anjam.vazife
عضو جدید
لطفا نظرتونو بگین و اگه لازم بود توضیح بدین ممنون
22222222222222222222222222خیلی...چون فکر میکنم هیچی تو زندگیم کم ندارم لا اقل فعلا....فقط بعضی وقتا دلم واسه خونوادم تنگ میشه....
نمیدونم چرا تا میخوام یکم شادی رو احساس کنم خدا کاسه کوسه رو به هم میریزه !لطفا نظرتونو بگین و اگه لازم بود توضیح بدین ممنون
22222222222222222222222222
اه.....................تو این تا پیک هر کس داره احساسشو میگه.
احساسی که اغلب مواقع داره.پس فکر نمیکنم نیازی به تو ضیح داشته باشه.
من خودم خیلی کم پیش میاد شاد باشم برخلاف نظر همه که فکر میکنن من دختر خیلی شادی هستم.
من این حرفها رو توی یه تاپیک دیگه زدم....میخوام بگم چرا احساس شادی نمیکنم
چون هیچ وقت احساس نکردم از استعدادها و پتانسیلی که دارم تونستم استفاده بکنم.. یعنی در واقع انگار احتیاجی به من و انژی جوونیم نبود....همیشه خواستن عمرمون رو بابت چیزهایی مثه درس....حفظ فرمول....استرس کنکور تلف کنیم...چه تو مدرسه....چه تو دانشگاه...
همیشه سعی کردم با تلاش و پشتکاری که دارم...زندگی که توش احساس شادی میکنم...احساس میکنم مفیدم.... رو بسازم
حالا بعد سالها درس خوندن....بعد سالها تلاش......الان که وقت استفاده از چیزهایی هست که یه عمر حفظ کردیم و خوندیم....هیچ جایی واسه من و امثال من نیست
همه اینا رو گفتم فقط فشار بود
تفریحات صفر
شادی یعنی حس لذت از زنده بودن.... لذت از مفید بودن.....حس تفاوت بودن یا نبودنت تو جامعه و منی که هیچ امیدی به بهتر شدن ندارم منی که هیچ لذتی از بودن خودم نمی برم نمیتونم شاد باشم
گفتم ناشکر نیستم. بخاطر چیزایی که دارم خدا رو شکر میکنم بخاطر چیزایی مثل خونواده.....مثل سلامتی...ولی شاد نیستم...نمیتونم خودمو گول بزنم.....
نگید من افسرده م.....چشمتونو باز کنین
و ببینین روزانه چند نفر با نا امیدی از ایران میرن....از جوونای هم سن خودم...تا مهندسین و کارشناسای هم سن پدرم.....به این امید میرن که اونجا برای تلاش...پشتکار...علم .....استعداد و وجودشون ارزش قائل باشن...
احسنت مهندس جاندوست عزیز بهتر بود قبل از زدن این تاپیک یه تعریف دقیق از شاد بودن میگفتی. شادی معنایی فراتر از اون چیزی داره که خیلی ها امروز درک کردن، شادی این نیست که بری فلان پارتی ، فردا با دوستت بری سوپر استار ، یه هفته بزن به کوب راه بندازی، نمیخوام بگم اینا لازم نیست، ولی در خیلی موارد با اینکه اینا رو تو زندگی داریم ولی اصلا آدم شادی نیستیم،
من خودم جدیدا مطالعاتی در این زمینه داشتم ولی اطلاعاتم در حدی نیست که به خودم اجازه بدم تعریف دقیقی از شادی رو اینجا بگم، اگه در این زمینه شناخت راه های شاد زیستن اطلاعات دقیقی دارید، در اختیار بقیه هم بذارید.
شاد و موفق باشید.![]()
عزیز دل جان برادر : شما اون 30 یا چهل روز عزاداری رو با اون 30 40 روز عزاداری برا فوت نزدیکانو که میشه حد اکثر 60 روز رو از 360 روز سال کم کنید میمونه 300 روز شما اوضاعتون تو این 300 روز چطورهمن نمیتونم دروغ بگم که همیشه انسان شادی هستم
خوبه ما ببینیم شادی رو چی تعریف میکنیم
اگر انسان مثلا بخواد تو مراسم عزا شاد باشه .........اصلا میشه
یا فلان مصیبتی برای اقوامش افتاده باشه .......مثلا فلانی سرطان گرفته باشه ........ میشه جلوی او شاد بود
گفتم تا تعریف شادی در این تاپیک چی باشه
قرار نیست کسی تو زمان مرگ عزیزش شاد باشه قرارن نیست تمام سالو و حتی سالیان و حتی قرن ها بعد اونو عزادار باشه براش اینها جزو اثتثناها هستش که اصلا جزو امار نمیشناتفاق بنده گزینه دوم رو زدم
به این معنی که شادی رو موقع خودش میدونم ......... غمگینی رو موقع خودش
فکر کنم با کمال احترام به استارتر نظرسنجی باطل شد ........... چون در مورد گزینه ها توضیح درخوری داده نشده بود
در ضمن به نظر من اصلا نمیشه برای این مسئله گزینه تعریف کرد
چون شادیهای افراد با هم متفاوته
عزیزیعزیز دل جان برادر : شما اون 30 یا چهل روز عزاداری رو با اون 30 40 روز عزاداری برا فوت نزدیکانو که میشه حد اکثر 60 روز رو از 360 روز سال کم کنید میمونه 300 روز شما اوضاعتون تو این 300 روز چطوره
قرار نیست کسی تو زمان مرگ عزیزش شاد باشه قرارن نیست تمام سالو و حتی سالیان و حتی قرن ها بعد اونو عزادار باشه براش اینها جزو اثتثناها هستش که اصلا جزو امار نمیشن
گزینه سوم معنیش این نیست که وقتی منی که مادرم فوت کردن سر جسدش شاد و خندون باشم بخندم اینجوری هه هه هه هه
عزیزی
تو اون سیصد روز تنها خدا میدونه چه اتفاقاتی قراره بیفته ....... ولی من سعی میکنم همیشه مثبت ببینم و مثبت بیندیشم
گزینه سوم شما قشنگ یعنی شادی همه جوره ........افرادی هم که زدن دقت نکردن
انتقاد کنم ازتون . دی
خوب بود همون اول تعریف شادی رو در پست اول تاپیک از دیدگاهتون میزدین
و گزینه ها رو واکاوی میکردین
الآن متاسفانه حرفها زمانی داره زده میشه که صفحه دوم تاپیکه و با تجربه ای که من تو این چند سال بدس اوردم اکثر افراد فقط پست اول رو میخونن
خواستین لینک اون تاپیک رو خصوصی در اختیارتون قرار میدم تا متوجه این قضیه بشین
حالا شما اون لحظه تو زندون یا پاس کرن چک برگشتی یا پرداخت قسط باشین در حالی که خودتون و خانوادتون شام چیزی نداشته باشن بخورین باز شادین من خودم تمام لحظه هام همینه یک میلیون و اندی شهریه همیشه تو فکر پرداختشم با شکم گرسنه چقدر میتونی شاد باشی یک هفته بعد اون حال راه رفتنو نداری چه برسه بختدی لبخند بزنی و .... میدونی خط فقر یعنی چی یعنی همون خطی که کنار خط شادی قرار دارهظاهرا کسی این جا تعریفی از شاد بودن نداره و اون 11:54 درصدی که به " من آدم شادی هستم " رای دادن فقط از سر بر ملا شدن حقایق بوده!
من یه تعریف از شادی میارم ببینم کی میتونه کامل کنه!
شادی یعنی در لحظه زندگی کردن.
کی میتونه اینو نقد کنه؟!
باعث و بانی همه این ها خودمونیم قبل از اینکه بخوایم این مملکت رو مقصر بدونیم... درسته مملکت دست ما رو از خیلی چیزا کوتاه کرده ولی ربط مستقیم به شادی و شاد زیستن نداره...برای منهم جالبه که تا الان از 26 نفری که در نظرسنجی شرکت کردند فقط 3 نفر به گزینه ( من ادم شادی هستم )رای دادند !!
عجب ملت شادی هستیم ما !!![]()
خوب اگه شما فکر میکنی وقتی تو زندونی باید مدام حرص بخوری و خودتو داغون کنی بور خودتو داغون کن ، ولی من میگم کسی که تو زندانه میتونه شاد زندگی کنه.حالا شما اون لحظه تو زندون یا پاس کرن چک برگشتی یا پرداخت قسط باشین در حالی که خودتون و خانوادتون شام چیزی نداشته باشن بخورین باز شادین من خودم تمام لحظه هام همینه یک میلیون و اندی شهریه همیشه تو فکر پرداختشم با شکم گرسنه چقدر میتونی شاد باشی یک هفته بعد اون حال راه رفتنو نداری چه برسه بختدی لبخند بزنی و .... میدونی خط فقر یعنی چی یعنی همون خطی که کنار خط شادی قرار داره
باعث و بانی همه این ها خودمونیم قبل از اینکه بخوایم این مملکت رو مقصر بدونیم... درسته مملکت دست ما رو از خیلی چیزا کوتاه کرده ولی ربط مستقیم به شادی و شاد زیستن نداره...
حالا هی شما بیا بگو مملکته داریم... همینم تاثیر میذاره رو ضمیر ناخوداگات و باعث میشه احساس شاد بودن نداشته باشی.
خوب اگه شما فکر میکنی وقتی تو زندونی باید مدام حرص بخوری و خودتو داغون کنی بور خودتو داغون کن ، ولی من میگم کسی که تو زندانه میتونه شاد زندگی کنه میتونه نمونه و مصداقش چندین بار تو فیلما و داستان های واقعی دیدیم کسایی که تحت فشار زیاد زندگی کردن با مدیریت بر اون لحظه و شادی به واسطه این که میدونستن روز خوبی در پیش دارند و میلیونر شدن و به موفقیتای زیادی رسیدن.
من گفتم که شادی یعنی در لحظه زیستن شما همون مثال شخصی که کلی بدهکاری بالا آورده یا چکش برگشت خورده رو در نظر بگیر ، اگه خودشو داغون کنه به جایی میرسه؟ میتونه قرضاشو صاف کنه؟ جز اینکه داره زندگی شاد رو از خودش سلب میکنه.مگه میشه روح ، فکر و احساس نداشته باشی... یعنی میگین شادی فقط یه حس درونیه، بدون هیچ عاملی در بیرون...!!
عجب حالا طرف حبس عبد خورده باشه یا حکم اعدام !!!عزیزم تو لحضله زندگی کردن اسمش روشه یعنی فقط اون لحظه شاد بودن لحظه بعد که طلبکار یقتو گرفت هر هر میزنی زیر خنده حالا فک کن مدام از اون مشکلات داشته باشی من خودم شخصا حاضرم فقط تو زندون زندگی کنم و هیچ مشکل دیگه تو زندگیم نداشته باشم اون موقع تا دلت بخواد میزنم و میرقصم ولی اگه اونجا باشی و فکر زنت باشی که چطور میخواد نون شبشو در بیاره چی؟؟؟خوب اگه شما فکر میکنی وقتی تو زندونی باید مدام حرص بخوری و خودتو داغون کنی بور خودتو داغون کن ، ولی من میگم کسی که تو زندانه میتونه شاد زندگی کنه.
نمونه و مصداقش چندین بار تو فیلما و داستان های واقعی دیدیم.
کسانی بودن که تحت فشار زیاد زندگی کردن با مدیریت بر اون لحظه و شادی به واسطه این که میدونستن روز خوبی در پیش دارند و میلیونر شدن و به موفقیتای زیادی رسیدن.