خلوتی با خدا

parmehr

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
خــــــدا !

خــــــدا !

خدایا، اگر چه درويشم، ولي داراتر از من كيست كه تو دارايي مني.

 

parmehr

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
خــــــدا !

خــــــدا !

خدایا، انگشتري سليماني ام دادي، انگشت سليماني ام ده!

 

parmehr

مدیر بازنشسته
کاربر ممتاز
خــــــدا !

خــــــدا !

خدایا، من واحد بي شريكم چگونه تو را شريك باشد.


 

venoos*m

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
بزرگیت و بخششت بی کران است ........

عاشقیت زبانزد عام است ....

همه جا ازعشق تو نشانه است ...

یگانه من ...
 

venoos*m

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
دلم گرفته .......مرا در اغوش بکش......

عشق مقدست را از من دریغ نکن پروردگارم....

ممنونم از اینکه همیشه کنارمی ....

دلم میخواد در اغوشت ارام بخوابم ...
 

Mʀ Yᴀsɪɴ

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
خدا دربست مخلصم حال میکنم خدایی مثل تو دارم حال میکنم همه جا پشتمی هر چقد هم بد باشم بازم عشق میکنم که تو خدایی منی و ستارالعیوب
 

zibaabdy

عضو
خلوتی با خدا...
"شبی ست بس بزرگ!
و آسمان از پرواز فرشته ها سرشار...
شنیده ام که میهمانی بزرگی در راه است
آنقدر بزرگ که از عظمتش قلب کوچک مرا هم نصیبی ست...
آری... صاحب خانه را می شناسم
اوست تنها رفیقی که مرا حتی زود تر از من می شناسد...
دوست دارد....!
اکنون دیگر با تو نیاز می کنم...
و از محبت می سرایم!
می دانم که دست هایم تهی ست
اما تو آن شاهی که گدای مجنون را از پاکی قلبش می شناسی.....
و اینک آماده ام برای عشق بازی!
و اینک آمده ام بگویم که هنوز بنده توام...
مرا از خواب فراموشیم بیدار کن.....تابه یاد آورم حقیقت زندگانی را!
مرا از خاک دریا ها باز رویان.....تا تنها برای تو ابری شوم!
مرا از عاشقی مرغ مهاجر پند بیاموز.....تا تنها به سوی تو پرواز کنم!
مرا از روشنی وجود خود نصیبی ده.....تا بشویم تاریکی نفس هایم را!
چه ندارد آنکه تو را دارد....
به ذات پاکت قسم مرا دریاب... مرا دریاب..."
التماس دعا...
 

zibaabdy

عضو
خلوتی با خدا
در رویا دیدم کهبا خداحرف می زنم
او از من پرسید: آیا مایلی از من چیزی بپرسی؟
گفتم ...اگر وقت داشته باشید...
لبخندی زد و گفت:زمان برای من تا بی نهایت ادامه دارد
چه پرسشی در ذهن تو برای من هست؟
پرسیدم: چه چیزی در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده می
کند؟
پاسخ داد:
آدم ها از بچه بودن خسته می شوند ... عجله دارند بزرگ شوند وسپس...
آرزو دارند دوباره به دوران کودکی باز گردند
سلامتی خود را در راه کسب ثروت از دست می دهند و سپس ثروتخود
را در راه کسب سلامتی دوباره ازصرف می کنند....
چنان با هیجان به آینده فکر می کنند که از حال غافل می شوند. به طوری
که نه در حال زندگی می کنند نهدر آینده.
آن ها طوری زندگی می کنند، انگار هیچ وقت نمی میرند و جوری می
میرند... انگار هیچ وقت زنده نبودند
ما برای لحظاتی سکوت کردیم، سپس من پرسیدم...
مانند یک پدر کدام درس زندگی را مایل هستی که فرزندانت بیاموزند؟
پاسخ داد:
یاد بگیرند که نمی توانند دیگران را مجبور کنند که دوستشان
داشته باشند
ولی می توانند طوری رفتار کنند که مورد عشقو علاقه دیگران باشند
یاد بگیرند که خود را با دیگرانمقایسه نکنند
یاد بگیرند دیگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگی
یاد بگیرند تنها چند ثانیه طولمی کشد تا زخمی در قلب کسی که دوستش
دارید ایجاد کنید
ولی سال ها طول می کشد تا آن جراحت را التیام بخشید
یاد بگیرند یک انسان ثروتمند کسی نیست که دارایی زیادی دارد
بلکه کسیست که کمترین نیاز و خواسته را دارد
یاد بگیرند کسانی هستند که آن ها را از صمیم قلب دوست دارند
ولی نمی دانند چگونه احساس خود را بروز دهند
یاد بگیرند و بدانند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند ولی برداشت
آن ها متفاوت باشد
یاد بگیرند کافی نیست که تنها دیگران را ببخشند بلکه انسان ها باید قادر
به بخشش و عفو خود نیز باشند
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم آیا چیز دیگری هم وجود دارد که
مایل باشی فرزندانت بدانند؟
خداوند لبخندی زد و پاسخ داد:
"فقط این که بدانند من این جا و با آن ها هستم... برای همیشه"
 

aynaz.m

کاربر فعال تالار ادبیات ,
کاربر ممتاز
اغوشت را باز میکنی
دلم گرفته
کمی مرا ارام کن
بگذار این دل گرفتیم برطرف شود
کاش میامدی
با هم میرفتیم یه کافه ای دنج و
من میگفتم و اشک میریختم
و تو میشنیدی
و با لبخندی گرم مرا ارام میکردی
کاش میامدی با من قدم میزدی
انوقت دیگر دلم نمیخواست
گاهی کسی
با من قدم بزند
یا همراهم باشد
تو برایم از همه چیز باارزشتر هستی
کاش من نیز
همدمی داشتم و همرازی
اما مثل اینکه یادت رفت برایم
همدمی بیافرینی
باز هم شکرت همین که کنارم هستی
همین که عشقت را در قلبم نشاندی
همین که باعث میشوی
دوست بدارم حتی انانی که لحظه ی دوستم ندارند و یا انانی که تنها تظاهر میکنند دوستم دارند
 
آخرین ویرایش:

pereen

عضو جدید
در دو راهی زندگی ام
تابلوی راهت را محکم قرار بده
نکند که با نسیمی راهم را کج کنم
 

pereen

عضو جدید
خداوندا
دنیای آشفته ی درونم را که تنها از نگاه تو پیداست ، با لالایی مهربان خود ، آرام کن
 

pereen

عضو جدید
خدای مهربان آمد گدایت
به هر اشکی کنم یارب صدایت
تو فرمودی اگر من را بخوانی
جوابت می‌دهم با هر نوایت
 

pereen

عضو جدید
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا السّاَّئِلُ وَهَلْ يَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى

مولاى من اى مولاى من تويى عطابخش و منم سائل و آيا رحم كند بر سائل جز عطاكننده ؟
 

mahtab n

دستیار مدیر
کاربر ممتاز
هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است

هر کس به سوی قبله ی خود رو به نیاز است
هر کس به زبان دل خود زمزمه ساز است
با عشق درآمیخته در راز و نیاز است
ای جان من تو جانان من تو
در مذهب عشق ایمان من تو
هیهات که کوتاه شود با رفتن جانت
این دست تمنا که به سوی تو دراز است

هر که در عشق تو گم شد از تو پیدا می شود
قطره ی ناقابل دل از تو دریا می شود
دستی که به درگاه خدا بسته پر عشق
کوتاه نبینید که این قصه دراز است
خاصیت عشق می جوشد از تو
دل رنگ آتش می پوید از تو

هر گوشه این خاک که دلسوخته ای هست
از دولت عشق تو در میکده باز است
 

mani24

عضو جدید
کاربر ممتاز


خدایا...

اين جا حتي گاهي زمان هم كش مي آيد،وقت هايي كه من احساس مي كنم هيچ جا نيستم،

وقت هايي كه آن قدر بزرگ فكر مي كنم كه فكرم توي قلب هيچ كس جا نمي شود،

آن وقت هايي كه هيچ آدمي روي اين زمين پيدا نمي شود كه حال من را بفهمد، وقت هايي كه زمان به شدت كش مي آيد

و من به شدت احساس دلتنگي مي كنم ، وقتي كه ديگر دستم به هيچ جا بند نيست ياد تو مي افتم ،


يا لطيف ! اين بار هم آمده ام ، اما اين بار نه براي عفو ات آمده ام نه به طمع مهرباني ات ،

نيامده ام كه ببخشي ام ، اين بار آمده ام تا تمام خشم ات را بر من فرو بريزي ....

اين بار از ترس آتش ات اينجا نيستم ، آرزوي بهشت هم ندارم ،

انار ترك خورده ي دلم را بغل زده ام و زير چتر تمام دل گرفتگي هاي دنيا بغضم را باران كرده ام تا تو فقط نگاهم كني !!!!


آخر مي داني ؟... بي تو هر لحظه مرا بيم فرو ريختن است..!
 

mani24

عضو جدید
کاربر ممتاز
خدایا
حکمت قدمهایی را که برایم بر میداری بر من اشکار کن
تا درهایی را که به سویم میگشایی
نادانسته نبندم و
درهایی را که به رویم میبندی به اصرار نگشایم
 

mani24

عضو جدید
کاربر ممتاز
مروز دلم هواتو کرد

امروز چشام صدات میکرد

امروز کلماتت که دیکته شده بود برام بام حرف میزد

امروز ز ز ز ز ز ز ز ز ز ز !

امروز روز خوبی بود و چون روز خوبی بود یاد تو افتادم !

امروز زندگی برام طور دیگه ای رقم خورد



فقط وقتی که کسی نیست و تو خونه تنها میشم بلند داد میزنم

خدایا دوست دارم
 

-anjel-

عضو جدید
خدایا، اولا شکرت. :gol:
دوم... منو نیگا کن، :cry:
کاش راهنماییم کنی، خب نمیدونم چیکار کنم خدا،
خدایا تو این مورد واقعا نمیدونم چی کار کنم؟ آخه من چیکار کنم که نمیدونم چیکار کنم؟ :crying:
خدایا لطفا هرچی به صلاحمه پیش بیار، لطفا لطفا، مرسی ی ی
 

s_aa

کاربر فعال تالار اسلام و قرآن ,
کاربر ممتاز
میشه تهنام نذاری خداجونم؟خواهش....

.
.
.
.خواهش..
 

*SHANT*

عضو جدید
[FONT=&quot]دل خوش از آنیم که حج میرویم[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]غافل از آنیم که کج میرویم[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]کعبه به دیدار خدا میرویم[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]او که همین جاست کجا میرویم؟؟[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
 

*SHANT*

عضو جدید
[FONT=&quot]در مکّه دیدم
خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته ...
و انسانها به دور ِ خویش میگردند!
در مکّه دیدم
هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست!
دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید
غافل از اینکه آن دوره گرد، خود ِ خدا بود![/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]در مکّه دیدم، خدا نیست![/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]و درهمان نماز ساده ی خویش، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم
آری ...[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]شاد کردن ِ دل ِ مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست[/FONT][FONT=&quot][/FONT]
[FONT=&quot]که خدایی در آن نیست ...![/FONT][FONT=&quot][/FONT]
 

Similar threads

بالا