معماری با مصالحی از جنس دل

A.8

عضو جدید
کاربر ممتاز
رفتار عاشقانه ی زن را بایــد از دلتنگـیش فهمید


از شـــوق و بی تابیـش برای دیدار


از حس کودکانه اش برای آغــــــــوش


از خجالتش برای بوسـه گرفتن


زن بـی دلیل بهانه نمیگیرد


شاید بهانه ی دستانِ گرمـت را دارد


که دستانش را بگیری …..!
 

A.8

عضو جدید
کاربر ممتاز

ی وقتایی دلمون یچیزای آرومو میخواد که داشته باشیم واسه خودمون
که هر موقع دلمون تنگ شد بریم سراغش...
که هر موقع خوشحال بودیم بریم پیشش...
که تموم لحظه هامون پر کنیم با وجودش ...
.
.

ولی .....
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
درد تنهایی کشیدن
مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی‌ روی کاغذِ سفید
شاهکاری میسازد به نامِ دیوانگی…!
و من این شاهکارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم
خریده ام…
تو هر چه میخواهی‌ مرا بخوان
دیوانه
خود خواه
بی‌ احساس…….
نمیــــــــفروشــــــــــم​..!
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
آدم ها مثل کتابند برگرفته از مطالب جالب
از روی بعضی ها
باید مشق نوشت
از روی بعضی ها
باید جریمه نوشت
بعضی ها را
باید چند بار خواند تا معنی شان را فهمید …
و
بعضی ها را
باید نخوانده کنار گذاشت …
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
وقتی تمام احساس دلتنگیت را با یک “به من چه” پاسخ میگیری
“به کسی چه” که چقدر تنهایی …؟
 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
کاش می شد آدم گاهی
به اندازه‌ی نیاز، بمیرد…
بعد بلند شود
آهسته آهسته
خاک‌هایش را بتکاند
گردهایش بماند
اگر دلش خواست،
برگردد به زندگی…
دلش نخواست،
بخوابد تا ابد
کاش می‌شد گاهی آدم
به اندازه‌ی نیاز
بمیرد…!
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
من گاهی اوقات مجبورم

به آرامشِ عمیقِ سنگ حسادت کنم


چقدر خیالش آسوده است


چقدر تحملِ سکوتش طولانی‌ست....

 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
خیلی تند رفت!
کودکی هایم
با آن دوچرخه قراضه اش
کاش همیشه
پنچر می ماند…
 
  • Like
واکنش ها: A.8

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
به احترام همه ی پدرا که با همه ی بداخلاقیشون واسه بهتر زندگی کردن ما همه کار میکنن. به احترام اون پدر که کمرشو خم کرد تا بچه اش بتونه راست راست راه بره.
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بعضی وقتا باید یقه ی احساستو بگیری...
بزنی تو گوشش...
با تمام قدرت سرش داد بزنی...
بگی خفه شو....
بسه دیگه....!!!
تا الان هر چی کشیدم....
هر چقدر سوختم....
بخاطر تو بود...!!

 

(رها)

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
[FONT=Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif]آدمی که میخواهد برود ،

میرود ...

داد نمیزند که من دارم میروم ...

آدمی که رفتنش را داد میزند ؛

نمیخواهد برود ...

داد میزند که نگذارند برود ...
[/FONT]
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دل استــــــ دیگر

خســـته ميشود... بــــی حوصله میشود

از روزگار ، از آدمــــــها ، از خودشــــ ،از اينــــ قابها ، از اثباتـــــــ

از توضيحــــ ...

از کلماتی که رابطه ها را به تلخی میکشد

از اينــــــ همه مهـــربانی كردنــــــ و نا مهربانی دیدنـــــــ

سلام تصـــنعی شنيدن

از سنگـــــ صبـــور بودنـــــ و آخر همــــ مُهر سنگ بودنـــــ خوردنـــــ

از زهــــــر حرف هایی

که تا آخـــــــر عمر آدمـــــ را می آزارد ...

كــمـــــ آورده‌امــــ

خسته‌امـــــ

از اينـــــ همه خواستنـــــ ها و نشدنــــ ها

از اينـــــ كه ديگر توانـــــ قـــــــــوی ماندنـــــ نیستــــ

آرامشــــ میخواهمــــ ...

قــرار می خواهمــــ ...
 

a bahare68

عضو جدید
[FONT=arial,helvetica,sans-serif]من فقط يک غزل از تو خواسته بودم .... .... اين همه مثنوي نا سروده به چه کار دنياي خسته من مي آيد ........ من باران مي خواستم ...... تو دلت ابري هم حتي نبود ...... من بودم ......... تو نبودي …..... مثل هميشه قصه ها ........ و آنکه زير گنبد کبود قدم ميزد ........هنوزمهربان تر از همه بود ....[/FONT]
 

saba27

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
کاش کمی بی سر وصدا میرفتی..
  این جماعت دل داری بلد نیست..
              هر روز در گوشم میگویند..
                  اگر دوستت داشت نمی رفت..
                          اگر دوستت داشت نمی رفت.. 
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خدایـــــــــــا ، دخـلـَم با خرجـم نمیخواند ،

کم آورده ام ، صبری که داده بودی تمام شد ،

ولی دردم همچنان باقیست !!!

بدهکار قلبم شده ام ، میدانم شرمنده ام نمیکنی؛

باز هم صبـــــــر میخواهم...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز


این روزها
اگر خون هم گریه کنی
عمق همدردی دیگران با تو
یک کلمه است
آخـــــــــــی
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شده یه چیزی تو دلت سنگینی کنه….؟؟؟
خیلی سخته آدم کسی رو نداشته باشه…
دلش لک بزنه که با یکی درد دل کنه ولی هیچکی نباشه…
نتونه به هیچکی اعتماد کنه…
هر چی سبک سنگین کنه تا دردش رو به یکی بگه نتونه,

آخرش برسه به یه بن بست …
تک و تنها با یه دلی که هی مجبورش می کنه اونو خالی کنه …
اما راهی رو نمی بینه سرش روکه بالا می کنه آسمون رو می بینه
به اون هم نمی تونه بگه…
 

Eel aii

عضو جدید
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]اینجا حریم من است حریم قلب کوچکم![/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]قفس تنهایی من و حرف های ناگفته ام...[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]کسی دلش برایم نسوزد[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]من این قفس را دوس دارم و تنهایی ام را[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]تنهایی...[/FONT]
[FONT=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif]تنها اتفاق این روزهای من است...[/FONT]
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
زور نزن فکر کن

مردی قوی هیكل ، در چوب بری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب كار كند.
روز اول ، درخت برید ، رئیسش به او تبریك گفت و او را به ادامه كار تشویق كرد. روز بعد با انگیزه بیشتری كار كرد ، ولی 15 درخت برید.
روز سوم بیشتر كار كرد، اما فقط 10 درخت برید. به نظرش آمد كه ضعیف شده است . پیش رئیسش رفت ، غذر خواست و گفت :
"نمی دانم چرا هر چه بیشتر تلاش می كنم ، درخت كمتری می برم!"رئیس پرسید:
"آخرین بار كی تبرت را تیز كردی؟"
او گفت :
"برای این كار وقت نداشتم . تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم!"
نتیجه:
برای اینكه در دنیای رقابتی امروز ، همیشه حرفی برای گفتن داشته باشی ، باید برای به روز كردن خودت ، وقت بذاری ! و گرنه ...
 

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کسی حال مرا نمی پرسد
کسی یاد مرا نمی کند
کسی صدای مرا نمی شنود
خسته از رنگ دوستان حقیقی ام
در مجاز هم سایه ای بیش نیستم
آرزویم همه بی رنگـــــــی هاست
جانا
تو کسی را با این ویژگی می شناسیش
 
بالا