گفتگوها و گفتمان‌های مهندسان شیمی

malina

عضو جدید
کاربر ممتاز
 

manochehri_s

عضو جدید
کاربر ممتاز

manochehri_s

عضو جدید
کاربر ممتاز
رنگ وروشو نیگاه...همینه که تهنایی دیگه ازبس خجالتی هستی دخمر.....
آره خیرسرم دانشجوی ارشدم ولی درس مرس تعطیل....
:redface:خب هرچی قسمت باشه.خدا صلاح بدونه همون میشه.
خیلی خوبه.خوش به حالت.ایشاله که موفق باشی.من مثلا شرکت کردم که بخونم برای ارشد ولی هنوز شروع نکردم:D
 

vida90

عضو جدید
کاربر ممتاز
:redface:خب هرچی قسمت باشه.خدا صلاح بدونه همون میشه.
خیلی خوبه.خوش به حالت.ایشاله که موفق باشی.من مثلا شرکت کردم که بخونم برای ارشد ولی هنوز شروع نکردم:D

ای کلک پس خبراییه...........
نه بابا ارشد خوندن کجاش خوشبحال داره سارایی....کارکردن خوشبحال داره تواین دوره زمونه.....
 

manochehri_s

عضو جدید
کاربر ممتاز
ای کلک پس خبراییه...........
نه بابا ارشد خوندن کجاش خوشبحال داره سارایی....کارکردن خوشبحال داره تواین دوره زمونه.....
اتفاقا خیلی هم خوش به حال داره.من پشیمونم که چرا ارشد نخوندم.تا اونجایی که میتونی ادامه بده.تجربه ام اینو میگه.سنت بره بالاتر یه کمی سخت میشه.به سن من برسی متوجه میشی.
 

vida90

عضو جدید
کاربر ممتاز
اتفاقا خیلی هم خوش به حال داره.من پشیمونم که چرا ارشد نخوندم.تا اونجایی که میتونی ادامه بده.تجربه ام اینو میگه.سنت بره بالاتر یه کمی سخت میشه.به سن من برسی متوجه میشی.

سارایی همه که نباید ادامه تحصیل بدن
به نظرم موفقیت تو درس زمانی معنی داره که باعلاقه وانگیزه بری جلو
منی که ندونم میرم سرکاریانه خب انگیزم نمیاد باجدیت بخونم
ولی تویی که میری سرکاربهت حق میدم دلت ادامه تحصیل بخواد
 

elnaz0020

عضو جدید
کاربر ممتاز
تی ام بکس


خانوم میزنی کدوم شامپو..چه موهات پریشونه مثل نامجو...:w31:
 

elnaz0020

عضو جدید
کاربر ممتاز
امتحانی دارم خیلی سخته چیکار کنم ازدستش ....تقلب کردنش سختتره کاشکی میشد نبودش
ای خدا چیکار کنم چجوری حلش کنم...

وای چه کنم وای چه کنم :)
 

manochehri_s

عضو جدید
کاربر ممتاز
سارایی همه که نباید ادامه تحصیل بدن
به نظرم موفقیت تو درس زمانی معنی داره که باعلاقه وانگیزه بری جلو
منی که ندونم میرم سرکاریانه خب انگیزم نمیاد باجدیت بخونم
ولی تویی که میری سرکاربهت حق میدم دلت ادامه تحصیل بخواد
:redface:....

باشه برو
فک کنم داره دزد وپلیسو نشون میده
تی وی کم نیگاه میکنم.دزدو پلیس شنیدم جالبه ولی تاحالا یه بار هم نیگاه نکردم.:redface:
 

sana.68

عضو جدید
به ساعت نگاه مي كنم:
حدود سه نصفه شب است
چشم مي بندم تا مبادا چشمانت را از ياد برده باشم
و طبق عادت كنار پنجره مي روم
سوسوي چند چراغ مهربان
وسايه هاي كشدار شبگردانه خميده
و خاكستري گسترده بر حاشيه ها
و صداي هيجان انگيز چند سگ
و بانگ آسماني چند خروس
از شوق به هوا مي پرم چون كودكي ام
و خوشحال كه هنوز
معماي سبز رودخانه از دور
برايم حل نشده است
آري!از شوق به هوا مي پرم
و خوب مي دانم
سالهاست كه مرده ام
 

sana.68

عضو جدید
كودكي ها
به خانه مي رفت
با كيف
و با كلاهي كه بر هوا بود
چيزي دزديدي ؟
- مادرش پرسيد -
دعوا كردي باز؟
- پدرش گفت -
و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد
به دنبال آن چيز
كه در دل پنهان كرده بود
تنها مادربزرگش ديد
گل سرخي را در دست فشرده كتاب هندسه اش
و خنديده بود
:gol:
 
بالا