کسی ترسهایم را نمیداند
میترسم از اعتماد کردن
میترسم از کلام دوستت دارمی که فقط از روی نیرنگ و فریب باشد
میترسم از ادمی که دروست و ریاکار هست
میترسم از لحظه ای که دلی شکسته تاوان دارد ولی کسی حواسش نیست
ان لحظات که دل میکشنند میخندند ولی اگر مشکلی برایشان پیش بیاد سراغ خدا را میگیرند
اخر چگونه روی ویرانه های دیگری خوشبختیت را میخواهی چطور غرور دیگری را نادیده گرفتی حق الناس خدا را پایمال کردی
اصلا حواست هست خدا گفته
حق الله را میبخشد ولی حق الناس را نه
حواست به حرفها و حرکاتت باشد
هیچ کس ویرانیم راحس نکرد
گریه پنهانیم راحس نکرد
درهجوم لحظه های بی کسی
درد بی کس ماندنم راحس نکرد
آن که با آغازمن مونس بود
لحظه پایانیم را حس نکرد