خودتو با یه شعر وصف کن...!

smart student

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
"من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند"

هوشنگ ابتهاج
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
سکوت
گاهی
پر از حرف هست
اما
گاهی
سکوت
حرفی ندارد
تنها
گاهی انقدر
غرق او هستی
که یادت میرود
چه میخواستی
به او بگویی
 

naghmeirani

مدیر کل سایت
عضو کادر مدیریت
مدیر کل سایت
مدیر ارشد
شب یعنی یاد تو...


صبح یعنی دلتنگم برای تو...



ظهر یعنی انتظار تو...



عصر یعنی رویای دیدار تو...



وتو یعنی تمام لحضه های من.




 

smart student

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
"نیستیم !
به دنیا می آییم
عکس ِ یک نفره می گیریم !
بزرگ می شویم ،
عکس ِ دو نفره می گیریم !
پیر می شویم ،
عکس ِ یک نفره می گیریم ...
و بعد
دوباره باز
نیستیم"

حسین پناهی
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دوستت دارم ،

نه تنها برای آنچه كه هستی ،
بلكه برای آنچه كه هستم،

هنگامی كه با توام.

 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
محو
لبخندهایت
شدهام
انگاه که
در حین خندین
حواست نیست
دارم
نگاهت میکنم
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
نمیدانم
چرا
دلم
زبان
نفهم میشود
وقتی
تو را
میبینم
انقدر
بی تابت میشود
که تنها
اشکهایم جاری میشود
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
[FONT=_L4i_Nastaliq]زغم كسي اسيرم كه زمن خبر ندارد [/FONT]
[FONT=_L4i_Nastaliq]
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد [/FONT]

[FONT=_L4i_Nastaliq]
غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد [/FONT]
[FONT=_L4i_Nastaliq]

دل من زغصه خون شد دل اوخبر ندارد
[/FONT]
 

fahimeh89

عضو جدید
کاربر ممتاز
تنها کسی که با من درست رفتارمیکند خیاطم است
که هر بار مرا میبیند، اندازه های جدیدم رامیگیرد.
بقیه به همان اندازه های قبلی چسبیده اند
و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.
 

art.faranak

عضو جدید
من پريشان ديده مي دوزم بر او
بي صدا نالم كه، اينست آنچه هست
خود نمي دانم كه اندوهم ز چيست
زير لب گويم، چه خوش رفتم ز دست

همزباني نيست تا بر گويمش
راز اين اندوه وحشتبار خويش
بي گمان هرگز كسي چون من نكرد
خويشتن را مايه آزار خويش

از منست اين غم كه بر جان منست
ديگر اين خود كرده را تدبير نيست
پاي در زنجير مي نالم كه هيچ
الفتم با حلقه زنجير نيست

آه، اينست آنچه مي جستي به شوق
راز من، راز زني ديوانه خو
راز موجودي كه در فكرش نبود
ذره اي سوداي نام و آبرو

راز موجودي كه ديگر هيچ نيست
جز وجودي نفرت آور بهر تو
آه، اينست آنچه رنجم مي دهد
ورنه، كي ترسم ز خشم و قهر تو
 

smart student

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
"مشکل من تمام کسانی ست که مرا میشناسند چه آنان که به خوب بودن...

و چه آنانی که به بد بودن...

...

من بدترین آدم خوب دنیا هستم؟

یا خوب ترین آدم بد دنیا!!!؟

این عاقبت کسی ست که فهمیدنش سخت است..."
حسین خسروی
 
آخرین ویرایش:

mahtab n

دستیار مدیر
کاربر ممتاز
به پوچی رسیده ام
به نیستی
به .....
سکوتم از رضایت نیست
دلم اهل شکایت نیست......
 
آخرین ویرایش:

*zahedan

عضو جدید
کاربر ممتاز


وقتي از غربت ايام دلم مي گيرد

مرغ اميد من از شدت غم مي ميرد

دل به روياي خوش خاطره ها مي بندم

باز هم خاطره ها دست مرا مي گيرد.


 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
نمي دونم نمي دونم درست نمي دونم
شايد يه روز يه هفته يه ماه يا يه سال ديگه بيشتر كنارت نباشم
ولي مي دونم مي دونم و خوب مي دونم
هر جا كه باشم
حتي اگه نباشم
هرگز هرگز هرگز
خاطره ي تو رو از ياد نمي برم
خاطره ي باتو بودن ها رو
اي فرشته ي كلبه ي تاريك دهكده ي تنهايي من تورو بخاطر خاطره هايت دوست ميدارم
 

smart student

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
"اشتباه من املایی بود، من فقط او را همدرد نوشتم،

گویا او هم، درد بود...
"





 

onia$

دستیار مدیر تالار مدیریت
امشب فهمیدم درد من و تو یکیست.................!!!

نمیدانم قلم به دست گرفته ام و مینویسم ، برای چه ....؟

برای غمی که در سینه ام سنگینی میکند !

یا اصلا غمی نیست که برای آن مینویسم ..

گیجم، خسته ام .....

خسته از حتی تکرار این که بگویم خسته ام یا که غمگینم....

درد دارم ...

یک درد بی دوا و آن خستگی و زدگی از زندگی بی مقصد و

بی معنی است.............

میانِ آدمـــک هایِ هـــــزار رنـــــــگ.....

دلباختۀ یک رنـــــــــــــگی او شدم.....

افــسوس...گذر زمان...بیرنــــــــگش کرد ...

... ... .........کم رنگ...و...کم رنگ تر...

و...آخـــــــــــر....

مـــــَــــــحــــــــــــــــو..............!!!!!!!!!!!!!!!!

امشب فهمیدم درد من و تو یکیست.................!!!

من با سکوت مینویسم و تو خاموش میخوانی....................

میدانم باز هم در جواب این همه حرف هایم چیزی نصیبم نمیشود ....

جزززززززززززززز ...... این نیز بگذرد....

اینبار به وسعت تمام اشکانی که برایت ریختم دلم مرگ میخواهد................!




 
آخرین ویرایش:

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
تمام قاصدکهایم
را به
باد
دادم
تا تنها
برایت
بگوید
چقدر دوستت دارم
اما نمیدانم
اصلا به گوشت رساندند پیغامم را
یا باز
باد بازیگوش
انها
را
به پنجره هایی اشتباهی برد
نمیدانی وقتی
میشنوم
بعضیها
از شنیدن
دوستت دارم
دوباره امید میگیرند شاد میشوم
اما به تو کی میرسد
این پیغام مهم
که دوستت دارم
انقدر ناامید شده ام که
فکر میکنم
تا اخر هم
این باد نگذارد
به دستت برسد
پیغامم
 

mani24

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
کنم هرشب دعایی کز دلم بیرون رود مهرش
ولی آهسته میگویم الهی بی اثر باشد
 

smart student

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
"شخصيت من را با برخوردم اشتباه نگير.

شخصيت من چيزيست که من هستم،


اما برخورد من بستگی دارد به اينکه " تو " که باشی!"
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
کمی
به اسمان مینگرم
لحظاتی که
در اوج دلتنگی هستم
و تنها گاهی چقدر
دلم میخواست
تو نیز به همان نقطه
نگریسته باشی
تا شاید
اسمان
دل تنگیم را
دلواپسیم را
احساسم را
نشانت میداد
 

Similar threads

بالا