یه غمی گوشه دلمه انگار ، وقتی یادش میوفتم اعصابم خورد میشه
میخوام قبول کنم و خیالم راحت باشه که همه چی به اداره و خواست خداوند هست و حکمتشه !ولی اینکه آدم اختیار خودشو به دیگران بده و از اون طرف دخالت ؛ بیشتر عصبی میشم .
احساس عاشقی رو دارم که ولش کردن
از زرنگ بازی و حقه بازی خوشم نمیاد
میخوام قبول کنم و خیالم راحت باشه که همه چی به اداره و خواست خداوند هست و حکمتشه !ولی اینکه آدم اختیار خودشو به دیگران بده و از اون طرف دخالت ؛ بیشتر عصبی میشم .احساس عاشقی رو دارم که ولش کردن

از زرنگ بازی و حقه بازی خوشم نمیاد




