از پایینی یه سوال بپرس به سوال بالایی جواب بده!

Ahmad Engineer

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
معمولا یک یا ۲ روزه جمع میشه
جاهایی زیادی نیست ک برم
حال نکنم با طرف نمیرم🤣
.
عمر کوتاه تر از اونیه که بخوای با کسی ک دلت باهاش نی یا دلش باهات نی وقتتو هدر بدی
.
اولین جایی که بعد سال تحویل میرید کجاست؟
 

پسر بهاری

کاربر حرفه ای
کاربر ممتاز
امروز تو تماس اداری با رئیس اداره موقع خداحافظی خواستم بگم امری ندارید؟
گفتم عرضی ندارید ؟ ( سومین باره دارم این اشتباه کلامی رو با این شخص میکنم ) 😅

کار هارو تو خونه بر حسب جنسیت انجام میدید؟
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
یه روز زلفعلی میره ثبت احوال میگه میشه اسم من عوض کنید مسؤله میگه نمیشه
زلفعلی اسرار میکنه مسؤله میگه حالا اسمت چی هست اونم میگه زلفعلی خرچهره ،مسئوله میگه خیلی ضایعست که حالا چی میخای بزاری اسمت
میگه قضنفر خرچهره :giggle:
یه جک بگو
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
به یکی میگن روزه میگیری، میگه نه،
میگن سحری میخوری‌؟ میگه نه،
میگن نماز میخونی؟ میگه نه،
میگن پس افطاری هم نمیخوری؟ میگه دیگه انقدرها هم کافر نیستم، افطاری رو میخورم😂
یه خاطره تلخ از محل کارت بگو؟
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
اوایل کرونا بود هنوز اسمش پخش نشده بود صاحب شرکت با یکی از مدیرها رفت چین وقتی برگشتن با خودشون کرونا آوردن من و یکی از همکارها گرفتیم حال من خیلی بد بود دوستم حالش بهتر از من بود حتی شب داشت به خانومش پیام میداد
متاسفانه همون شب تموم کرد
یه خاطره شیرین از محل کارت بگو
 

*mahdieh*

کاربر فعال مهندسی مواد و متالورژی ,
کاربر ممتاز
شیرین ترین لحظه‌ها همون لحظه‌ی رسیدن پیامک واریز حقوقه ولی من میخوام یه صحنه‌ی خنده دار توی محل کار تعریف کنم که فقط من و همکارم اون لحظه رو دیدیم و تا یک هفته بقیه همکارها میومدن اتاق ما،تا براشون کامل تعریف کنیم😂
یه روزی قرار بود از شرکت دیفنباخر بیان کارخونه‌ی ما برای بازدید. نمیدونین از یک هفته‌ی قبل توی کارخونه چه خبری بود، در و دیوار و کف زمین بود که داشت سابیده میشد که یه ذره کثیفی توی محیط نباشه، تمام محوطه های سبز، داخل سالن‌های تولید، تمام واحدهای مختلف، داخل محوطه، همه‌جا از تمیزی برق میزد، تا حدی شرایط جدی بود که حتی خانم‌های واحد اداری که مستقیما با مهمون‌ها در ارتباط بودن، صبحش رفته بودن آرایشگاه و با یه میکاپ تر و تمیز اومده بودن سر کار، خلاصه اینکه همه‌جا تمیزِ تمیز شده بود.بالاخره هیئت بازدیدکننده به همراه خود رییس کارخونه و همراهان حوالی ظهر رسیدن به کارخونه و بازدید رو شروع کردن تا اینکه رسیدن به درام.
یه درام خیلی هیولایی هست توی خط تولید که دقیقا روبروی پنجره‌ی اتاقه و من و همکارم با اشراف کامل داشتیم صحنه رو نگاه میکردیم.
قبل از درام یه دستگاه دیگه‌ایه که وقتی این هیئت بازدیدکننده بهش رسید، یهو نمیدونم چه اتفاقی افتاد که یه لحظه دیدیم پوشال و گرد و غباره که توی هوا پخش شده و کل این 10،12 نفر داخل این ریزه پوشال‌ها محو شدن🤣🤣🤣
من و همکارم مونده بودیم بخندیم تا گریه کنیم بخاطر اینهمه زحمت🤣🤣🤣🤣
اون اتفاق همون یکبار پیش اومد و نه قبلا اصلا اتفاق افتاده بود و نه اینکه بعدا اتفاق افتاد.
انگار فقط صبر کرده بود که آقای دیفنباخر بیاد و پوشال‌ها رو بریزه روی سرش🤣🤣🤣🤣
یه دعوا توی محیط کار رو بگو.
 

شبگرد23

عضو فعال شعر نو
کاربر ممتاز
تازه رفته بودم یه شرکت واسه کار نقشه کشی و کار با دستگاه CNC توی رختکن هر وقت لباس عوض میکردم یه همکاری بود از قصد پاش رو لباس‌های من میزاشت و رد میشد
چندبار بهش گفتم ولی اعتنا نمی‌کرد بدنساز هم بود نمیشد چیزی گفت
یه بار دوباره از روی لباسهام رد شد حلش دادم نامردی کرد و یه لگد زد تو شکمم خلاصه چندتا زدم و خوردم تا جدامون کردن
وقتی تعطیل شدیم قبل از سوار شدن تو سرویس همکارها میخواستن اشتیمون بدن
دوتامون آوردن جلو که رو بوسی کنیم منم تا صورتش آورد جلو یه کله زدم تو دماغش بنده خدا گیج شده بود می‌خورد زمین باز بلند میشد و می‌خورد زمین و....
 

Similar threads

بالا