باران که می بارد،انگار تازه می شوم.
مثل تولد دوباره ی شبنم در بی کرانه ی رویاهایم.
مثل سپیدی صبح به وقت طلوع عشق.
مثل عبور از رنگین کمان آرزوها برای رسیدن به تو!
قطره های زلال باران که به پنجره می کوبد،
روحم را به بلندای آسمان می برد،
همان جا که ابرهای سیاه به خاطر دل شکسته ی تو می گریند.
تو همزاد بارانی و من عاشق باران
و
باز باران می بارد و باز دلتنگی،
دل تنگی من آغاز می شود....
مثل تولد دوباره ی شبنم در بی کرانه ی رویاهایم.
مثل سپیدی صبح به وقت طلوع عشق.
مثل عبور از رنگین کمان آرزوها برای رسیدن به تو!
قطره های زلال باران که به پنجره می کوبد،
روحم را به بلندای آسمان می برد،
همان جا که ابرهای سیاه به خاطر دل شکسته ی تو می گریند.
تو همزاد بارانی و من عاشق باران
و
باز باران می بارد و باز دلتنگی،
دل تنگی من آغاز می شود....