بعضی ها هستن افتخار نمیدنا!

یک شعر تقدیم به استقلالی های آسیایی کنیم بعدشم الفرار
کيسه کِش گر آسيا روﯾاﯼ توست ***بازﯼ با توپهاﯼ آن دنياﯼ توست
کيسه کش آن خوشگلک فرهاد توست*** آنکه بازﯼ ميکند با زور قُرص
خود فروخته بَهرِ شيخان عرب*** تيم ملي را نشد هرگز عَدَد
کيسه کش فرمانده ات لُمپَن امير *** مافياﯾﯽ مي بَرَد از عصرِ دﯾر
کُلُّهم لَب وا کند ﯾک سوتي است *** خارج از اﯾران به توﯼِ قوطﯽ است
سرپرست تيمِ تو آن ماجديست*** آنکه داروﯼِ علاجش واجبيست
بازﯾکن تيمها را مﯽ خَرَد *** زﯾرميزﯼ بَهرِ داور مﯽ برد
آن مدﯾر تيم تو حاجي فَتٌل ***دکترا جعل کرده اين مرد دَغَل
فِرمُژه کار است و کيوکس شناس *** سيکل هم هرگز ندارد حُقّه باز
کيسه کش گر آسيا روﯾاﯼ توست ***بازﯼ با توپهاﯼ آن دنياﯼ توست
شامپيون ليگ ، کيسه کش داني که چيست؟ *** ﯾا که اکنون کرده اﯼ تُمبان تو خيس؟
شهرﯾار آنجا درخشد در جهان *** داش علﯽ دريبل زَنَد آث مﯿﻼن
شاه کيا آنجا بتازد بر ﯾُووِه ***هاشميان سر زند با توپِ آن
الغَرض از آسيا آن برتر است ***
پرسپوليس اين تاج را بَد سرور است
تا اَبَد اين نَنگ همراهِ تو اَست ***
شيش تاﯼ پنجاه و دو نام تو اَست