رد پای احساس ...

mohammad azizi

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پنجره ای
رو به باران ست
سکوتی
که پشت سرت
جا گذاشتی


 

fahimeh89

عضو جدید
کاربر ممتاز

وقتی حس میکنم جایی در این کرِه ی خاکی
تو نفس می کشی و من از همان نفس هایت، نفس میکشم . . .
تو باش !
هوایت ! بویت ! برای زِنده ماندنم کافی است ...
 

S&M R

عضو جدید
کاربر ممتاز
مـُـرور مےــــ کنـَم .... خاطِراتِـمـــان را امـــــا مَگر ..
[FONT=&quot]کـُپـــے برابـَـر اَصــــــــــــــــــــــ ــــــل می شــَـــوَد ؟[/FONT]
 

fahimeh89

عضو جدید
کاربر ممتاز
وقتی یه مشترک، «مورد نظر» هست ولی در دسترس نیست ...!!

ناچار میشی رو کنی به مشترکی که «در دسترس» هست

ولی

«مورد نظر» نیست
...!!
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
قطره قطره

باران می‌نویسد: گل

نم به نم

دو دیده من می‌نویسد: تو!
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
حکایتم کن!

برای دستــــ هایی که مرا جستند
و برای چشمانی که مرا قطره قطره نوشیدند!

برای لبــــ هایی که ترانه ام کردند
و بعد شاید مرثیه ای!

حکایتم کن به غروبــــ رسیده ام!!
 

S&M R

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=&quot]کاش می دانستم[/FONT][FONT=&quot]… دست های گـــرمه چه کسی… تو را از مــــن... [/FONT]
 

fahimeh89

عضو جدید
کاربر ممتاز
دلم گرفته از آدمایی که میگن دوستت دارم اما معنیشو نمیدونن،

از آدمایی که میخوان ماله اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن،

از اونایی که زیر بارون برات میمیرن،

وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره!.
 

ESPEranza

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
سیبی هستی آویزان
از شاخه‌ای در آسمان
باور کن
عابد نیستم
عاشقی ناگزیرم
که چنین دست‌هایم را
به چیدن تو
بلند کرده‌ام


ابوالقاسم تقوایی
 

ESPEranza

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خانه های قدیمی را دوست دارم
چایی همیشه دم است
روی سماور
توی قوری
در خانه همیشه باز است
مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواهد
غذاها ساده و خانگی است
بویش نیازی به هود ندارد
عطرش تا هفت خانه می رود
کسی نان خشکه ندارد
نان برکت سفره است
مهمان ناخوانده آب خورشت را زیاد می کند
دلخوری ها مشاوره نمی خواهد
دوستی ها حساب و کتاب ندارد
سلام ها اینقدر معنا ندارد
سلام گرگی وجود ندارد
افسردگی بیماری نایابی است ...

خانه های قدیمی را دوست دارم....
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
پیاده روی



گز میکند خیابانهای چشم بسته ازبَر را

میان مردمی که حدودا میخرند و

حدودا میفروشند

در بازار بورس چشمها و پیشانی ها

و بخار پیشانیم حیرت هیچ کس را بر نمی انگیزد...
 

fahimeh89

عضو جدید
کاربر ممتاز
[FONT=arial,helvetica,sans-serif]سکـــــــــــوت می کنـــــم . . .[/FONT]
[FONT=arial,helvetica,sans-serif] [/FONT][FONT=arial,helvetica,sans-serif]
نه اینـــــــــــــــکه دردی نیسـت . .
.گلویی نمــــــــانده برای فــــــــــریـــــاد . [/FONT]
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز

من ته باغ کسی را دیدم که در دستش سبد عاطفه داشت، داشت زیر چناری غمگین تخم آواز قناری می کاشت...
 

fatimakhanom

عضو جدید
کاربر ممتاز
وقتی دل دست‌هایم
تنگ می‌شود برای انگشتان کوچکت
آن‌ها را می‌گذارم برابر خورشید
تا با ترکیبی از کسوف و گرما
دوری‌ات را معنا کنم...


کتاب : دست‌هایت بوی نور می‌دهند
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
M *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ *** ادبیات 2235

Similar threads

بالا