هر کی سوتی داده تعریف کنه!

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
این سوتی یکی از دوستهام در زمان دانشجوییه:
یه روز رفته بود توالت و وقتی از توالت اومد بیرون دید همه دارن یه جوری نگاهش میکنند، اونم یه دستی به مانتوش زد و دید همه چی اوکیه، پس به راهش ادامه داد، یه مسیری رو حدودا 2،3 دقیقه رفت و دید هر کسی اون اطراف هست دارن نگاهش میکنند، اینم دیگه فهمید یه چیزی شده، پایین رو نگاه کرد و دید واویلا😂😂😂
وقتی رفته بود توالت، پاچه‌های شلوارش رو به سمت بالا تا زده بود که نگیره به زمین توالت و کثیف نشه، دیگه بعدش یادش رفته بود که درستش کنه😂😂😂
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
برای غربالگری هفته‌ی 18ام پسرم رفته بودیم سونوگرافی، توی اون هفته همه‌ی اندام‌های جنین تشکیل شده، دکتر داشت جز به جز همه‌جا رو نگاه میکرد و اطلاعاتش رو به دستیارش میگفت که بنویسه، منم از روی مونیتور جلوم داشتم نگاه میکردم، دکتر رسید به دنده‌های جنین که من یهو گفتم، اااااا اینم دندون‌هاشه؟:surprised::surprised:
همون لحظه خودم فهمیدم که چی گفتم و شوکه شدم و با دکتر چشم تو چشم شدم و دیدم اونم داره اینجوری:surprised: نگام میکنه، یهو با هم ترکیدیم از خنده:w15::w15:
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چند روز پیش با پسرم رفتیم نونوایی من زودتر از مغازه اومدم بیرون رفتم سمت ماشین هی دستگیره و میکشم باز نمیشه ،شیشه هم دودی هر چی نگاه میکنم داخل ماشین که چرا دخترم قفل کرده چیزی نمی بینم یهو دیدم دخترم از ماشین پشتی داره دست و پا میزنه.ماشین ها رو قاطی کرده بودم🤣🤣بعد اومدم نشستم تو ماشین دیدم ماشین جلویی ۴۰۵ بوده ماشین ما پارس حالا چرا متوجه نشدم نمی‌دونم🤣🤣
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
چند روز پیش با پسرم رفتیم نونوایی من زودتر از مغازه اومدم بیرون رفتم سمت ماشین هی دستگیره و میکشم باز نمیشه ،شیشه هم دودی هر چی نگاه میکنم داخل ماشین که چرا دخترم قفل کرده چیزی نمی بینم یهو دیدم دخترم از ماشین پشتی داره دست و پا میزنه.ماشین ها رو قاطی کرده بودم🤣🤣بعد اومدم نشستم تو ماشین دیدم ماشین جلویی ۴۰۵ بوده ماشین ما پارس حالا چرا متوجه نشدم نمی‌دونم🤣🤣
حالا که سوتی ماشین رو گفتی،منم سوتی دیروزم رو بگم :D
البته از نظر خودم واقعا سوتی نبود ولی شوهرم از دیروز داره بهم میخنده و میگه هرجا بشینم تعریف میکنم براشون:w04::w25:
دیروز سر ظهر داشتم میرفتم جایی و پسرم و شوهرم خونه بودن، منم رفتم سوار ماشین شدم ولی هر کار کردم نتونستم ترمز دستی رو بخوابونم، حالا این انگشت شست( یا شاید هم شصت!) دست راستم توی اسباب کشی آسیب دید و خیلی نمیتونم بهش فشار بیارم، ترمز دستی هم انگار قفل کرده بود و دستم هم بدتر از اون قفل کرده بود و اصلا نمیتونستم ترمز رو تکون بدم. خلاصه زنگ زدم و شوهرم اومد و ترمز دستی رو خوابوند و مشکل حل شد و دیگه راحت میتونستم ترمز رو بکشم یا بخوابونم.
حالا از دیروز داره بهم میخنده و برام دست گرفته.
ولی جدا من نمیفهمم چرا داره بهم میخنده، خوب من واقعا اون لحظه هم دستم قفل کرده بود و نمیتونستم بهش فشار بیارم و هم ترمز دستی به نظر من قفل کرده بود ولی شوهرم میگفت قفل نکرده بود و تو نمیتونستی تکونش بدی:w09::w25:
 

Bahar5746

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حالا که سوتی ماشین رو گفتی،منم سوتی دیروزم رو بگم :D
البته از نظر خودم واقعا سوتی نبود ولی شوهرم از دیروز داره بهم میخنده و میگه هرجا بشینم تعریف میکنم براشون:w04::w25:
دیروز سر ظهر داشتم میرفتم جایی و پسرم و شوهرم خونه بودن، منم رفتم سوار ماشین شدم ولی هر کار کردم نتونستم ترمز دستی رو بخوابونم، حالا این انگشت شست( یا شاید هم شصت!) دست راستم توی اسباب کشی آسیب دید و خیلی نمیتونم بهش فشار بیارم، ترمز دستی هم انگار قفل کرده بود و دستم هم بدتر از اون قفل کرده بود و اصلا نمیتونستم ترمز رو تکون بدم. خلاصه زنگ زدم و شوهرم اومد و ترمز دستی رو خوابوند و مشکل حل شد و دیگه راحت میتونستم ترمز رو بکشم یا بخوابونم.
حالا از دیروز داره بهم میخنده و برام دست گرفته.
ولی جدا من نمیفهمم چرا داره بهم میخنده، خوب من واقعا اون لحظه هم دستم قفل کرده بود و نمیتونستم بهش فشار بیارم و هم ترمز دستی به نظر من قفل کرده بود ولی شوهرم میگفت قفل نکرده بود و تو نمیتونستی تکونش بدی:w09::w25:
گاهی واقعا پیش میاد حتی نمیشه یه کار ساده رو درست انجام داد .من بخاطر مشکل گردن که دارم گاهی ناخودآگاه یه وسیله از دستم میفته شاید از نظر بقیه عجیب باشه اما خودم می‌دونم علتش چیه
 

♥@SH!M♥

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
رفتیم یجا مراسم ختم موقع خدافظی رو کردم به صاحب عزا گفتم «تسلیت میگم ایشالا روز آخرتون باشه»:confused:یهو دااااغ کردم مث تیری ک از کمان در رفته باشه دیگ دیدم کاریش نمیشه کرد از همه چی بدتر خنده مم گرفته بود سریع سرمو‌انداختم‌پایین بدون خدافظی اومدم بیرون!
هنوز ک هنوزه هروقت طرفو‌میبینم حس میکنم یجوری بهم نگاه میکنه :w15:
 

پسر بهاری

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من برای کارم گروه دارم گروه دخترانه و گروه پسرانه
معمولا بیشتر دخترای زیر ۱۳ سال با شماره مادرشون هستند یا خود مادراشونم عضومونن
توی گروه داشتم برای ی دختر خانم توضیح میدادم که فائزه جان اینکار رو کن
نه عزیزم اینکارت اشتباهه
نه ببین فائزه جان باید اینکار رو کنی
فائزه تو خیلی باهوشی
آفرین فائزه و...
یهو دختره گفت عمو من آیدام فائزه اسم مامانمه :sweatdrop::ROFLMAO:😫😂😂
 

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
حالا که سوتی ماشین رو گفتی،منم سوتی دیروزم رو بگم :D
البته از نظر خودم واقعا سوتی نبود ولی شوهرم از دیروز داره بهم میخنده و میگه هرجا بشینم تعریف میکنم براشون:w04::w25:
دیروز سر ظهر داشتم میرفتم جایی و پسرم و شوهرم خونه بودن، منم رفتم سوار ماشین شدم ولی هر کار کردم نتونستم ترمز دستی رو بخوابونم، حالا این انگشت شست( یا شاید هم شصت!) دست راستم توی اسباب کشی آسیب دید و خیلی نمیتونم بهش فشار بیارم، ترمز دستی هم انگار قفل کرده بود و دستم هم بدتر از اون قفل کرده بود و اصلا نمیتونستم ترمز رو تکون بدم. خلاصه زنگ زدم و شوهرم اومد و ترمز دستی رو خوابوند و مشکل حل شد و دیگه راحت میتونستم ترمز رو بکشم یا بخوابونم.
حالا از دیروز داره بهم میخنده و برام دست گرفته.
ولی جدا من نمیفهمم چرا داره بهم میخنده، خوب من واقعا اون لحظه هم دستم قفل کرده بود و نمیتونستم بهش فشار بیارم و هم ترمز دستی به نظر من قفل کرده بود ولی شوهرم میگفت قفل نکرده بود و تو نمیتونستی تکونش بدی:w09::w25:
بایستی یکم دسته ش رو به سمت بالا میکشیدی بعدش با یه فشار خیلی کم به دکمه می‌تونستی بخوابونیش
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
بایستی یکم دسته ش رو به سمت بالا میکشیدی بعدش با یه فشار خیلی کم به دکمه می‌تونستی بخوابونیش
یه جوری میگین انگار بار اولم بود سوار ماشین میشدم :cautious:
انگشت شصتم قفل کرده بود و درد میکرد، مچ دستم هم ضعیف شده، ترمز دستی هم خیلی محکم بود، اصلا دکمه‌ش رو نمیتونستم فشار بدم.
بعدش که شوهرم اومد یه بار ترمز دستی رو خوابوند دیگه مشکلی نداشتم و اوکی شد، پس معلوم بود که واقعا مشکل از ترمز دستی بود اون لحظه و زور بیشتر میخواست که دست من تواناییش رو نداشت.
 

Mohsen 89

مدیر تالار فیزیک
مدیر تالار
کاربر ممتاز
یه جوری میگین انگار بار اولم بود سوار ماشین میشدم :cautious:
انگشت شصتم قفل کرده بود و درد میکرد، مچ دستم هم ضعیف شده، ترمز دستی هم خیلی محکم بود، اصلا دکمه‌ش رو نمیتونستم فشار بدم.
بعدش که شوهرم اومد یه بار ترمز دستی رو خوابوند دیگه مشکلی نداشتم و اوکی شد، پس معلوم بود که واقعا مشکل از ترمز دستی بود اون لحظه و زور بیشتر میخواست که دست من تواناییش رو نداشت.
آقای گرامی تون بایستی خودرو رو ببرن برای ریگلاژ ترمز دستی از رو چرخ عقب و خود اهرمش رو یکم پایین تر بیارن که نهایتا چهار پنج تا تق بیشتر صدا نده موقع تا آخر کشیدن اهرم، اونطوری هم کمتر میاد بالا و راه دست تره و هم کمتر اذیت میکنه
 

مآه

کاربر بیش فعال
رفتم خونه ی حاج خانمی...
نماز مو ک خوندم چشمم افتاد ب حُسن یوسف
گفتم میشه از عکس تون عکس بگیرم ؟
«می خواستم بگم از گل تون عکس بگیرم ؟»
یک ساعت زیر بارون بودم خیلی راه رفته بودم مخم هنگ کرده بود...

برای امروز.

1000053556.jpg
 

starone312

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یه روزی با بچه ها شرکت داشتیم میرفتیم لرستان ، به راننده گفتم اگه تو راه پمپ بنزینی چیزی دیدی نگه دار یه سرویس بهداشتی بریم
گذشت بعد چند دقیقه از کنار یه پارک رد شد رو دیوارشم بزرگ نوشته بود سرویس بهداشتی
گفتممم عههه چرا نگه نداشتی ؟؟ گفت اینجا که پمپ بنزینی نبود .... :ROFLMAO:
تاحالا هیچ وقت اینجوری قانع نشده بودم :ROFLMAO:
 

essyh2003

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یه فامیلام بعد ده سال از کانادا اومده بود خونمون با خانمش و خواهر خانمش بعد احوال پرسی و چایی خوردن گفتم چرا خانم نیومدن یهو خانمش گفت منم دیگه
بنده خدا اینقدر لاغر کرده بود و جوون شده بود من فکر کردم خواهر خانمشه
 

starone312

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
یبارم من داشتم میرفتم شرکت ، یه راننده پشت سرمون اومد یه بوق ممتد خیلی بد زد از بغلمون رد شد یکی از مسافرا گفتت اوووی عجب گاویه هااا ، بعد راننده ماهم یه بوق واسش زد
مسافره یکم سرخ شد سفید شد ، گفت آشناتون بود ؟؟راننده گفت داییمه 🤣🤣
من ترکیدم اصلا نتونستم خودمو نگه دارم جلوشون 😂
 

Similar threads

بالا