معماری با مصالحی از جنس دل

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شـعـر هـای مـرا کـسـی مـي فـهـمـد
کـه عـزيـزش يـکــ غـروبِ جـمـعـه
بـرایِ هـمـيـشـه رفـتـه اسـت . .

شـعـر هـای مـرا کـسـی مـي فـهـمـد
کـه هـر شـبِــ خـدا جـایِ خـالـی اشـ را بـغـل کـردهـ
گـريـه کـردهـ در نـبـودنـش تـبــ کـرده اسـت . .

شـعـر هـایِ مـرا کـسـی مـي فـهـمـد
کـه سـالـيـانِ سـالـ جـز شـبـحـی از خـودش
در آيـنـه چـيـز ديـگـری نـديـده اسـت ..
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
دروغ میگفتن که
دردها را بزرگ که شوید فراموش می کنید
درست این است :
زندگی ، آنقدر درد دارد که از درد نو ، درد کهنه فراموش می شود ....
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
هزاران حرف گره خورده درگلو
یک ذهن خالی از هرآنچه غیر توست
یک زبان پرازتکرار نام تو
یک دل لبریز از عشق تو
اینگونه همه چیزم را از آن خود نموده ای‎
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
نه ساعت
آغازم می کند
نه تقویم
پایانم می دهد
لحظه شمار اتفاقی هستم که نمی افتد...
" محمدعلی بهمنی"
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
چشمانم منتظرقدوم توست‎
قفل زده ام آنها را به جاده
جاده ای که به عشق دیدارتو، به گلهای وحشی رنگارنگ آذین بسته شده
و عاشقانه ‎
جای جای هرقدمت را با لبانم گلباران میکنم
بیا که من بیقرارتوام ‎
بیا که تا آمدنت خدا را رها نمیکنم ‎‎‎
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
با مداد رنگی روز آمدنت را نقاشی می کشم

جاده های رفتنت را خط خطی...

کسی برای من جز تو نیست

بودنت مثل دریایی من را دربرمیگیرد

بگو کدامین صبح میآیی؟؟؟

کدام چمدان مال توست؟؟؟

بگو کدامین روز مال من می شوی؟؟؟
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حســــــرت !یعنے رو بـﮧ رویــــــــمـ نشستـﮧ اےو باز خیســـــے چشمـــانـــمـ راآن دستمال خشکــ بے احساس پاکــ کنــــد .حســــــرت !یعنے شانـﮧ هایت ، دوش بـﮧ دوشــــــمـ باشداما نتوانـــم از دلتنگے بـﮧ آن پناه ببـــــــرم.......حســــــرت !یعنے تــــ ــــوکـﮧ در عین بـــــــــودنت داشتنتــ را آرزو مے کنــــــــم . . .
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
قاصدك! هان ، چه خبر آوردي ؟ از كجا ، وز كه خبر آوردي ؟ خوش خبر باشي ، امّا ، امّا گرد بام و درِ من بي ثمر مي گردي ، انتظار خبري نيست مرا نه ز ياري نه ز ديّار و دياري ، باري ، برو آنجا كه بُود چشمي و گوشي با كس ، برو آنجا كه تو را منتظرند ، قاصدك! در دل من همه كورند و كرند . دست بردار از اين در وطنِ خويش غريب . قاصدِ تجربه هاي همه تلخ ، با دلم مي گويد كه دروغي تو ، دروغ كه فريبي تو ، فريب . قاصدك! هان ، ولي ... آخر ... اي واي ! راستي آيا رفتي با باد ؟ با توام ، آي ! كجا رفتي ؟ آي ... ! راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟ مانده خاكسترِ گرمي ، جايي ؟ در اُجاقي ، طمع شعله نمي بندم ، خُردك شرري هست هنوز . قاصدك! ابرهاي همه عالم شب و روز در دلم مي گريند . ‹ مهدي اخوان ثالث ›
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
خوابم نمیبرد...به همه چیز فک کرده ام...بیشتر به تو...و میدانم که خوابی...وقبل از بسته شدن چشمهایتبه همه چیز فکر کرده ای جز من...منی که بی فکر تو سر نمیکنم...
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلگیر نباش ، تقصیر از خودت بود !
دسته کلید علاقه که گم شد ، باید عوض میکردی قفل تمام آرزو ها را . .
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز

ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ …ﻣﺜـﻞ ﺩﯼ , ﻣﺜـﻞ ﺑﻬﻤـــﻦ , ﻣﺜـﻞ ﺍﺳﻔﻨــــــﺪﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــﺎﻥﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩﺁﺭﺯﻭﻫـــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ ….ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــدنی ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــنی ﻏﻤﮕﯿــﻦﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ ..
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
مچاله شده ام در خودم ...با بوی سیگار و طعم تلخ چای ماندهپنجره را باز نکن !امروز دلم می خواهد غمگین باشم …!
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پشت دریا شهریست که یک دوست در آن جا دارد
هر کجا هست ، به هر فکر ، به هر کار ، به هر حال ، عزیز است خدایا تو نگهدارش باش .
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من تو را در آرامش لحظه ها جستجو خواهم کرد


در رقص ماهی هایی که دریا ندیده اند


در نگاه معصوم کودکی که نمی داند برای چه به دنیا آمده


در پرواز پرنده ای در قفس


پرنده ای که فضای قفس همه دنیای اوست


من تو را جستجو خواهم کرد


زمانی که تو را یافتم

خواهم گفت من کیستم برای چه برای که زیستم ؟
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ترنم زیبای هستی ام

برای دوست شدن

و دوست داشتن

زمان کافی نیست

مهم کشش است

و پایداری

و برای تحکیم دیوار دوستی

باید خشت های پخته محبت را

به هم پیوست

که حتی
بلاهای مصیبت زای سرنوشت هم

تخریب گر نباشند.
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
فـکر نـکن که فـرامـوشـــت کـرده ام...یـا دیـگر دوسـتـــت نـدارم !نــه !مـن فـقــــــط فهـمیـدم :وقـتی دلــــــــت بـا مـن نـیست ؛بودنـت مشـکــلـــی را حـل نـمیکـند ،تـنها دلـتـنـگتـــرم مـیکـند .
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
قاعده ها را می شکند
ساده دوست می دارد
زود می بخشد
آهسته می بوسد
و از چیزهای کوچکی که لبخند می آورند،تاسف نمی خورد !
زیرا
عشق
می داند که زندگی کوتاه است
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ...! ﺍﻭﻧﻢ ﺑﺎ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩﺕ ...! ﺑﺎﯾﺪ ﺟﺎﺕُ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ... ! ﺩﺭﺳﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻠﻮﻏﯿﺎﺷﻮﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﺸﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ! ﻭﻟﯽ ﺑﺪﻭﻥ .... ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ... ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ .... ﺑﺪ ﺟﻮﺭﯼ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻦ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﯾﺮ ﺷﺪﻩ!خیلی دیر...هه
 

Autumn girl

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
به دوست داشتن‌ات مشغولم!
همانند سربازی که سال‌هاست
در مقری متروکه،
بی‌خبر از اتمام جنگ،
نگهبانی می‌دهد
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
گاهی گمان نمی كنی ولی می شود گاهی نمی شود، كه نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود
 

R@ha1

عضو جدید
کاربر ممتاز
آن لحظه که دستهای جوانم در روشنایی روز
گلباران سلام و تبریکات دوستان نیمه رفیقم میگشت
دلم
سایه ای بود ایستاده در سرما
که شال کهنه اش را گره میزد
 

دختر بهاری

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد روح زندگی را برای خویش نگه می دارد . . .
 
بالا