رد پای احساس ...

کلبه تنهایی من

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
بهترین حس تودنیا
پیداکردن کسی هست که همه اشتباهات و ضعف های تورومیدونه
وهنوزم فکرمیکنه فوق العاده ای
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
قــرار نیســت تمــام جمعــه هــا به رســم همیشــگــے...
تــو ڪسل بــاشــے و مــن بــے قــرار...
بیــا امــروز جمعـــه را غــافلـگیــر ڪنیــم
مــن صــدایــت مــے زنــم تــو دلتنــگم شــو
بــاز هــم بگـــو:جـــان دلـــم.
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خورشید من باش واسه روزای سرد زندگی

بزار با عشقت آروم بگیره دل به سادگی

میسوزه قلبم ولی کنار تو خاموشم

با یاد عشقت مثل آب روی آتیشم

روزام تنها با عشق تو سر میشه

باورش سخته اما جز اين نميشه

باور کن تو همه دنیامی

با من باش تویی که رویامی

ثابت کن عاشق میمونی

قدر این احساس و میدونی

این احساس به عشق عادت نیست

دل کندن از تو راحت نیست

راحت نیست از تو دل کندن

لحظه هام بوی تو رو میدن

باورش سخته اینکه عاشقی جوری که قلبمون نزدیکه

من واست جون میدم معنی عشق و چشمات فهمیدم
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بر ساحل زندگی قدم می زنم
بی خیال فکر تو
دنیای خود را نقاشی می کنم
بی خیال تمام آنچه باید باشد
نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم
بی خیال همه رفت ها
به داشته های خود دل می بندم
اما
بگذار قدم بزنم…
قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی
این روزها…
غروب عشق برای من
حیات دوباره خورشید
در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!
نسیم دریا بر لبانم می نشیند
با خود می اندیشم
گویا
عشق در همین حوالی ست…
و باز می گویم
شاید
تا غروب عشق
نیمروزی باقی ست…
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دل من حوصله کن ،داد زدن ممنوع است
کم کن گِله ، فریاد زدن ممنوع است
بین این قوم که هر کار ثوابی ست کباب
دلِ دلسوخته را باد زدن ممنوع است
تیشه بر ریشه فرهاد زدن شیرین است
حرفی از شیرین پیش فرهاد زدن ممنوع است
شادی از منظر این قوم گناهی است بزرگ
بزن آهنگ ولی شاد زدن ممنوع است
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
صـبـوری مـی کـنـم نـبـودنـت را
بـغـض را بـه امـیـد گـره مـیـزنـم
خـواسـتـنـم را بـه غـرور
گـریـه را بـه خـنـده
خـاطـــره را بـه بـاد
دسـتـم را بـه عـصـا
و پـایـم را بـه جـاده
صـبـوری مـی کـنـم نـبـودنـت را
امـا مـانـده ام قـلـبـم را چـه کـنـم؟
خـسـتـه تـر از آن اسـت کـه بـه کـسـی بـسـپـارم
نـه مـی تـوانـم دفـنـش کـنـم
و نـه بـا خـود بـبـرم...
 

lilium.y

عضو جدید
کاربر ممتاز
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بغضت را قورت بده!

اینجا آدم ها غصه هایت را هم
مسخره میکنند!!
همه چیزت را برای خودت نگه دار!
اشک هایت را
دوست داشتنت را
همه چیزت را درون کمدت بگذار
درش را هم قفل کن!!!
دنیا به بعضی آدم ها اصلا نیامده!!!
 

ayja

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
از اول میدانستم که چرا وارد دانشگاه شدم. بجای درس خواندن همش به عشغولانه های گذرا مشغول نشدم و دیوار نویسی هم نکردم. خوشبختی الانم را مدیون اندیشه صحیح و انتخاب راه صحیح زندگی خود هستم.
ای کسانی که کودکی را پشت سر گذاشته اید بدون اینکه قدم به بزرگسالی نهاده باشید , بدانید که اگر بموقع نجنبید و وارد فعالیت های کاری و اجتماعی نشوید , تا ابد در حاشیه غالب اجتماع خواهید ماند . شعر و دیکلمه و عبارات سخیف عاشقانه برای کسی نون و آب نشده , برای هیچکس هم نخواهد شد.
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
می گذرد
گاهی از غرورش
گاهی از کسی که سخت دوستش دارد...

گاهی خودش را پنهان می کند

زیر صدای موسیقی هدفونش...
گاهی پشت لبخند های ساختگی

اما...یک روز
بعد از یک اتفاق

گریه هایش تا همیشه بند می آید
و تبدیل می شود به نگاهی سرد!!!

دختر را می گویم...
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
ﻭﻗﺘـﯽ ﺩﻟـــــــﺖ ﻣﯿﮕﯿـﺮﺩ ..

ﺟﻠﻮﯼ ﺁﯾﯿـﻨﻪ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘـﯽ ،

ﺭﮊ ﻟـﺐ ﻣﯿﺰﻧـﯽ..

ﮐﻤــﯽ ﻋـــــــﻄﺮ..

ﻧﯿـﺶ ﺧــﻨﺪﯼ ﻣﯿﺰﻧـﯽ ﺑﻪ ﺧــﻮﺩﺕ ،

ﺑﻪ ﺩﻟﺘﻨﮕــــــﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺸـﺎﻥ ﻧـﻘﺎﺏ

ﻣﯿــﺪوﺯﯼ ...

ﻟﺒـﺎﺱ ﺭﻧﮕــﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﻣﯿـﭙﻮﺷﯽ ،

ﻣﻮﻫﺎﯾـﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨـﺪﯼ ،

ﭼﻨﺪ ﺩﺍﻧـﻪ ﺍﯼ ﻣﺮﻭﺍﺭﯾـﺪ ﺑﻪ ﺑﻐـــﺾ ﻫﺎﯾﺖ

ﻣﯿﺂﻭﯾـــــﺰﯼ ..

ﺩﺭ ﺁﺧــﺮ ﺁﻧـــــﻘــﺪﺭ ﺯﯾــــﺒﺎ

می ﺸﻮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤــﻪ ﺷــــﮏ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ

ﺩﻟــــــﺘﻨﮕـــــــــ ﺘـــﺭﯾــــﻦ ﺩﺧﺘـــﺮﮎ

ﺩﻧﯿـﺎﯾــــﯽ
...
 

کلبه تنهایی من

کاربر بیش فعال
کاربر ممتاز
دلم هوای خودم راکرده است
این روزها بیشتراز هرزمانی دوست دارم خودم باشم
دیگرنه حرص به دست اوردن دارم
ونه هراس ازدست دادن را
هرکس مرابخواهد بخاطرخودم بخواهد
دلم هوای خودم راکرده...
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
عشـــــــــق
فریادی ست که نرسیده
به گلو بغض می شود
به چشم که می رسد
اشــــــک می شود
ونرسیده به زبان خفه می شود.
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
نترس
به زبان بياور
بنويس كه دلت برايم تنگ شده
اين همه سال
اين همه ماه
اين همه روز
من نوشتم و بى پاسخ ماند
قول ميدهم،همين كه به زبان بياورى
قبلِ از تمام شدنِ جمله ات،
پايينِ پنجره ى اتاقت ايستاده ام
باور كن تنهايىِ پنجشنبه ها،
عجيب سخت ميگذرد!
#علي_قاضي_نظام
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
برمیگردی
دوباره توفان شروع می شود
باران
زمین را طی می کند
من
به روسری تو پناه می آورم
التماس می کنم که بمانی
تو اما
عبور می کنی از من
از احساسم
حالارفتنت
غوغایی ست برای من
و گرد بادی ست برای زمین
رفتن رفتن رفتن تو
موهایم را سپید می کند
 

ALIREZA.F.1988

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دستم

به تو که نمی رسد،
فقط حریف واژه ها می شوم !
گاهی،
هوس می کنم،
تمام کاغذهای سفید روی میز را،
از نام تو پرکنم …
تنگاتنگ هم،
بی هیچ فاصله ای !!
از بس،
که خالــی ام از تو …
از بس،
که تو را کـم دارم …
آخر مگرکاغذ هم،
زندگی می شود ؟
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
من زرد می شوم
و تا کفشهای رفتنت جفت می شود
غریب می مانم
و نیلوفرانه دوستت دارم
نه مثل مردی که عشق را از روی غریزه نشخوار می کند
من درست مثل خودم
هنوز و همیشه
دوستت دارم…
 

plant_biology

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
حرف ها دارم اما ... بزنم یا نزنم ؟

با تو ام ! با تو ! خدا را ! بزنم یا نزنم ؟

همه ی حرف دلم با تو همین است که « دوست ... »

چه کنم ؟ حرف دلم را بزنم یا نزنم ؟

عهد کردم دگر از قول و غزل دم نزنم

زیر قول دلم آیا بزنم یا نزنم ؟

گفته بودم که به دریا نزنم دل ، اما

کو دلی تا که به دریا بزنم یا نزنم ؟

از ازل تا به ابد... پرسش آدم این است:

دست بر میوه ی حوّا بزنم یا نزنم ؟

به گناهی که تماشای گل روی تو بود

خار در چشم تمنّا بزنم یا نزنم ؟

دست بر دست همه عمر در این تردیدم :

بزنم یا نزنم ؟ ها ؟ بزنم یا نزنم ؟!!
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
شاید مال هوا بود که خیالاتی شدیم هنوز فکر ما به سرت هست

شاید هوس دان کردن انار یلدا بود کنار ابوعطای گلپا و تحریرهای خدابیامرز قم

ولی از شما پنهان نباشد که زمهریری ست بی چای و دم نوش

خواجه هم کذب می گفت که بی عیش یار مهیا نباشد و گرنه خودت بهتر می دانستی که به این مبارکی نیست

حالا دوست داشتی تفالی دیگر بزن،
شاید جز این بود وگرنه من که هنوز کنار همان چنار ایستاده ام . . .
 

***##***

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
آدم هایی هستند که دلبری نمیکنند،
که حرفهای عاشقانه نمیزنند،
چیز خاصی نمیگویند که ذوق کنی
آدمهایی که نمیخواهند عاشقت کنند..
اما عاشقشان میشوی!
ناخواسته دلت برایشان میرود…
این آدمها فقط راست میگویند
راست می گویند با چاشنی قشنگ ” مهر”
لبخند میزنند نه برای اینکه توجهت را جلب کنند،
لبخند میزنند چون لبخند جزئی از وجودشان است…
لبخندشان مصنوعی نیست، اجباری نیست
در لبخندشان خدا را میبینی….
اینها ساده اند
حرف زدنشان…
راه رفتنشان…
نگاهشان….
ادعا ندارند، بی آلایشند، پاک و مهربانند…
 
Similar threads
Thread starter عنوان تالار پاسخ ها تاریخ
M *** ♥♥♥ در خلوت احساس ♥♥♥ *** ادبیات 2235

Similar threads

بالا