[FONT="]زمان غارتگر غریبی است هر ثانیه میگذرد چیزی از تو را با خود میبرد همه چیز را بی اجازه میبرد و تنها یک چیز را همیشه فراموش میکند .. حس « دوست داشتن ِ » تو را .. آنتوان دوسنت اگزوپری [/FONT]
[FONT="]در درون ناخودآگاه من ، سورئالی جاریست فمینیسم ها ، زن ها را برده کرده اند و مترسک ها با کلاغ ها دوست شدند. آدم ها ، وفادارترین حیوان های جهان اند و سگ های دیکتاتور ، در تلاش اند تا دموکراسی برقرار کنند. کوره های آدم سوزی ، تولید مثل می کنند و حس نفرت و انتقام گیری ، جایزه ی صلح نوبل می گیرد. امروز در درونم ، هیچکس ، جای خود نیست[/FONT][FONT="]…[/FONT][FONT="] امروز ، درونم ، پر از آشوب و خستگی است بهروز قاسمی[/FONT]
[FONT="]ببار باران خیلی وقت است که[/FONT]… [FONT="]دلم هوای خودم راکرده[/FONT]… [FONT="]ببار[/FONT]… [FONT="]میخواهم کمی با خودم قدم بزنم[/FONT]…!!!
[FONT="]پرم از بغض[/FONT]! [FONT="]بغض هایی که نمیشکند[/FONT].... [FONT="]بغض هاییکه همانند جلادی گردنم را گرفته اند[/FONT]...! [FONT="]و میخواهند من را خفه کنند[/FONT].... [FONT="]پرم از بغض های بی رحم[/FONT]......
امید یعنی فراموش کن طوفان سخت دیشب را
ونگاه کن خورشید امروز چه زیبا لبخند میزند
امید یعنی
بی کسیهایت را به پشت بلندترین کوه پرتاب کن
فراموش کن تنهاییت را و عاشقانه ای بساز زیبا به نام او که دوستش داری
امید یعنی تو
تویی که آمدی تابیاد بیاورم هستم -زنده ام و نفس میکشم
بیاد بیاورم عاشقم
بیاد بیاورم خودم را کجای این راه پرنشیب گم کرده ام
[FONT=times new roman, times, serif]فریادم در سینه گمگشته
و نگاهم
در تبسم یک لبخند خشک
مات!
آشنای آیین و غریبه کیش!
دیر صبحی است
که
دلم تنگ است
و روحم
در اندیشه ی عروج بی پایان
چون شمع می سوزد
و در پیچ و خم شطرنج زندگی
گاه کیشم و گاه مات[/FONT]
[FONT="]تو این دنیا فقط غصه و درده[/FONT][FONT="]
[/FONT][FONT="]برای دردهامون مرحمی نیست[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]یک نفر نيست که غم هاي مرا بشناسد[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]دل ساده ، دل تنهاي مرا بشناسد[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]حجم خاکستري غربت تنهايي من[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]يک نفر نيست که دنياي مرا بشناسد[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]يک نفر نيست که از خاموشي چشمانم[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]شب يلداي غزل هاي مرا بشناسد[/FONT][FONT="]
[/FONT][FONT="]يک نفر نيست که در نيمه شب دلتنگي[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]غم پنهان مرا بشناسد[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]دلم آويخته از دار پريشاني هاست[/FONT][FONT="].[/FONT][FONT="][/FONT]
[FONT="]قول داده ام فراموشش کنم[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]قول داده ام بها نه اش را نگیــــرم[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]قول داده ام یادم برود هرآنچه بود اما[/FONT][FONT="] . . .[/FONT] [FONT="]زیر قولم زده ام . . . هنوز یادم هست[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]هنوز شبها با گریه میخوابم[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]هنـــوز چشمانم منتظــــــــر خبری از اوست[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]بد قول نیستم . . . دست خودم نیست[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]دلم منطق نمیفهمد[/FONT][FONT="][/FONT]
[FONT="]سرت را بلند کن[/FONT] [FONT="]می خواهم از زندگی بنویسم[/FONT] [FONT="]که جنگِ همیشه ی چهره ات با تاریخ است[/FONT] [FONT="]تو کهنه نمی شوی[/FONT] [FONT="]مثل شبانه ای از شاملو[/FONT] [FONT="]مثل بداهه ای از شهناز در آواز اصفهان[/FONT] [FONT="]چشمان تو دو دلیل[/FONT] [FONT="]برای اینکه زمین هنوز درست می گردد[/FONT] [FONT="]و دهانت خلاصه ی تمام شعر های بلند من است[/FONT] [FONT="]تو کهنه نمی شوی[/FONT] [FONT="]و من[/FONT] [FONT="]به شکست همیشه ی تاریخ لبخند می زنم .[/FONT]
[FONT="]شيمی نخوندم ولی ميدونم اگه عشق نباشه[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="] [/FONT][FONT="]مولکولهاي اکسيژن و هيدرژن نميتونن [/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="] [/FONT][FONT="]اينقدر محکم همديگر رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد!![/FONT]
[FONT="]گاهی بدون بغض و[/FONT][FONT="] [/FONT][FONT="]گریه[/FONT][FONT="] [/FONT][FONT="]و بدون داد و هوار ، باید قبول کنی فراموش شدنت را[/FONT][FONT="] !
[FONT="]وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست[/FONT][FONT="]٬[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]نگفتم:« عزیزم[/FONT][FONT="]٬[/FONT][FONT="]این کار را نکن. »[/FONT] [FONT="]نگفتم:« برگرد و یک بار دیگر به من فرصت بده. »[/FONT] [FONT="]وقتی پرسید دوستش دارم یا نه[/FONT][FONT="]٬[/FONT][FONT="] رویم را برگرداندم.[/FONT] [FONT="]حالا اون رفته[/FONT][FONT="]٬[/FONT][FONT="] و من تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم.[/FONT] [FONT="]نگفتم:« عزیزم[/FONT][FONT="]٬[/FONT][FONT="]متأسفم[/FONT][FONT="]٬[/FONT][FONT="]چون من هم مقصر بودم. »[/FONT] [FONT="]نگفتم:« اختلاف را کنار بگذاریم[/FONT][FONT="]٬[/FONT][FONT="]چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است. »[/FONT] [FONT="]گفتم:« اگر راهت را انتخاب کرده ای[/FONT][FONT="]٬[/FONT][FONT="]من آن را سد نخواهم کرد. »[/FONT] [FONT="]حالا اون رفته و من تمام چیزهایی که نگفتم می شنوم.[/FONT] [FONT="]نگفتم...[/FONT] [FONT="]ای بهار زندگی ام[/FONT] [FONT="]اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست[/FONT] [FONT="]اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد[/FONT] [FONT="]برگرد[/FONT] [FONT="]باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را[/FONT] [FONT="]باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا[/FONT] [FONT="]باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.[/FONT] [FONT="]بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم[/FONT] [FONT="]بدان که قلب من هم شکسته[/FONT] [FONT="]بدان که روحم از همه دردها خسته شده.[/FONT] [FONT="]این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.[/FONT] [FONT="]پس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام[/FONT]
[FONT="]امشب ، من و تو ، گناه را به تصویر میکشیم[/FONT][FONT="] [/FONT] [FONT="]ببین خداوند هم اینجاست...[/FONT][FONT="] [/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]با همان لبخند[/FONT][FONT="] [/FONT][FONT="]مهربان و سیگار برگش[/FONT][FONT="]![/FONT] [FONT="]اتفاقی در پیش است...گناه!!!![/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]زیباترین نعمت خداوند[/FONT][FONT="]...[/FONT]
[FONT="]من در کشوری زندگی می کنم که[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]دویدن سهم کسانی است که هرگز نمی رسند[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]و رسیدن سهم کسانی که هرگز نمی دوند[/FONT][FONT="]...[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]ارزش مردگانش چندین برابر زندگانش است[/FONT][FONT="]..[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]در سرزمین من مردمانش با نفرت بیشتری به بوسیدن دو[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]و عاشق نگاه می کنند[/FONT][FONT="] [/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]تا صحنه ی اعدام یک انسان[/FONT][FONT="][/FONT] [FONT="]در سرزمین من[/FONT][FONT="]. . . [/FONT][FONT="][/FONT]