این سوتی یکی از دوستهام در زمان دانشجوییه:
یه روز رفته بود توالت و وقتی از توالت اومد بیرون دید همه دارن یه جوری نگاهش میکنند، اونم یه دستی به مانتوش زد و دید همه چی اوکیه، پس به راهش ادامه داد، یه مسیری رو حدودا 2،3 دقیقه رفت و دید هر کسی اون اطراف هست دارن نگاهش میکنند، اینم دیگه فهمید یه چیزی شده، پایین رو نگاه کرد و دید واویلا


وقتی رفته بود توالت، پاچههای شلوارش رو به سمت بالا تا زده بود که نگیره به زمین توالت و کثیف نشه، دیگه بعدش یادش رفته بود که درستش کنه


یه روز رفته بود توالت و وقتی از توالت اومد بیرون دید همه دارن یه جوری نگاهش میکنند، اونم یه دستی به مانتوش زد و دید همه چی اوکیه، پس به راهش ادامه داد، یه مسیری رو حدودا 2،3 دقیقه رفت و دید هر کسی اون اطراف هست دارن نگاهش میکنند، اینم دیگه فهمید یه چیزی شده، پایین رو نگاه کرد و دید واویلا
وقتی رفته بود توالت، پاچههای شلوارش رو به سمت بالا تا زده بود که نگیره به زمین توالت و کثیف نشه، دیگه بعدش یادش رفته بود که درستش کنه