یک جمله برای او که دوستش داشتید/دارید:

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
..
به خانه می رفت
با کیف و کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی؟
مادرش پرسید
دعوا کردی باز
پدرش گفت
و برادرش کیفش را زیر و رو می کرد
به دنبال آنچه که در دل پنهان کرده بود
مادربزرگ چیزی نگفت
تنها او بود که گل سرخی را لای کتاب مچاله هندسه اش دیده بود و خندیده بود
 

Similar threads

بالا