند توسعه بوده و نمیتواند جدا از آن مدنظر قرار گیرد.
اصل 5: كلیة دولتها و مردم در رابطه با وظیفة اساسی ریشهكن كردن فقر به عنوان شرط اساسی توسعة پایدار، جهت كاهش تفاوت در سطح زندگی و رفع نیازهای اكثریت مردم جهان، باید با یكدیگر همكاری نمایند.
اصل 6: نیازها و شرایط ویژة كشورهای در حال توسعه، خصوصاً كشورهای با حداقل توسعه و آن دسته از كشورهایی كه از لحاظ محیط زیست آسیبپذیرتر میباشند، باید از اولویت خاص برخوردار گردند. اقدامات بینالمللی در زمینة محیط زیست و توسعه همچنین باید پاسخگوی منافع و نیازهای اكثریت كشورهای جهان باشد.
اصل 7: كلیة دولتها باید در حفظ و نگهداری و بازیافت سلامت و انسجام اكوسیستمهای كرة زمین و با روحیهای آكنده از مشاركت بینالمللی با یكدیگر همكاری نمایند. با توجه به سهم متفاوت كشورهای جهان در تخریب محیط زیست، دولتهای مختلف دارای مسئولیت مشترك، لیكن متفاوت میباشند. كشورهای توسعه یافته با توجه به فشارهایی كه جوامع آنها بر محیط زیست جهانی وارد نموده و نیز با توجه به تكنولوژیها و منابع مالی كه در اختیار دارند مسئولیت خویش را در رابطه با تلاش جهانی برای توسعه پایدار، اذعان و تأیید مینمایند.
اصل 8 : جهت نیل به توسعة پایدار و كیفیت بالاتر زندگی برای همگان، دولتها باید الگوهای تولید و مصرف غیرپایدار را كاهش داده و رها نمایند و سیاستهای جمعیتی متناسب اتخاذ نمایند.

اصل 9 : دولتها برای تقویت و ایجاد توانمندیهای درمانی برای توسعه پایدار با ارتقاء دانش علمی از طریق تبادلات علمی و تكنولوژیكی و نیز از طریق ترویج، تطبیق، نشر و انتقال تكنولوژی، از جمله تكنولوژیهای جدید و نوآور، باید با هم همكاری نمایند.
اصل 10 : مسائل مربوط به محیط زیست هنگامی به بهترین نحو حل و فصل میشوند كه كلیة شهروندان در سطوح مناسب در آن مشاركت داشته باشند. در سطح ملی، هر فرد باید به اطلاعات مربوط به محیط زیست كه در اختیار مقامات عمومی میباشد از جمله به اطلاعات مربوط به مواد و فعالیتهای خطرآفرین موجود در جوامع خویش دسترسی داشته و امكان شركت در فرآیند تصمیمگیری را داشته باشد. دولتها، از طریق اشاعة عام اطلاعات مربوط به محیط زیست، باید در ترویج و ارتقاء آگاهی عمومی در این زمینه بكوشند. دسترسی مؤثر به مذاكرات اداری و قضایی، منجمله به تصمیمات اصلاحی متخذه، باید تأمین گردد.
اصل 11: دولتها باید قوانین مؤثر زیست محیطی وضع نمایند. استانداردهای مربوط به محیط زیست و اهداف و اولویتهای مدیریتی باید منعكس كنندة چارچوب محیط زیست و توسعهای باشند كه به آن مربوط میگردند. استانداردهایی كه از سوی برخی از كشورها اعمال میگردد ممكن است برای كشورهای دیگر به ویژه كشورهای در حال توسعه نامناسب بوده و متضمن هزینههای اقتصادی و اجتماعی بیموردی برای آنها باشد.
اصل 12: دولتها جهت ارتقاء نظام اقتصادی بینالمللی آزاد و حمایتی كه منجر به رشد اقتصادی و توسعه همه كشورها شده و به گونهای كارآمدتر با تخریب محیط زیست مقابله كند میبایست با یكدیگر همكاری نمایند. سیاستهای تجاری كه در رابطه با محیط زیست اتخاذ میگردند، نباید تبدیل به ابزار عامدانه یا تبعیضی غیرقابل توجیه و محدودیتهای پنهان در عرصة تجارت بینالمللی شوند. از اقدامات یك طرفه در مقابله با مسائل محیط زیست خارج از محدودة قانونی یك كشور، باید امتناع شود. هر گونه اقدام در زمینة حفاظت از محیط زیست فرامرزی یا جهانی، تا حد امكان باید مبتنی بر تراضی بینالمللی باشد.
اصل 13: دولتها موظفند قوانین ملی لازم را در ارتباط با مسئولیت و جبران خسارت قربانیان آلودگی و سایر صدمات وارده بر محیط زیست وضع كنند. همچنین دولتها وظیفه دارند كه در ارتباط با مسئولیت و جبران خسارت مربوط به اثرات زیانبار نابودی محیط زیست كه ناشی از فعالیت آنها در محدودة تحت حاكمیت یا كنترلشان بر مناطق خارج از قلمرو اختیارات قانونیشان باشند، با یكدیگر سریعاً و مصممانهتر همكاری كنند و قوانین بینالمللی لازم را توسعه دهند.
اصل 14: دولتها باید به منظور جلوگیری از، و تقلیل انتقال و جابجائی مواد و اقداماتی كه باعث تخریب شدید محیط زیست شده و یا برای بهداشت مردم زیانبار میباشد با كشورهای دیگر فعالانه همكاری نمایند.

اصل 15: دولتها برای حفاظت از محیط زیست، میبایست بطور گسترده و برحسب توان خویش اقدامات پیشگیری مبذول نمایند. در مواردی كه خطر ایجاد صدمات جدی یا جبرانناپذیر به محیط زیست وجود دارد، عدم یقین كافی علمی نباید مستمسكی جهت به تعویق انداختن اقداماتی كه از نظر هزینه كارآمد بوده و لازمه جلوگیری از تخریب محیط زیستاند شود.
اصل 16: مقامات ملی باید با التفات به آن كه اصولاً آلوده كننده باید هزینه آلودگی را تقبل نماید، و با بذل توجه به منافع عام و بدون ایجاد اختلال در تجارت و سرمایهگذاری بینالمللی بكوشند هزینه و بهرهگیری از ابزار اقتصادی در ارتباط با محیط زیست را بینالمللی نمایند.
اصل 17: كلیه فعالیتهایی كه ممكن است اثرات مخرب جدی بر محیط زیست داشته باشند، و اجرای آن منوط به تصمیم مقامات ذیصلاح ملی است میبایست مشمول ارزیابی تأثیرات زیست محیطی توسط مقامات ملی گردند.
اصل 18: دولتها باید به فوریت دولتهای دیگر را از وقوع هر گونه سوانح طبیعی و سایر حوادث غیرمترقبه كه احتمالاً بر محیط زیست ایشان اثر زیانباری فوری داشته باشد، مطلع نمایند. جامعة بینالمللی نباید از هیچ تلاشی جهت حمایت از كشوری كه دچار این تأثیرات شده است دریغ ورزد.
اصل 19: در رابطه با فعالیتهایی كه ممكن است اثر سوء بر محیط زیست فرامرزی گذارند، دولتها باید اطلاعات مربوط و بموقع را در اختیار كشورهایی كه بطور بالقوه در معرض این خطر میباشند گذاشته و قبل از وقوع واقعه باید آنها را مطلع نموده و با حسن نیت در همان مراحل اولیه با آن كشورها مشورت نمایند.
اصل 20: زنان نقش حیاتی در زمینة مدیریت و توسعه محیط زیست دارند. از اینرو مشاركت كامل آنان در نیل به توسعة پایدار ضروری و اساسی است.
اصل 21: خلاقیت، آرمانها و شهامت جوانان باید جهت جلب مشاركت جهانی در نیل به هدف توسعة پایدار و تضمین آیندهای بهتر برای همگان بسیج گردد.
اصل 22: افراد بومی و جوامع آنهاو سایر جوامع محلی به سبب دانش و آداب و رسوم سنتی خود، در مدیریت و توسعة محیط زیست نقشی حیاتی ایفاء میكنند. لذا، دولتها باید از هویت، فرهنگ و منافع ایشان بطور شایانی حمایت كرده و راه را برای شركت مؤثرشان در امر توسعة پایدار باز كنند.
اصل 23: از محیط زیست و منابع طبیعی مردمیكه تحت اختناق، استبداد و اشغال بسر میبرند، باید حفاظت شود.
اصل 24: جنگ ذاتاً نابود كنندة توسعه پایدار است. لذا، دولتها باید در زمان تضادهای مسلحانه به قوانین بینالمللی مربوط به حفاظت از محیط زیست احترام گذاشته و پس از خاتمة جنگ در صورت لزوم در توسعة بیشتر مشاركت كنند.
اصل 25: صلح، توسعه و حفاظت از محیط زیست وابسته به یكدیگر و غیرقابل تفكیك میباشند.
اصل 26: كلیة اختلافات دولتها در زمینة زیست محیطی باید از طرق مسالمتآمیز و بكارگیری روشهای مطلوب و مطابق با منشور مللمتحد حل و فصل گردد.
اصل 27: كلیة دولتها و افراد باید با حسن نیت و روحیهای آكنده از همكاری در به ثمر رساندن اصول منعكس شده در این بیانیه و در تدوین قوانین بینالمللی در زمینه توسعة پایدار با یكدیگر تشریك مساعی بنمایند.


پیامد بیانیه فوق، کشورهایی نظیر امریکا، کانادا و چند کشور دیگر گواهینامه هایی تهیه نمودند تا به ساختمانهای ارزشمند و پایدار که در جهت اهداف پایداری حرکت کرده بودند، و نیز به معماران و مهندسان و کارفرمایان، همراه با جایزه ای اهدا گردد تا مردم و متخصصین به این امر تشویق شوند. یکی از مهمترین استانداردها، LEED است که به معنی:

Leedership in Energy
&
Environmental Design

«سیستم پیشرو در انرژی و طراحی محیطی» است که برای ساختارهای جدید یا مرمتهای اساسی اعمال می گردد تا ساختمانهای اجرایی نوین، هرچه بیشتر به اصول معماری پایدار نزدیک گردند که اهداف زیر را پیگیری میکرد:
1. فراهم آوردن تسهیلات و امکاناتی در جهت تامین سلامت ساکنان، محیط و اقتصاد و بازگشت هزینه و سرمایه
2. تعریف مفهوم واقعی «سبز»
3. جلوگیری از ادعاهای پوچ و بی اساس در این زمینه
4. ارتقاء کیفی ساختمان و هماهنگ سازی طرحها
5. بعنوان یک استاندارد لازم الاجرا در طراحی
6. شناخت معماران پیشگام
7. ایجاد رقابت سبز، در میان سازندگان
8. تاسیس یک سازمان جهت ارزشگذاری بر بناها جهت فروش
9. ارتقاء سطح آگاهیهای مردم
10. دگرگون ساختن ساختمانهای عمومی شهر
با توجه به اهداف فوق، سیستمی تهیه می گردد که به ارزیابی مستمر ساختمانها به لحاظ رعایت مسائل پایداری، صرفه جویی در مصرف، آسایش انسانها، حفظ مسائل آیندگان، عدم صدمه به محیط، کنترل وسعت شهرها که موجب حفظ حریم شهر با عنوان کمربند سبز می گردد و ... می پردازد و با اهداء جوایز سالانه، به تشویق و ایجاد انگیزه می پردازد که برخی از شرایط آن در شماره قبل درج گردیده است. اجرای چنین استانداردهایی در کشور ما نیز می تواند بسیاری از مسایل شهری و ترافیکی را سروسامان دهد و موجب صرفه جویی در مصرف سوخت و منابع اولیه غیرقابل تجدید، کنترل آلودگی هوا، به حداقل رساندن زباله های ساختمانی و بسیاری مسائل زیست محیطی دیگر گردد.

منابع:
http://www.unic-ir.org/treaties/rio-declaration.htm

http://www.f-ghasemzadeh.blogfa.com/post-14.aspx

Sustainable design, The role of individuals, John Ochsendorf, sept 29,2004

Sustainable design, International Ltd. 1998-2000
 

suro0sh

عضو جدید
مسکن پایدار

مسکن پایدار





آرامش خانه های ما امروز کجاست؟ آیا هنوز آن احساس امنیت، سکوت، محرمیت و ... که در خانه های سنتی ما بود، در خانه های مدرن ما احساس می شود؟
ساختمانها و نه ماشینها، آری ساختمانها، اصلی ترین ویرانگران زمین هستند. آلودگی های ناشی از سرمایش و گرمایش ساختمانها، از آنچه که اتومبیل ها انجام میدهند، فراتر می رود . حتی در آمریکا نیز در زمانیکه دودکشهای قدیمی شهر، در یک روز سرد زمستانی تولید دود می کنند، یا در یک نیروگاه تولید انرژی و یا در کارخانجات تولید مصالح ساختمانی آلودگی بوجود می آید، این امر به وضوح قابل رؤیت است .
پس ازکشاورزی، ساختمان سازی دومین صنعت بزرگ جهان است. تهیه مصالح ساختمانی، هم انرژی بسیار زیادی را به خود اختصاص میدهد و هم منابع تجدید نشدنی طبیعت را. البته صنعت ساختمان، جهت اعتبار خودش هم که شده، بخش وسیعی از منابع تجدیدپذیر را مانند چوب بکار می برد، اما نه بصورت خام و حفاظت نشده در مقابل تخریب و تجزیه .

ما بوسیله نو اوری های تکنولوژیکی در اتوموبیل هایمان، در ارتباطاات و نیز در کامپیوترهایمان، محاصره شده ایم. هنوز خرید خانه مثل 80 سال پیش انجام میشود، خانه ای که برای 30 و یا 40 سال آینده، تعریف میکند، بسوی آینده جهت گیری نشده.
خوشبختانه این مسئله در حال تغییر است ( نتیجه تمرینات اخیر معماری پایدار ). معماری باید به آینده نظر داشته باشد. البته همیشه این کار به راحتی صورت نمی پذیرد اما می توان معماری را بصورتی طراحی کرد که کانالهای بازی بسوی آینده داشته باشد تا بتواند پذیرای تکنولوژیهای پیش بینی نشده و جدید باشد، از طرفی نیز تغییرات اقلیمی شدید آینده را بتواند تحمل کند. خانه ای که در 1995 با استانداردهای سال 1995ساخته شود، قبل از اینکه به پایان برسد، منسوخ شده است. حال چگونه می تواند در سال 2025 به ساکنان خود آرامش دهد و از آنها محافظت نماید؟ صنعت ساختمان و البته خانه سازی که اکنون یک تلاش پر زحمت و منسوخ گردیده، نیاز دارد تا به قرن 21 وارد شود و بوسیله زیست شناس، دانشمند، معمار و مهندس، روی یک کاغذ سفید پیش از ساخت، مورد بررسی قرار گیرد.
هدف اصلی معماری محیطی ساده است: جذابیت، آسایش و راحتی پناهگاهی که با توانایی خرید مردم مطابقت کند ( چه در کاربرد و چه در ساخت )، به زمین آسیب نرساند و ... . این به این معناست که حداقل اصول زیر در آن رعایت شود:
1) بیشترین کاربرد مصالح ساختمانی قابل تجدید: ظاهراً این ماده، چوب است. چوب پیش از این مقبول شده بود و حتی به جهت زیبایی اش، قابلیت پرداخت، مؤثر بودن، بازدهی بالا، صرفه جویی در مصرف انرژی و امروزه بدلیل اینکه تجدید پذیر است، بشدت گرامی داشته شده است. این ماده باید تا حد امکان بصورت طبیعی مصرف گردد اما نه اینکه خام ودست نخورده باشد. دانش مدرن امروزه میتواند چنان چوب را متحول کند که دیگر نپوسد، نسوزد و یا غذای حشرات نگردد. چوب به عبارتی همان انرژی خورشید است که توسط فتو سنتز در قالب یک ماده ساختمانی ذخیره شده. هر روز، فقط در جنگلهای جنوبی امریکا، به حد کافی چوب می روید: به اندازه ساخت 2000 خانه؛ از این ماده، پایدارتر وجود ندارد .
2) کاربرد حداقل مصالح غیر قابل تجدید و مصالح با مصرف انرژی بالا، مانند آهن، آجر، آلومینیوم، عایق و عایقکاری .
3) دریافت انرژی که بر روی خانه می افتد و گرفتن انرژی ژئوترمال (زمین گرمایی) زمین که در اعماق، ذخیره گشته. کاربرد حرارت افزوده ناشی از پختن، شستشو، عملکرد انسان در زمستان و طراحی در جهت خلاص شدن از آن در تابستان: بجای اینکه از طبیعت جدا شویم یا با آن بجنگیم، بهتر است که با آن همراه شویم .


4) طراحی و ساخت جهت انجام خدمات طولانی و کاربردی . این عمل خانه سازی را قابل اجرا می کند ، به همان نسبت نیز هزینه بین نسلهای مختلف تقسیم می گردد. در اروپا الگوی طراحی زیستی برای خانه ، حدود 300 سال است .
5) خانه باید محکم باشد، مقاوم در برابر بلایا و عوامل محیطی دیگر.
6) نداشتن تهدید جانی یا مالی و عدم وابستگی کامل به جریان الکتریسیته. امروزه رفتن برق یعنی سرما. خرابی لوله کشی ها یعنی یک زیرزمین سیل زده، نمناک و طوفان زده ... .
7) خانه باید در مقابل « آینده » محافظت شود ( future proof ). باید چنان باشد که بتواند به راحتی در هر شرایطی بروز ( update ) باشد و تکنولوژی آینده را بپذیرد و قابلیت انجام دادن کابل کشی و سیم کشی ها و لوله کشی های اضافی آینده را داشته باشد .
8) توانایی وظرفیت مستقل بودن از شبکه گاز و برق را داشته باشد، اگر نیروی تأمین کننده انرژی، در ابتدا از خیابان استفاده میگردد (مانند آنچه که امروز هست ) و همه خانه ها برق خود را از کابل کشی های خیابان می گیرند، همه خانه ها باید به سمتی طراحی شوند که سرانجام از برق خورشیدی بهره گیرند .

9) ساختمانها باید حداقل تعمیرات را داشته باشند و چنان باشند که تأخیرهای احتمالی در تعمیرات، موجب خرابی آنها نشود، هیچ حفره مخفی در ساختمان نباشد و ... .

10) اگر بخشهایی از خانه امکان ساخت در کارخانه دارد، با کنترل کیفیت و مقیاس اقتصادی این عمل انجام می پذیرد که بسیار مفیدتر وقابل اجراتر و اقتصادی تر خواهد بود.
11) خانه با طراحی محیطی باید بیشترین آسایش و کمترین هزینه را نسبت به خانه های متداول داشته باشد تا جهش مهمی را در فروش آن ایجاد نماید. هر 20 کاهش در هزینه، تعداد خانوارهایی را که می توانند آنرا تهیه کنند، دو برابر می کند. هنوز باورکردنی نیست که یک حرکت زیست محیطی حتی در یک خانه اقلیمی، می تواند نیم میلیون پوند از آلودگی محیطی را در طول 30 سال کاهش دهد. این در حالیست که آمار فوق برای هر سی هزار خانه مستقل از سوخت میتواند یک کارخانه هسته ای را جایگزین کند .
البته هدف اینست که هر خانه، یک خانه محیطی باشد؛ کاهش آلودگی به سطوح قبل از صنعتی شدن. خانه های متداول و متوسط، به منظور ماندگار بودن و عمر طولانی ساخته نمی شوند و بسرعت جایگزین می گردند. لذا باید اصول ساخت خانه های امروز تغییر نماید.
(منبع : اینترنت)
نقد مترجم :
مقاله فوق اگر چه در خصوص ایران و مسائل ما نیست اما ارتباط بسیار نزدیکی با آنچه که در کشور ما می گذرد دارد. بخش اعظمی از پرت انرژی و مصالح، در کارخانجات تولید سیمان، فولاد و .... اتفاق می افتد. کارخانجات گچ وسیمان و سایر محصولات ساختمانی، چه به لحاظ زیست محیطی و چه به لحاظ مصرف منابع اولیه انرژی در این این مصرف افراطی بسیار مؤثرند. بازدهی پایین، خرابی، مصرف نامناسب انرژی، آلوده ساختن محیط زیست و محیط اطراف خود کارخانه ها که پیامد آن بارانهای اسیدی، از بین رفتن گیاهان و اکوسیستم و ... است و سایر آلودگی های محیطی ناشی از پرت مصالح نظیر پخش شدن گچ و سیمان در فضای کارخانه به شعاع چندین کیلومتر و ... همه عواملی است که این وضعیت را در کشور ما، بسیار بیشتر از کشورهای توسعه یافته، بحرانی کرده .
مقوله سرمایش و گرمایش در بسیاری از خانه ها همچنان معضل بزرگی محسوب می شود. از طرفی استفاده از وسایل گرمایی و برودتی ناکارآمد با پرت بسیار زیاد انرژی نظیر کولرهای گازی، بخاری های نامناسب و ... و از سوی دیگر، استفاده نامناسب از مصالح ساختمانی در اقلیمهای نامناسب، این امر را بسیار بحرانی تر کرده و موجب شده تا ما بعنوان یکی از مصرف کننده های بزرگ انرژی در جهان لقب گیریم .
عمر ساختمانها در کشور ما چنان است که یک خانه با قدمت 20 یا30 سال، کلنگی تلقی شده و غیر قابل استفاده است و این، کاملاً مغایر با اصول توسعه پایدار است. استانداردهای مورد استفاده در خانه های ما، نه تنها به روز نیست بلکه متعلق به دهه های 40 و50 است که اکنون به کلی منسوخ شده و همین امر موجب شده تا خانه های امروز ما، بازدهی بسیار کمی داشته باشند.... آرامش خانه های ما امروز کجاست؟ آیا هنوز آن احساس امنیت، سکوت، محرمیت و ... که در خانه های سنتی ما بود، در خانه های مدرن ما احساس می شود؟ معضل عمده کشور ما که به لحاظ منابع جنگلی و چوبی، کشوری فقیر بحساب می آید، کمبود چوب نیست بلکه استفاده ناصحیح از آن است. چوب بدون پرداخت در اکثر خانه های سنتی استفاده میشود که بسرعت خوراک جانوران گشته یا آتش می گیرد، می پوسد و از بین میرود. از طرفی قطع درختان صرفاً بدلیل کاربردهای ساختمانی صورت نمی پذیرد بلکه استفاده های شخصی، سوزاندن، آتش سوزیها و آلودگیهای محیطی دیگر جنگلها را هرروز کوچکتر می کند. برنامه مشخصی نیز جهت بازسازی آنها وجود ندارد. در صورتی که دنیای مدرن امروز، برای تمام این مشکلات برنامه دارد. مشکل ما کمبود چوب نیست بلکه وفور نعمت و ثروت در کشور است که موجب شده همه، بی توجه و بی برنامه به مصرف بپردازند و از اصول توسعه پایدار غافل مانده، به تخریب محیط زیست، آلودگی ها و ... بپردازند و فقط به امروز دلخوش کنند و آینده را نبینند .... براستی چرا باید چنین باشد ؟
خانه های ما امروزه فقط وابسته به نفت و گاز و الکتریسیته اند، در صورتیکه منابع تجدید شدنی انرژی در محیط فراوان و ارزانند. باد، نور خورشید، آب و ... در این کشور بسیار فراوان است. اندکی همت و توجه لازم است ... .
هدف، خلق معماری اصولی، آرامش بخش، پایدار، خودمانی و لذت بخش، اقتصادی و ... است و نه تخریب محیط، نادیده گرفتن آینده، بر هم زدن اعصاب ساکنین یا ضررهای مالی و ... .
بیایید با در نظر گرفتن اصول معماری صحیح، مصالح آیندگان و ... خانه هایمان را پایدار طراحی کنیم.
:heart: امیدوارم مفید واقع شده باشه ;) نظر یادتون نره، فقط صرفا استفاده کننده و ناظر نباشین
 

suro0sh

عضو جدید
دوستان عزیز با پیغام های خصوصی شرمنده میکنند:heart: .... امشب یک مقاله جالب و جامع در مورد معماری پایدار به دستم رسید براتون میذارم، امیدوارم مفید واقع بشه، نظر هم یادتون نره :heart:

چارلز جنكز در آخرین فصل كتابش این مسئله را خاطر نشان می‌سازد كه نابودی زمین توسط ما منجر به نابودی 27000 گونه زیستی در یكسال می‌شود یعنی هفتاد و چهار انقراض در یك روز و یا سه نابودی در یك ساعت! مدارك جدیدتری براساس مجله تایم مورخ 31 ژانویه 2000، این تعداد را بالاتر نشان می‌دهد یعنی صدها انقراض در یك روز!

گرم شدگی كره زمین، نازك شدن لایه ازن بعلت استفاده از انواع آلاینده ها، افزایش آلودگی محیط زیست و انقراض گونه‌های زیستی همه و همه با هم می‌آمیزند تا ضرورت بوم شناسی و مسائل زیست محیطی را برای آینده قابل پیش‌بینی گردانند. بطوریکه پیشی گرفتن خاكستری در برابر جهان سبز آینده، قابل تأمل ترین مسئله قرن حاضر به شمار می آید.

در این میان توسعه به عنوان یكی از بزرگترین عوامل تغییر محیط زیست و به تبع آن ساخت و ساز كه جزو صنایع بزرگ در استخدام نیروی انسانی (صدها هزار كارگران ساختمان و فنون مربوطه)، باعث از بین بردن زمین‌های كشاورزی، فرسایش خاك و آلوده كننده محیط زیست و به مخاطره انداختن سلامتی و بهداشت مردم است و بر بحران انرژی دامن می زند. بحرانی که در اواسط دهه 1965 با افزایش میزان آلودگی محیط زیست هشداری به جهانیان محسوب شد، سبب تشکیل گروههای طرفدار محیط زیست كه از حامیان محیط زیست در جهان بودند گردید و مفهوم گسترده ای تحت عنوان پایداری را پی گیری نمود.

اصطلاح پایداری (sustainable) برای نخستین بار در سال 1986 توسط كمیته جهانی گسترش محیط زیست تحت عنوان (رویارویی با نیازهای عصر حاضر بدون به مخاطره انداختن منابع نسل آینده برای مقابله با نیازهایشان) مطرح شد و هرروز بر ابعاد و دامنه آن افزوده می شود تا استراتژیهای مناسبی پیش روی جهانیان قرار گیرد.

در این جهان، معماران نیز همسو با سایر دست اندرکاران در پی یافتن راهکارهای جدیدی برای تأمین زندگی مطلوب انسان بوده اند. بدیهی است که زندگی، کار، تفریح، استراحت و ... همه و همه فعالیت هایی می باشند که در فضاهای طراحی شده توسط معماران صورت پذیرفته و از آنجا که نقاط ضعف و قوت یک ساختمان بر زیست بوم جهان تاثیر مستقیم خواهد داشت، وظیفه ای بس حساس در این خصوص بر عهده معماران می باشد. کاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری، مبحثی به نام «معماری پایدار» آغاز نموده اند كه مهترین سرفصلهایی آن با عنوان "معماری اكوـ تك"، "معماری و انرژی ـ معماری سبز" ایجاد می گردد.

تعاریف ساخت و ساز پایدار
ساخت و ساز پایدار این چنین تعریف شده است: «مدیریت یك محیط پاك و سالم براساس بهره‌برداری مؤثر از منابع طبیعی و اصول اكولوژیكی» که هدف از طراحی ساختمانهای پایدار کاهش آسیب آن بر روی محیط و منابع انرژی و طبیعت است، كه شامل قوانین زیر می‌باشد:
1 – كاهش مصرف منابع غیر قابل تجدید
2 – توسعه محیط طبیعی
3- حذف یا كاهش مصرف مواد سمی و یا آسیب رسان بر طبیعت در صنعت ساختمان‌سازی
بابراین بطور خلاصه ساختمان پایدار را می‌توان این چنین تعریف نمودد: ساختمانی كه كمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در پهنه وسیع‌تر با منطقه و جهان دارد.
تكنیك‌های ساختمان‌سازی در یك پهنه وسیع در جهت تأمین كیفیت یكپارچه از نظر اقتصادی، اجتماعی و محیطی می كوشند. بنابراین استفاده معقول از منابع طبیعی و مدیریت مناسب ساختمان سازی به حفظ منابع طبیعی محدود و كاهش مصرف انرژی كمك نموده (محافظت انرژی) و باعث بهبود كیفیت محیطی می‌شود

اهدف کلی ساختمان‌های پایدار
• بهره‌برداری مناسب از منابع و انرژی
• جلوگیری از آلودگی هوا
• مطابقت با محیط

اصول توسعه ساخت و ساز پایدار
برای ایجاد تعادل میان سطوح تنوع زیستی، سه اصل توسعه صنعت ساخت وساز پایدار كه در جهت و حفظ تنوع زیستی در شهر باید رعایت شوند، به شرح زیر است:

• استفاده پایدار از منابع زیستی: بدین معنا كه باید دقت شود كه منابع زیستی بهره‌برداری شده در سامانه‌های توسعه در كجا استفاده می‌شوند، و چگونه می‌توان آنها را پایدار نگهداشت، و از منابعی كه سریعتر جایگزین می‌شوند استفاده شود. به عنوان مثال؛ از چوب درختهایی باید استفاده شود كه سریعتر رشد كرده و می‌توانند جایگزین شوند. همچنین از منابع متنوع استفاده كرد،‌كه نوع خاصی از بین نرود، و یا مثلا مساحت جنگلها را مقدار ثابتی نگهداشت و از مقدار میعنی كمتر نشوند، و یا از گونه خاص موجودی به علت منافع اقتصادی حمایت نشوند.

• استفاده از منابع تجدید ناپذیر: استفاده عاقلانه از منابع غیر قابل تجدید باید به طور گسترده اعمال شود. به عنوان مثال؛ استفاده از منابع فسیلی برای سوخت غیر عاقلانه است. و یا در ساختن صندلی از چوبی استفاده شود كه در طبیعت از سرعت تجدید‌پذیری و جایگزینی بالاتری برخوردار است.

• كاربرد معقول از چوب (به عنوان یک منبع تجدید ناپذیر) باعث می‌شود كه به اصل منبع لطمه‌ای نخورده و امكان جایگزینی آن در طبیعت وجود داشته باشد، و حتی در نوع رنگی كه در آن بكار برده می‌شود از موادی كه كمتر كه برای محیط زیست ضرر دارد استفاده شود.

• حفاظت از تنوع زیستی: از منابع زیستی به خوبی نگهداری شود،‌و مشاركت افراد جامعه در جهت بقاء و تنوع زیستی موجود الزامی باشد. طوری از سامانه استفاده شود كه همه اجزاء خود حافظ مجموعه باشند. مردم به طور صحیح از منابع محیطی بهره گیرند، و به آنها آموزش داده شود كه از هر محصول یا منبعی در جای خود و به صورت بهینه استفاده كنند. مثلا در مورد مبلمان شهری، استفاده صحیح از ان به مردم آموزش داده شود. و با اندك نقصی به كنار گذاشته نشوند،‌ بلكه تعمیر و یا در غیر این صورت به محصولی دیگر تبدیل و یا در نهایت مواد اولیه آن بازیافت شود. (مفیدی، مبانی مقدماتی توسعه و طراحی شهر پایدار)

طراحی پایدار و اصول اولیه آن
طراحی پایدار همكاری متفكرانه معماری با مهندسی مكانیك، برق و سازه است. علاوه بر فاكتور‌های متداول طراحی مانند زیبایی، تناسب و بافت و سایه و نور و امكاناتی كه باید مد نظر قرار گیرند، گروه طراحی باید به عوامل طولانی مدت محیطی، اقتصادی و انسانی توجه نموده و اصول اولیه آنرا که به قرار زیر است، مد نظر قرار دهد:

• درك محیط:
طراحی پایدار با درك از محیط آغاز می‌شود. اگر ما به امكانات محیطی كه در آن هستیم آگاه باشیم می‌توانیم از صدمه زدن به آنها جلوگیری كنیم. درك محیط باعث مشخص شدن مراحل طراحی از جمله جهت قرارگیری نسبت به خورشید و چگونگی قرارگیری ساختمان در سایت و حفظ محیط پیرامون و دسترسی سیستم نقلیه و پیاده می‌گردد.


• ارتباط با طبیعت:
چه ساختمان در داخل محیط شهری باشد و چه در یك محیط‌ طبیعی‌تر، ارتباط دادن طبیعی به محیط طراحی شده روح و جان می‌بخشد.
• درك روندهای موجود در طبیعت: در سیستم موجود در طبیعت زباله موجود نیست. لاشه یك موجود، غذای یك موجود دیگر می‌شود. به بیان دیگر موجب احترام بشر به نیازهای انواع گونه‌های طبیعــــی می گردد. رونــــــدهایی كه باعث احیـــا می‌شوند تا ضایع كردن، به بیشتر زنده مــاندن ما می انجامند.

• درك تأثیرات محیطی:
طراحی پایدار سعی در درك تأثیرات محیط از طریق ارزیابی و تحلیل سایت دارد:
ارزیابی انرژی مصرفی، سمیت مصالح و تكنیك‌های ساختمان سازی .
بطوریکه تأثیر منفی محیطی را می‌توان از طریق استفاده مصالح ساختمان سازی پایدار، مصالح با سمیت كمتر و مصالح ساختمانی قابل بازیافت کاهش داد.

روند مشاركتی طراحی:
طراحان پایدار، اهمیت توجه به هر نظری را می‌دانند. همكاری با مهندسین مشاور و متخصصین دیگر در مراحل اولیه طراحی صورت می‌پذیرد. طراحان همچنین به نظرات ساكنین محلی و همسایگان محلی نیز توجه می‌كنند.

• درك مردم:
طراحان پایدار باید به فرهنگ و دین و نژاد مردمی كه قرار است برای آنها طراحی كنند، توجه كنند.

بنابراین معماری پایدار تركیبی چند ارزشی در بر دارد:
زیبایی شناسی، محیط، اجتماع، سیاست و بعبارتی طراحی و ساختمان سازی هماهنگ با محیط.
یك معمار باید زیركانه چند فاكتور را در نظر بگیرد: مقاومت و پایداری و طول عمر بنا، مصالح مناسب، و مفهوم و كانسپت. www.susarch.com

تمام اصول معماري پايدار بايد در يک پروسه کامل – که منجر به ساخته شدن محيط زيست سالم مي شود- تجسم يابد.

 

E . H . S . A . N

مدیر تالار مهندسی معماری مدیر تالار هنـــــر
مدیر تالار
مفاهيم پايه: معماری پایدار چیست؟

مفاهيم پايه: معماری پایدار چیست؟

مفاهيم پايه: معماری پایدار چیست؟



مهندسی- همشهريآنلاين- مهدي توپچي:
كاربرد مفاهیم پایداری و توسعه پایدار در معماری مبحثی بهنام معماری پایدار را به‌ وجود آورده است
که مهم‌ترین سرفصل‌های آن را عناوین "معماری اکو - تک"، "معماری و انرژی" و "معماری سبز" تشكيل مي‌دهد.
معماری پایدار - كه در واقع زيرمجموعهطراحيپايدار است - را شاید بتوان یکی از جریان‌های مهم معاصر به حساب آورد کهعکس‌العملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار می‌رود. براي مثال، 50درصد از ذخایر سوختی در ساختمان‌ها مصرف می‌شود که این به نوبه خود منجر بهبحران‌های زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشترمقوله پایداری در معماری بخوبي قابل مشاهده استCOLOR].]

معماری پایدار، مانند ساير مقولات معماري، دارای اصول و قواعد خاص خود است و اينسه مرحله را در برمي‌گيرد:
صرفه جویی در منابع ، طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی و طراحی برای انسان
که هرکدام آنها استراتژی‌های ويژه خود را دارند.
شناخت و مطالعه این تدابیر، معمار را به درک بیشتر از محیطی که بايد طراحي آن راانجام دهد، می‌رساند.


مرحله صرفه جویی در منابع (Economy of Resources):
اين اصل از يك سو به بهره‌برداري مناسب از منابع و انرژي‌هاي تجديدناپذيرمانندسوخت‌های فسیلی، در جهت کاهش مصرف مي‌پردازد و از سوي دیگر به کنترل و بهکارگیری هرچه بهتر منابع طبیعی به عنوان ذخایری تجدید پذیر و ماندگار توجه جديدارد.
به عنوان مثال، یکی از منابع سرشارو ناميرا، انرژی حاصل از نور خورشید است کهامروزه توسط تکنولوژی فتوولتاییک برای فراهم کردن آب و برق مصرفی در ساختمان، از آناستفاده می‌شود.
براي كنترل منابع، سه نوع استراتژي مي‌تواند مورد توجه قرارگيردکه شامل حفظانرژی، حفظ آب و حفظ مواد است. همان گونه كه مشاهده مي‌شود، تمركز براين سه منبع،به دليل اهميت آنها در ساخت و اداره ساختمان است.
مرحله طراحی برای بازگشت به چرخه زندگی
(Life Cycle Design)
دومین اصل از معماری پایدار بر این فکر و یا نظریه استوار شده است که ماده از یکشکل قابل استفاده تبدیل به شكل ديگري مي‌شود، بدون اینکه به مفید بودن آن آسیبیرسیده باشد.
از سوي دیگر به‌واسطه این اصل، یکی از وظایف طراح، جلوگیری از آلودگی محیط است.
این نظریه برای رسیدن به این منظور در سه مرحله، ساختمان را مورد بررسی قرار میدهد. این مراحل به ترتیب عبارتند از:
مرحله پیش از ساخت، مرحله در حال ساخت و مرحله پس از ساخت.
باید توجه داشت که این مراحل به یکدیگر مرتبط بوده و مرز مشخصی بین آنها وجودندارد. براي مثال، می توان از مواد بازیافتی در مرحله پس از ساخت یک ساختمان بهعنوان مصالح اولیه در مرحله ساخت ساختمانی دیگر استفاده کرد.
مرحله طراحی برای انسان (Humane Design):
اصل طراحی برای انسان، آخرین و شاید مهمترین اصل از معماری پایدار است. این اصلریشه در نیازهایی دارد که برای حفظ و نگهداری عناصر زنجیره ای اکوسیستم لازم است کهآنها نیز به نوبه خود بقای انسان را تضمین می کنند.
این اصل دارای سه استراتژی نگهداری از منابع طبیعی، طراحی شهری-طراحی سایت وراحتی انسان است که تمرکزشان بر افزایش همزیستی بین ساختمان و محیط بیرون از آن وبین ساختمان و افراد استفاده کننده از آنهاست.
در واقع می‌توان گفت که برای رسیدن به معماری پایدار، طراح بايد این مراحل واصول را که تعریف کننده یک چارچوب اصلی برای طرحی پایدار است را در طرح خود لحاظ وبرحسب مورد ترکیب و متعادل کند.
نمونه معماري پايدار؛ برج هرست (Hearst tower):
اين ساختمان درنيويورك قراردارد كه توسط نورمن فاستر، معمار بسيارمعروف، طراحيشده و نمونه‌اي بارز از يك بناي پايداراست.
معمار با انتخاب طرحي منحصر بفرد براي اين بنا، موجب كاهش 20 درصدي فولاد مصرفيدر ساخت آن شده است. همچنين، ساختمان مجهز به سنسورهاي حساس به نور خورشيد برايتنظيم روشنايي لازم درفضاهاي داخلي است.
اين ساختمان به دليل اينكه دربيشتراوقات سال از هواي خارج از ساختمان به عنوانتهويه مطبوع استفاده مي‌كند، 22 درصد دي‌اكسيدكربن كمتر ‌وارد هوا مي‌كند

 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش ها: raha

sajjad.nazi

عضو جدید
اصول معماری سبز

اصول معماری سبز

اغلب این بیانیه ها با اختلاف اندک موضوعاتی را در زمینه تشویق طراحان به حفاظت از انرژی ونیز در نظر گیری ویژگی های محلی مکان و کار با کاربران ساختمان و جوامع اطراف آن تثبیت نموده اند.

معماران انگلیسی، برندا و روبرت ویل در کتاب خویش با عنوان: «معماری سبز: طراحی برای آینده ای آگاه از انرژی» یکی از ساده ترین

و صریح ترین چارچوب ها را برای معماری سبز مطرح نموده اند.

آنها این اصول را با استفاده از مثال های مختلف از طراحی ساختمان در اروپا انگلستان و امریکا نشان داده اند. ایشان بر فراگیری از معماری بومی تأکید زیادی داشتند، معماری که در تجربه نسل های متمادی ساکن یک منطقه و اقلیم ویژه در آن نهفته است .

اطلاعات بیشتر در مورد اصول معماری سبز و نحوه اجرا آن در بسیاری از پایگاههای اینترنتی از جمله «موسسه آمریکایی کمیته معماران در موضوعات مختلف زیست محیطی» (www.aia.org.cote) شورای «ساختمان سازی سبز امریکا» (www.usgbc.org) و در اروپا و انگلستان «منازل پایدار » (www.sustainablehome.co.uk) نیز وجود دارد. فرآیند سبز در معماری فرآیندی کهن میباشد، برای مثال از هنگامی که انسان های غار نشین برای اولین بار پی به این مسئله بردند که انتخاب غاری رو به جنوب از لحاظ دمای محیط بسیار مناسب تر از غاری می باشد که دهانه آن به سمت شمال است. موضوع جدید درک این مهم است که معماری سبز برای محیطهای مصنوع و انسان آفرینش بهترین فرآیند برای طراحی ساختمان هاست؛ به گونه ای که تمام منابع وارده به ساختمان، مصالح آن، سوخت یا اشیا مورد استفاده ساکنان، نیازمند پدید آوردن یک معماری پایدار هستند. بسیاری از ساختمان های موجود حداقل یکی از ویژگی های متعدد و قابل تشخیص معماری سبز را درون خویش دارند، با این حال،تنها تعداد اندکی از این بناها کل این فرآیند کامل را دارا می باشند.

بطور کلی فرآیند سبز اینگونه مطرح می شود که تمامی موضوعات به یکدیگر وابسته بوده و در هر تصمیم گیری باید تمامی جنبه های آن مورد بررسی قرار گیرد و بدین ترتیب،ایده بررسی اصول بصورت مجزا با آن در تضاد قرار می گیرد . در مجموع اصول گوناگونی در ایجاد هر نوع سازه مطرح است که نقاط مشترک فراوانی را برای بحث دارامی باشند،

با این حال موضوعات ارائه شده مجموعه ای از اصول مختلفی هستند که در نظر گرفتن آنها سبب ایجاد توازن و پدید آمدن معماری سبز خواهد شد .

اصل اول : حفاظت از انرژی

هر ساختمان باید به گونه ای طراحی و ساخته شود که نیاز آن به سوخت فسیلی به حداقل ممکن برسد .







ضرورت پذیرفتن این اصل در عصرهای گذشته بدون هیچ شک و تردیدی با توجه به نحوه ساخت و سازها غیر قابل انکار می باشد و شاید تنها به سبب تنوع بسیار زیاد مصالح و فن آوری های جدید در دوران معاصر چنین اصلی در ساختمان ها به دست فراموشی سپرده شده است و این بار با استفاده از مصالح گوناگون ویا با ترکیب های مختلفی از آنها، ساختمان ها، محیط را با توجه به نیاز های کاربران تغییر میدهند .

اشاره به نظریه مجتمع زیستی نیز خالی از لطف نمی باشد، که از فراهم آوردن سر پناهی برای درامان ماندن در برابر سرما و یا ایجاد فضایی خنک برای سکونت افراد سرچشمه می گیرد ، به این دلیل و همچنین وجود عوامل دیگر مردمان ساختمانهای خود را به خاطر مزایای متقابل فراوان در کنار یکدیگر بنا می کردند .

ساختمان هایی که در تعامل با اقلیم محلی و در تلاش برای کاهش وابستگی به سوخت فسیلی ساخته می شوند ، نسبت به آپارتمانهای عادی امروزی ، حامل تجربیاتی منفرد و مجزا بوده و در نتیجه ، به عنوان تلاشهای نیمه کاره برای خلـق مــعـــماری سبــز مطــرح می شوند. بسیاری از این تجربیات نیز بیشتر حاصل کار و تلاش انفرادی بوده؛ و بنابراین روشن است به عنوان اصلی پایدار در طراحی ها و ساخت و سازهای جامعه امروز لحاظ نمی گردد.

اصل دوم : کار با اقلیم

ساختمان ها باید به گونه ای طراحی شوند که قادر به استفاده از اقلیم و منابع انرژی محلی باشند .

شکل و نحوه استقرار ساختمان و محل قرار گیری فضاهای داخلی آن می توانند به گــونــه ای باشد که موجب ارتقاع سطح آسایش درون ساختمان گردد و در عین حال از طریق عایق بندی صحیح سازه ، موجبات کاهش مصرف سوخت فسیلی پدید آید. این دو فرآیند مذکور ناگزیر دارای هم پوشانی و نقاط مشترک فراوان می باشند .

پیش از گسترش همه جانبه مصرف سوخت فسیلی ، چوب منبع اصلی انرژی به حساب می آمد که هنوز هم حدود 15 درصد از انرژی امروز را نیز تأمین می کند. هنگامی که چوب کمیاب و نایاب شد برای بسیاری از مردم امری طبیعی بود که در راستای کاهش نیاز به چوب ، برای تولید گرما از گرمای خورشید کمک بگیرند . شهرهای یونانی همچون «پیرنه» مکان شهر را به گونه ای تغییر دادند که از ورود سیل به شهر جلوگیری شود ، و شبکه ای مستطیل شکل با خیابانهای شرقی ـ غربی را احداث نمودند که به ساختمان ها اجازه جهت گیری به سمت جنوب و استفاده از نور مطلوب خورشید را می داد.

رومی ها نیز پیروی از اصول طراحی خورشیدی را با آموختن از تجربیات یونان ادامه دادند ؛ اما آنها پنجره های شفاف که اختراع قرن اول پس از میلاد بود را نیز برای افزایش گرمای بدست آمده بکار گرفتند، با افزایش کمبود چوب به عنوان سوخت ، استفاده از نمای رو به جنوب در ساخت منازل ثروتــمـنـدان و هـمـچنین حمامهای عـمومی شهـر نیز مـتـداول شــد .





سنت طراحی با توجه به اقـلـیـم بـرای ایجاد آسایش درون ساختمان به قوانین گرمایش محدود نمی شد بلکه در بسیاری از اقـلـیــم ها معماران ملزم به طـراحـی فـضایی خنک برای پدید آوردن شرایطی مطلوب در داخل ساختمان بود . راه حل معــمول درعـصـر حاضر ، یعنی استفاده از سیستم های تهویه مطبوع هوا ، تنها فرآیندی ناکار آمد در تقابل با اقلیم به شمار می رود و در عین حال همراه با مصرف زیاد انرژی می باشد ، که حتی به هنگام ارزانی و فراوانی انرژی به دلیل آلودگی حاصل از آن امری اشتباه بشمار می آید.

اصول سوم : کاهش استفاده از منابع جدید

هر ساختمان باید به گونه ای طراحی شود که استفاده از منابع جدید را به حداقل برساند و در پایان عمر مفید خود ، منبعی برای ایجاد سازه های دیگر بوجود بیاورد .

گر چه جهت گیری این اصل ، همچون سایر اصول اشاره شده به سوی ساختمانهای جدید است ، ولی باید یادآور شد که اغلب منابع موجود در جهان در محیط مصنوع فعلی بکارگرفته شده اند و ترمیم و ارتقاء وضعیت ساختمانهای فعلی برای کاهش اثرات زیست محیطی ، امری است که از اهمیتی برابر با خلق سازه های جدید برخوردار است . این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که تعداد منابع کافی برای خلق محیط های مصنوع در جهان وجود ندارند که بتوان برای بازسازی هر نسل از ساختمان ها، مقداری جدید از آنها را مورد استفاده قرار داد .

این استفاده مجدد میتواند در مسیر استفاده از مصالح بازیافت شده یا فضاهای بازیافت شده شکل بگیرد، بازیافت ساختمان ها و عناصر درون آنها بخشی از تاریخ معماری است . صومعه سانتا الباس که در سالهای 1077 و 1115 میلادی بازسازی گردیده ، از آجرهای خرابه های یک ساختمان رومی در نزدیکی خود استفاده نمود. چارچوب های چوبی که در قرون وسطی به کار گرفته شدند ،قطعاتی چوبی بودند که بریده و در کارگاه نجاری به یکدیگر وصل شده و کد گذاری می شدند و آنگاه از هم جدا شده و به ساختمان ها انتقال داده می شدند. استفاده از این روش بدین معنی بود که در صورت لزوم می توان بخشهایی از ساختمان قرون وسطایی را جا به جا نموده ؛ حتی امروزه نیز می توان آنها را به مکانی دیگر منتقل کرد . گاهی اوقات کل سازه ساختمان به منظور بنا کردن ساختمانی جدید جابجا می گردید. برای مثال در هنگام ساخت موزه ویکتوریا و آلبرت در لندن، به ساختمان قبلی موجود در سایت دیگر نیازی نبود و در سال 1865 پیشنهاد واگذاری این ساختمان فلزی به مسئولان محلی شمال ، شرق و جنوب لندن با هدف برپایی یک موزه محلی در مکانی جدید ارائه گردید. مسئولان شرق لندن این پیشنهاد را پذیرفتند و ساختمان این موزه محلی در 1872 تکمیل گردید که امروزه این مکان به موزه کودکان بدل گردیده است.

در اغلب مواردی که دسترسی به منابع جدید به حداقل می رسد روش هایی کشف می شوند که با آن ها می توان ساختمان هایی که برای یک منظور ساخته شده اند برای مقاصد دیگر استفاده شوند، با این حال بعضی تغییرات ضروری می توانند باعث تغییر شکل اصلی سازه یا ساختمان شود. این موضوع برای کسانی که علاقمند به حفاظت و نگهداری دائمی از ساختمان ها هستند یک فاجعه به حساب می آید و این سوال در ذهن نقش می بندد که آیا یک ساختمان به این علت که زمانی دارای کاربری ارزشمندی بوده است باید همواره بدون تغییر باقی بماند یا باید برای حفظ بازدهی و کارایی تغییرات الزامی را در آن انجام داد؟ یک فرآیند سبز ممکن است در بررسی این موضوع قضاوت را تنها براساس منابع موجود ممکن بداند. اگر منابع مورد نیاز برای تغییر یک ساختمان کمتر از منابع مورد نیاز برای تخریب و بازسازی آن باشد باید از این تغییرات استقبال نمود. با این وجود این موضوع باعث عدم احترام و بزرگداشت اهمیت تاریخی سازه نمی شود. به علاوه ممکن است این سازه ها دارای ارزش دیگری نیز باشند که توجه به آن ها الزامی است. این مشکلات در تغییر ساختمان های موجود به منظور آماده ساختن آن ها برای هماهنگی با نیازهای جدید بخصوص در مورد بهبود وضعیت ساختمان از لحاظ عملکرد و کارایی که ممکن است به تغییر ظاهر آن منجر شود با تناقض و تضادهای بیشتری آشکار می شود. تغییر در بعضی از ساختمان های قدیمی برای کاربردی های جدید می تواند هزینه ها و مشکلات خاصی را با خود همراه داشته باشد. با این حال مزایای حاصل از استفاده مجدد از این ساختمان های بزرگ در کنار یکدیگر و درون یک محیط شهری می تواند بر این مشکلات و هزینه ها غلبه نماید. نوسازی ساختمان ها ی موجود در شهرهای بزرگ و کوچک همچنین می تواند موجب حفاظت از منابع مورد استفاده جهت تخریب و بازسازی ساختمان و بدین ترتیب جلوگیری از تخریب جامعه شود.

اصل چهارم : احترام به کاربران

معماری سبز به تمامی افرادی که از ساختمان استفاده می کنند احترام می گذارد.

به نظر می رسد که این اصل ارتباط اندکی با آلودگی ناشی از تغییرات اقلیم جهانی و تخریب لایه ازن داشته باشد . اما فرآیند سبز از معماری که شامل احترام برای تمامی منابع مشترک در ساخت یک ساختمان کامل هستند انسان را از این مجموعه خارج نمی نماید. تمام ساختمان ها توسط انسان ها ساخته می شوند اما در بعضی از سازه ها حقیقت حضور انسان محترم شمرده می شود، در حالی که در برخی دیگر تلاش برای رد ابعاد انسانی در فرآیند ساخت مشاهده می شود.





در ژاپن تعدادی روبوت نقش انسان را در ایجاد و طراحی ساختمان ها بر عهده گرفته اند، اما برای یک روبوت کارآیی مؤثر در مورد پروژه ، شامل اجرای یک وظـیـفـه خـاص مــی باشد که می تواند آن را به دفعات تکرار کرد. اما در مقیاسی متفاوت یک انسان به عنوان معمار همچنان می تواند بر مهارت خود بر انجام تعداد بسیاری از کارهای نامرتبط اعتماد کند.

احترام بیشتر به نیازهای انسانی و نیروی کار، می تواند در دو مسیر مجزا مورد تجربه قرار گیرد. برای یک ساختمان ساز حرفه ای توجه به این نکـته ضرورت دارد که ایمنی و سلامت مصالح و فرآیند های شکل دهنده ساختمان به همان میزان که برای کارگران و یا استفاده کنندگان آن مهم است برای کل جامعه بشری نیز از اهـمـیت بـســزایی بـرخوردار میباشد. معماران به تدریج از وجود سم های مختلف در سایت های ساختمانی آگاه شده اند و به تازگی استفاده از مواد عایـق دارای انواع CFC و یا استفاده از سایر مصالح خطرناک در ساختمان ممنوع شده است.

شکل دیگر مشارکت انسانی که نیازمند توجه است، اشتراک و دخالت مثبت کاربران در فرآیند طراحی و ساخت است، که چنانچه به طور موثر بکار گرفته نشود یک منبع کارا و مفید به هدر رفته است. تعداد زیادی از ساختمان ها از این انرژی بهره برده اند و نتایج حاصل از آن نیز موجب رضایت در خلـق ساختمان های بزرگ شده است.

اصل پنجم : احترام به سایت

هر ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند.

معمار استرالیایی گلن مورکات این جمله عجیب را بیان می کند که: ساختمان باید زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس کند. این گفته یک ویژگی از تعامل میان ساختمان و سایت آن را در خود دارد که برای فرآیند سبز امری ضروری است و البته دارای ویژگی های گسترده تری نیز می باشد. ساختمانی که انرژی را حریصانه مصرف می کند آلودگی تولید می کند و با مصرف کنندگان و کاربران خویش بیگانه است در نتیجه هرگز زمین را به گونه ای آرام و سبک لمس نمی کند.

تفسیری صریح تر از این گفته چنین است که نـمی توان هر ساختمان

را از درون سایت ساخته شده در آن خارج نمود و شرایط قبل از ایجاد ساختمان را دوباره در سایت احیا کرد. این نوع ارتباط با سایت در سکونتگاههای سنتی اعراب بادیه نشین دیده می شود؛ سبکی و آرامش موجود در میان آن ها در لمس زمین فقط در جابجایی خانه ایشان نهفته نبود، بلکه شامل مصالح مورد استفاده ایشان و دارایی هایی که با خود حمل می کردند نیز می گردید.

سیاه چادر اعراب بادیه نشین از پشم بزها ، گوسفندان و شتران ایشان تولید می شد، هنگامی که این چادر ها برپا می گردید با ایجاد سطح مقطع بسیار کارا از لحاظ ایرودینامیکی از تخریب آن در بادهای شدید جلوگیری می شد؛ چادر با طنابهای بلند در جای خود نگهداری و تیرهای چوبی بسیار اندکی در آن بکار گرفته می شد چرا که چوب در صحرا منبعی بسیار کمیاب بحساب می آمد.

در حالی که در جوامع شهری، زندگی بومی و سنتی خود را برای یکجا نشینی ترک کرده اند و معماران وارد عرصه طراحی شده اند، هنوز نیز برای ایجاد نمایشگاههای مختلف و دیگر فعالیت های فرهنگی نیازی مستمر به سازه های موقت وجود دارد. این قبیل سازه ها اغلب، شکل چادر بادیه نشینان را بخود می گیرد . طراحی صورت گرفته توسط معماران هلندی برای فستیوال 86 در سونسبیک ، این سازه برای حفاظت از مجسمه های شکستنی واقع در خارج ساختمان طراحی شده بود و به علاوه بادی به گونه ای طراحی می شد که به چشم نیاید. دراین سازه از چهارنوع مصالح یعنی بتن پیش ساخته برای پی ها ، شیشه های شفاف برای دیوارها و سقف فولاد برای خرپاها و اتصالات و سیلیکون رزینی برای اتصال صفحات شیشه به یکدیگر استفاده شد. باله های شیشه ای نیز به دیوارهای شیشه ای چسبانده شده بودند تا صلبیت بیشتری را ایجاد کند و همچنین مکانی را برای اتصال خرپاهای فلزی سبک حامل سقف

شیشه ای فراهم نماید. کف ساختمان زمین عادی بود و برای جلوگیری از گل شدن فقط با چوب پوشانده شده بود. پس از پایان فستیوال این ساختمان دوباره از یکدیگر جدا گردید و پی آن نیز از محل خارج و خاک برداشته شده به جای خود بازگردانیده شد؛ بدین ترتیب زمین سایت بدون هیچ تغییری به وضعیت پیش از برگزاری فستیوال بازگشت. این ساختمان را می توان برای استفاده در هر نمایشگاه یا فستیوال دیگر به کار گرفت و یا اعضای آن را می توان درهر سازه دیگر مورد استفاده قرار داد.

اصل ششم: کل گرایی

تمامی اصول سبز، نیازمند مشارکت در روندی کل گرا برای ساخت محیط مصنوع هستند.

یافتن ساختمان هایی که تمام اصول معماری سبز را خود داشته باشند کار ساده ای نیست. چرا که معماری سبز هنوز بطور کامل شناخته نشده است. یک معماری سبز باید بیش از یک ساختمان منفرد قطعه خود را شامل شود و باید شامل یک شکل پایدار از محیط شهری باشد. شهر، موجودی فراتر از مجموعه ساختمان هاست؛ در حقیقت آن را می توان بصورت مجموعه ای از سامانه های در حال تعامل دید سامانه هایی برای زیستن و تفریح – که بصورت شکل های ساخته شده دارای کالبد

می باشند و با نگاهـی دقـیـق بـه ایـن سامانه ها اســت کـــه

مـی تـوانیـــم چهــــره شهـــر آیــنده را تـرسـیـم نـمایـیـم.
http://www.shahriyaran.com/forum
 

gharibeye tanha

عضو جدید
خانه های هوشمند

خانه های هوشمند

سوخت های فسیلی تجدیدناپذیرکه برای تولیدانرژی بکارمیرود.دراینده ای نه چندان دوردیگردردسترس اینده گان نخواهدبود.فرایندتبدیل سوخت های فسیلی به انرژی درطولانی مدت اثرات زیانباری برطبیعت پیرامون خودداردوبرای بازگشت به چرخه مصرف مجددبه زمان زیدی نیازدارد.دراین بین معماری به عنوان حرفه ایی که بادرون شخصیت افرادسروکارداردوراه ورسم زندگی رابه افرادمی اموزد,لزوم استفاده ازانرژی های نورادرطراحی بااهمیت دانسته ومدیریت مصرف رابه عهده خودبناگذاشته تاازهدررفتن ان جلوگیری کند.
باارتباط میان رشته ایی بارشته های مکانیک,تاسیسات,کامپیوتر,کنترل و....مدیریت مصرف راکنترل میکندتاازهدررفتن ان تاحدزیادی بکاهدوچرخه مصرف راکامل برعهده ساکنان بناقراردهد.انرژی اقلیمی به وفوروجودداردوامانیرویی است وحشی که می بایست کنترل گردد.
این پژوهش ازدودیدگاه بررسی خواهدشد:
طراحی خانه هایی که انرژی را,خودتولیدوتامین می کند.
طراحی خانه هایی که مدیریت هوشمندساختمان را,خودبرعهده دارندکه ازدودیدگاه حائزاهمیت است,اول خانه هایی که انرژی راهدرنداده وبهینه مصرف کنند,دوم خانه هایی که توانایی کنترل انرژی راازراه دوربه ساکنان خواهندداد.
:)
 
آخرین ویرایش:

sepideh2727

عضو جدید
سلام

سلام

سلام
واقعا" ممنون:gol::gol:

خيلي خووب بود
كسي دتيلي داره؟

نمونه هاش رو ميشه بيشتر معرفي كنيد؟
الان اگه بخواهيم در ساختمونها و طراحي هامون استفاده كنيم به چه نحويه؟
ممنون اگه جواب بديد
 

Nazanin F

عضو جدید
کاربر ممتاز
سلام

از نظر من معماری پایدار یعنی معماریی که کمترین مغایرت رو با محیط زیست داشته باشه و کمترین ضرر و آلودگی رو به منابع طبیعی و محیط زیست وارد کنه .

اما نمونه ایی از یک بنای پایدار و معماری سبز :



Chartwell (EHDD Architecture) Seaside, CA




  • Location: Seaside, CA
  • Building type(s): K-12 education
  • New construction
  • 21,200 ft2 (1,970 m2)
  • Project scope: multiple buildings
  • Suburban setting
  • Completed October 2006
  • Rating: U.S. Green Building Council LEED-NC, v.2/v.2.1--Level: Platinum (57 points)
The shared vision for the new Chartwell School campus was to create an exceptional, high-performance learning environment for children with learning differences, including dyslexia. Chartwell serves students grades 1–8 in the greater Monterey Bay area.
The goal was to create a campus that integrated design strategies proven to improve learning outcomes — a campus that would function as a teaching tool about sustainability while dramatically reducing the school's environmental impact. Sited on a hill overlooking the Monterey Bay, this project seamlessly blends the elements of site, program and environmental conservation. All design and construction decisions were made with those three factors in mind.
As Douglas Atkins, Chartwell's executive director, recently stated, "Our LEED Platinum campus models how improved academic outcomes and responsible resource stewardship build on each other."
It is the hope for the Chartwell project that a new generation of children will be inspired by the possibility of a built environment that sustains and restores our natural environment.
This project was chosen as an AIA Committee on the Environment Top Ten Green Project for 2009. It was submitted by EHDD Architecture in San Francisco, California. Additional project team members are listed on the Process" screen"

Environmental Aspects
The key ideas for the Chartwell project were: 1) to create the best possible learning environment by providing exceptional daylighting, views, indoor air quality, and thermal comfort; 2) to make the sustainable design strategies a visible part of the students' education by developing the site as a teaching tool with natural drainage and native and food-producing plants; 3) to inspire and excite the community about the possibilities of sustainable design and in turn generate support and private funding; 4) to reach net-zero electricity use through exceptional efficiency and adding photovoltaic (PV) capacity to meet the remaining electrical demand; and 5) to reach these goals with only a modest cost premium.
All of these goals are intertwined in the resulting Chartwell campus. Tall, north-facing windows and clerestories provide excellent daylighting, support the net-zero electrical goal and improving student outcomes. Sloping shed roofs for good photovoltaic orientation and an extensive measurement and verification system support optimal function of the building and provide learning opportunities for the students. Radiant heat provides a quiet learning environment and reduces the size of mechanical equipment and mechanical rooms. Framing the structure at two feet on center reduces the amount of material used on the project and also saves on overall construction costs. These are just a few examples of how the five key ideas mentioned above formed the basis of the design.
The project also involved extensive research embodied in a published case study on Design for Deconstruction (DfD) funded by an EPA research grant.


ترجمه یه قسمت از جنبه های زیست محیطی :
(با عرض پوزش اگه ترجمه اش خوب انجام نشده)



ایده های کلیدی برای پروژه چارت ول از این قبیل هستند :
  1. ایجاد بهترین فضای آموزشی به وسیله ی فراهم کردن ؛ روشنی روز ، منظره های استثنایی و کیفیت (مطلوب نمودن) هوای داخلی ، آرامش گرمایی.
  2. استفاده از استراتژی های طراحی پایدار به عنوان بخش دیداری از آموزش دانشجویان ، از طریق استفاده از سایت به عنوان یک وسیله ی تدریس با شبکه های فاضلاب و به عمل آوردن گیاهان خوراکی.
  3. تحریک کردن جامعه در مورد امکان طراحی پایدار و در مقابل افزایش حمایت و سرمایه گذاری خصوصی.
  4. رساندن مصرف برق به «صفر شبکه» از طریق بازدهی فوق العاده و اضافه کردن ظرفیت فوتو ولتاییک (pv ) برای برطرف کردن بقیه ی نیاز برق .
  5. رسیدن به این اهداف با حداقل هزینه ی ممکن .
راستی این پروژه همین امسال (یعنی سال 2009) یکی از برترین پروژه های معماری سبز معرفی شده و بهش جایزه هم دادن .


 
آخرین ویرایش:

a.z

عضو جدید
کاربر ممتاز
شهر فراسبز ابوظبی

ساختمان های صحرایی که انرژی بیشتری در مقایسه با مصرف خود تولید می کنند، ممکن است فراتراز یک سراب نباشند. Adrian Smith و Gordon Gill مقیم شیکاگو اخیرا برنده مسابقه طراحی دفاتر سرپرستی مصدر ، 6/1 میلیون فوت مربع، فاقد زباله، فاقد کربن، می باشند. به طوری که پیش بینی شده است این مجموعه نه تنها تولید کننده انرژی مورد نیاز خود خواهد بود، بلکه انرژی مازادی برای سوخت ساختمان های اطرافش را نیز فراهم خواهد ساخت. مجموعه مصدر ابتکارچند میلیارد دلاری ابوظبی برای پیشبرد توسعه و کاربرد انرژی پایدار است.

این مجموعه در قلب شهر مصدر ، طراحی شده توسط فاستر و شرکا، قرار خواهد گرفت. طرح اسمیت و گیل، سایبان گسترده ای از فتوولتائیک ها بر روی 11 هذلولی شیشه ای عظیم را شامل می گردد که در زیر سایبان، مجموعه ای از احجام پوشیده شده توسط بام های سبز، فضایی برای ادارات، فروشگاه ها و اقامتگاه ها فراهم می آورند. هذلولی ها به همراه حیاط های مرکزی فضاهای بی نظیری با باغ های سرسبز می باشند. این احجام برای انتشار نور در داخل فضاها و جلوگیری از تشعشع مستقیم نور خورشید حجاری شده اند. در کل هدف طرح کاهش مصرف انرژی در مجموعه می باشد. اسمیت در خصوص پروژه اظهار می دارد: "سایبان، سقف فتوولتائیک و ساختار برجهای خنک سازی می توانند سایه ای برای کارکنان در زمان استراحت فراهم سازند."
و در ادامه گیل می افزاید: "فلسفه ما یافتن روشی برای ساختن بناهاست. ما دقیقا به مراحل ساخت و هر چیز دیگری که می توانیم از نقطه نظر پایداری برای کمک به این مراحل استفاده کنیم، توجه کرده ایم. ما در مفهوم و طرح ساختمان کار، خواهیم کرد."

در این مرکز، اساسا فضاها مملو از ترکیباتی جهت تولید انرژی و ذخیره آن می باشد. برای دیوارهای خارجی، اسمیت و گیل سیستم اختراعی ثبت شده خود را جهت سرمایش داخلی ساختمان بکار گرفته اند. همچنین فضاهای مجموعه، به توربین های بادی، سنسورهای تعیین کیفیت هوا، یک خنک کننده جریان حرارتی و سیستم رطوبت زدایی مجهز خواهند شد. بعلاوه به منظور ذخیره سازی انرژی، پروژه برای مصرف کمتر از 70% آب معمول مصرفی که ساختمانی با ابعاد مشابه استفاده می کند، ارزیابی شده است. هنوز بودجه ای برای این پروژه داده نشده، اما اتمام برنامه ریزی زمانی آن تا آخر 2010 است. اسمیت قبل از تاسیس موسسه خود در سال 2006 ، تقریبا 40 دهه در Skidmore، Owings & Merrill) SOM) با گیل و روبرت فاستر همکاری کرده است. اسمیت نیز مدیر طراحی برج دبی، بلندترین آسمانخراش جهان در زمان تکمیل خود، یکی از شرکا در SOM و مدیر طراحی شرکت VOA بوده است.

منبع: آرك نويز
 

a.z

عضو جدید
کاربر ممتاز
"از نظر من معماري پايدار يعني احترام به طبيعت و محيط زيست..."

معرفی 10 ساختمان برتر سبز سال 2006 - 2
مدرسه ابتدایی بن فرانکلین (Ben Franklin)، کریکلند، واشنگتن
معماران
Mahlum


معماران، این مدرسه ابتدایی 56000 فوت مربعی (5280 متر مربعی) را برای ارتباط مستقیم دانش آموزان با محیطی که در آن زندگی می کنند، طراحی کرده اند. در حقیقت مدرسه ساختار جدیدی است که برای گسترش برنامه آموزشی به خارج از فضای کلاسهای درس و افزایش آگاهیهای محیطی طراحی شده است. همسایگی مسکونی سایت با زمینهای اسب سواری، زمینهای جنگلی و ... ادغام شده و محیط طبیعی غنی و الزام برای حفاظت از مدرسه موجود در طول ساخت، منجر به ایجاد ساختار جدیدی در مرکز سایت گشته است.
ساختمان جدید، با محیط طبیعی غنی منطقه (منطقه وسیع پوشیده با درختان انبوه) در امتداد لبه شمالی سایت مدرسه پیوند برقرار نموده و بالهای کلاس دو طبقه در راه رسیدن به جنگل و ارتباط بصری دانش آموزان با طبیعت، نظیر انگشتان دست به هم می رسند. ما بین این دو بال، حیاطهای میانی با گیاهان بومی و مسیر آب مستقیم که از آب حاصل از بارندگی آبیاری می شوند، بعنوان کلاسهای درس بیرونی عمل می کنند.
با تصدیق این امر که نور روز و کیفیت هوای داخلی تأثیر بسیار مثبت بر کارایی دانش آموزان دارد، معماران برای به حداکثر رساندن میزان کارایی از این طریق بسیار کوشیده اند، بطوریکه کلاسها تماماً از نور طبیعی روز و تهویه طبیعی برخوردار بوده و این ویژگیهای فضایی موجب کاهش مصرف انرژی نیز می گردند.


مرکز علوم دادگاهی فیلادلفیا
معماران
Croxton Collaborative

این مرکز علوم دادگاهی جدید برای اداره پلیس فیلادلفیا طراحی شده و هم مرکز پزشکی قانونی و هم پروژه ای برای نشان دادن طراحی سبز است. برنامه طراحی شامل ایجاد واحد اسلحه، با یک میدان تیراندازی برای تجزیه و تحلیل مسیر گلوله (علم بالیستیک)، واحد صحنه سازی جرم برای جمع آوری اسناد و مدارک و آزمایشگاههای شیمی، جرم شناسی وDNA می باشد.
معماران، ویژگیهای پایداری زیادی را در ساختمان دخیل کرده اند که از آن جمله:
تفکیک فضاها و هزینه ها به منظور ایجاد 100 درصد تهویه طبیعی فضاها و به حداقل رساندن هزینه های تهویه مکانیکی، پوشش پیشرفته ساختمان با ایزولاسیون بسیار عالی، مصالح سبز یا بعبارتی" پاک" جهت افزایش کیفیت هوای داخلی مجموعه ، نور روز عمیق و مناسب که از بدست آمده از موقعیت و ترتیب مناسب سقف، فتوولتائیک های بام تامین کننده 15 کیلووات الکتریسیته و امکان دسترسی اولیه خارج از آزمایشگاهها به تمام تاسیسات و سیستم های مکانیکی، کاشت محوطه با استفاده ازآب باران و کاهش ورود این آب به فاضلاب شهری می باشند.



بازسازی
Motherhouse ،مونرو، میشیگان
Susan Maxman و شرکا


این طرح بخشی از حرکت خواهران روحانی است که هدف از آن، ارتقاء و بهبود امکانات مجموعه قدیمی موجود به سمت استانداردهای اکولوژیکی قرن 21 می باشد. بدین منظور آنها از تیم طراحی، کاری تیمی و هدفمند در راستای تعیین بهترین مسیر، برای رسیدن به پایداری اکولوژیکی (بوم شناختی) قرن 21 ام را در سایت 280 آکری (113 هکتار) خود در میشیگان جنوبی خواستار شدند. بدلیل اینکه بسیاری از ساختمانهای دهه 1930 در ملک آنها ارزش تاریخی دارند، بنابراین هر پیشنهاد نوسازی نیازمند بررسی اداره حفاظت تاریخی منطقه می بود. ساختمان پیشین در حقیقت برای زندگی خوابگاهی خواهران جوان در نظر گرفته شده بود، از طرفی دیگر هیچگونه تدابیری برای خواهران سالخورده در مجموعه سابق پیش بینی نگشته بود. بنابراین تیم طراحی با چالشی برنامه گرا، مجموعه را با 380000 فوت مربع در جهت رسیدن به
اهداف حفاظت و پایداری و با دخالت نور طبیعی، چشم اندازها و تهویه طبیعی طراحی نمود. بطوریکه نور روز و یک سیستم گرمایش و سرمایش زمینی برای به وقوع پیوستن پیش بینی کاهش 20درصدی مصرف انرژی همکاری نموده و تمامی آب دوشها و روشویی ها برای استفاده مجدد در سیفون دستشوییها جمع آوری می شود. حتی مصالح نیز برای دوام و پاسخگویی محیطیشان انتخاب گشته اند. علاوه بر این، تیم طراحی با تمرکز قوی بر طبیعت و سایت اطراف، موفق به تبدیل این دیر قدیمی تیره و دلتنگ به خانه ای گرم و دوستانه برای ساکنین گردید. اکنون خواهران روحانی این مجموعه را مکانی برای تعلیم عموم مردم درباره موضوعات محیطی می دانند.

مدرسه پرستاری و مرکز دانشجویی دانشگاه علوم بهداشتی تگزاس، هوستون
معماران
BNIM


این ساختمان جدید، مدلی آموزشی از نیکی، آسایش، انعطاف پذیری، نظارت محیطی و پاسخگویی مالی را نشان می دهد که در آن دانشگاه مسیری هدفمند با تغییر نحوه استفاده از امکانات برای کاهش مصرف انرژی، آلودگی شیمیایی، عولمل پاک کننده، آب آشامیدنی و سایر منابع، آغاز نموده است. پیش بینی می شود که این ساختمان 41 درصد انرژی کمتری در قیاس با ساختمانهای متداول دیگر مصرف نماید. در هر کدام از چهار نمای مجموعه و نیز پشت بام بنا، روش بی نظیری را برای جذب نور روز و دفع گرمای ناخواسته اتخاذ شده است. عناصر ساختمانی قابل انعطاف نظیر جداکننده های متحرک، اجازه تجدید نظر در طراحی داخلی را در طی پروسه های طراحی فراهم می آورند و مصالح بنا نیز شامل آجر، چوب سرو، پانلهای آلومینیومی تجدیدپذیر و فولاد سازه ای و بتن می باشند. در حقیقت ساختمان به عنوان ساختاری برای آموزش تخصصی سلامتی و بهداشتی، بصورت یک محیط داخلی سالم طراحی شده است، بطوریکه تمامی فضاها دارای بازشوهای قابل تنظیم، چشم اندازهای رو به بیرون و نور طبیعی روز می باشند.حتی اتاقهای جلسه داخلی و فضاهای کار نیز به سوی سه آتریوم که نور روز کنترل شده تامین می کنند، باز می شوند. ¾ از مصالح ساختمانی زائد حین تخریب و ساخت بنا نیز بازیافت و یا دوباره استفاده شده اند.







منبع : آرک نویز
 

a.z

عضو جدید
کاربر ممتاز
معماری پایدار از دیدگاه سه تن از معماران معاصر

معماری پایدار از دیدگاه سه تن از معماران معاصر

معماری پایدار از دیدگاه سه تن از معماران معاصر

Sustainable Architecture In Overwiew Of Three Contemporary Architects.

رشد بی رویه جمعیت کره ی زمین باعث بروز مسائلی همچون تخریب جنگل ها ، انقراض گونه های گیاهی ، مصرف بی رویه ی انرژی ، گرم شدن کره ی زمین و ... شده است . در دو قرن اخیر اقداماتی برای حفظ محیط زیست و نجات کره ی خاکی صورت پذیرفت . جاییکه توسعه ی پایدار[1] کم کم مفهوم خود را می یافت ؛ برای جلوگیری از بروز مشکلاتی همچون نابودی منابع طبیعی ، تخریب اکوسیستم[2] ها ، آلودگی و ... ، راه حل هایی در مقابل الگوهای سنتی کالبدی ، اجتماعی و اقتصادی ارائه شد که مفهوم توسعه ی پایدار از آن برداشت می شود .
بعنوان تعریف می توان سخن از توسعه ای را به میان آورد که بتواند نیازهای کنونی را بدون از دست دادن توانایی های نسل های آینده در رفع نیازهایشان ، تامین کند و در بلندمدت ، سلامت انسان و نظام های اکولوژیکی را بهبود بخشد . سرمایه گذاری بطور کافی در زمینه ی بهداشت ، آموزش ، جمعیت و انرژی از اهداف توسعه ی پایدار است بطوریکه برای نسل های آینده ، بدهی اجتماعی بوجود نیاید .
از آنجاییکه صنعت دوم جهان پس از کشاورزی ، ساختمان سازی است ، مفهوم توسعه ی پایدار در قالب معماری و شهرسازی نیز متجلی شد . در حقیقت این ساختمان ها هستند که آسیب های اصلی به کره ی زمین می رسانند . دود ایجاد شده توسط کارخانه های مصالح سازی در کلانشهرها ، در مقایسه با آلایندگی اتومبیل ها ، درصد بیشتری از آلودگی هوا را به خود اختصاص می دهد . ایده ها و اقدامات مطرح شده در این عرصه با گسترش عمودی شهرها ، افزایش طول عمر ساختمان ها با استفاده از فن آوری جدید و استفاده از مصالحی که انرژی کمتری را در هنگام سوخت مصرف می کنند ، وارد مرحله ی تازه ای شد .
پیشینه ی معماری پایدار و نهضت حفظ محیط زیست به قرن نوزدهم بر می گردد . پیشگامان نهضت معماری پایدار ؛ جان راسکین[3] ، ویلیام موریس[4] اند . اصول این معماری نظیر توجه به محیط زیست از طریق حفظ انرژی ، کاهش استفاده از منابع جدید مصالح ساختمانی ، هماهنگی ساختمان با اقلیم ، هماهنگی بنا با سایت ، برآوردن نیازهای ساکنین و ...که در بیانیه های مختلفی از آن یاد شده است تاکنون نیز مورد استفاده معماران طبیعت دوست قرار می گیرد .
از معماران معاصری که سوابق پرافتخاری در عرصه معماری سبز و معماری پایدار دارند می توان به معمار فقید ایرانی ؛ نادر خلیلی ، معمار فقید مصری ؛ حسن فتحی[5] ، و از معماران در قید حیات معمار انگلیسی ؛ نورمن فاستر[6] ، معمار اهل جمهوری چک ؛ یان کاپلیکی[7] و معمار مالزیایی ؛ کنت یینگ[8] اشاره نمود .
مقایسه ی دیدگاه های سه معمار اخیر ؛ نورمن فاستر ، یان کاپلیکی و کنت یینگ ، پیرامون مفاهیم معماری پایدار جالب توجه است :
نظر این سه معمار درباره ی « تعریف معماری پایدار » ؛
نورمن فاستر معتقد به بیشتر کار کردن و استفاده کردن از کمترین امکانات است و عنوان می نماید که باید به جای استفاده از منابع مکانیکی ، از منابع سوختی روبه زوال و تجدیدشونده استفاده شود .
یان کاپلیکی معتقد است که بیشتر از 80 درصد انرژی می تواند توسط ساختمان ها تامین شود . بطور مثال ممکن است انرژی در ساعت های شب به شبکه الکتریسیته ساختمان بازگردانده شود . توجه به انرژی در سازه ی ساختمان نیز از ایده های وی است.
کنت یینگ معتقد است که سازندگان باید مصالح ساختمانی را با کمترین انرژی مصرف کنند بطوریکه کمترین فضا را هم اشغال نماید .
این سه معمار درباره ی « دلایل موفقیت ساختمان ها در قرن سبز » معتقدند ؛
نورمن فاستر معتقد است که ساختمان باید از حداقل انرژی استفاده کند یا انرژی را از سوخت های تجدیدشونده مثل روغن گیاهی و خورشید بدست آورد .
یان کاپلیکی معتقد است که هنوز هیچ ساختمان سبز حقیقی ساخته نشده است .
کنت یینگ معتقد به فشرده کردن لایه ها در سیستم های طبیعی با کمترین تماس تخریبی است .
آنها درباره ی « استفاده از طبیعت بعنوان راهنما » معتقدند ؛
نورمن فاستر معتقد است که بناها با توجه به سنت های بومی مناطق ساخته شوند ؛ بطور مثال برای ساخت بنا در مناطقی که چوب زیاد است از الوار بیشتر استفاده شود .
یان کاپلیکی از خانه ی موریانه ها یاد می کند که دارای دولایه تهویه ی طبیعی و روشنایی است و هنوز در ساخت بشر نمونه ی مشابه آن یافت نشده است . وی معتقد است که ساختار از نظر وزنی سبک تر و از نظر استحکام محکم تر از ساختارهای ساخته شده بدست بشر هستند و برای ساخت باید از این الگوی طبیعی بهره جست .
کنت یینگ معتقد است که در سیستم های ساختمانی باید از اکوسیستم الهام گرفته شده از طبیعت پیروی شود .



مآخذ :

http://aktualne.centrum.cz/domaci/spolecnost/clanek.phtml?id=521654
www.archinect.com
www.ihned.cz
www.stavba.tvujdum.cz
برای مشاهده ی تصاویر اینجا کلیک کنید.
 
آخرین ویرایش:
بالا