مشاعرۀ سنّتی

Body Guard

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه ی بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت و گوی و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جانسور نگفتن تا کی ؟
سوختم ، سوختم ، این راز نهفتن تا کی ؟

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم !
ساکن کوی بت عربده جویی بودیم

عقل و دین باخته دیوانه رویی بودیم
بسته سلسله ی سلسله ی مویی بودیم !
.
.
.
...

پ.ن :
تف تو اون چاله ی چشمات روزگار .
پ.ن2 : این حرف "د" رو خوبه تو نازنین زبان فارسی داریم ، وگرنه نمی دونم چیکار باید می کردیم . خیلی پر کاربرده :w07:
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
تو زما و ما ز بوی تو چنین گشتیم مست
ورنه مستی چنین ، بی می ندارد احتمال

بوی یار آمد به ما آری بیاید بوی دوست
در مشام آن که دارد او به آن یار اتصال

«عبدالقادر گیلانی»
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
naghmeirani اولین مسابقۀ "مشاعرۀ سنتی دور همی" با جایزه مشاعره 109
Fo.Roo.GH مشاعرۀ شاعران مشاعره 11

Similar threads

بالا