نتایح جستجو

  1. mahdi271

    بهترین رمانی که تا بحال خوندید را معرفی کنید ................

    کوری از ژوزه سارا ماگو البته اوایل رمان گنگ بود برام
  2. mahdi271

    مشاعرۀ سنّتی

    دو دوست قدر شناسند عهد صحبت را که مدتی ببریدند و باز پیوستند
  3. mahdi271

    مشاعرۀ سنّتی

    دل ز جواهر مهرت چو صیقلی دارد بود ز زنگ جوادث هر آینه مصقول
  4. mahdi271

    مشاعرۀ سنّتی

    تبم ترسم که پیراهن بسوزد ز هرم آه من اهن بسوزد مرا فردوش می شاید که ترسم دل دوزخ به حال من بسوزد
  5. mahdi271

    مشاعرۀ سنّتی

    من از او بو خود سوزی شنیدم حدیث عشق آموزی شنیدم ز آهنگ شکست استخوانش صدای پای پیروزی شنیدم
  6. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    هواي پنجره امشب به فكر باران است دوباره سفره‌ي دلم، بدون مهمان است اگرچه سقف غرور شما ترك برداشت و نصف بيشتر عمرتان زمستان است اگرچه سبزي شعر از بهارتان رفته است و پشت گريه‌ي اين چشمه‌ها، بيابان است نمي‌هراسم از اين كوچه‌هاي بي‌عابر كه پشت زخم همين كوچه‌ها، خيابان است
  7. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    آري، انگار آسمان، تنهاي تنها مانده است غصه‌هايت، صادقانه، در دلم جا مانده است عاشقان رفتند، مفهوم صفا، كم‌رنگ شد زندگي با عاشقي، در حد رويا مانده است رفتي اما در دلم جاويد ماندي تا ابد ... كم نگشتي، عشق تو، پيداي پيدا مانده است برنمي‌گردي، همان‌جا بهترين مآواي توست چشم من در انتظار و خستگي...
  8. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    اي صبح رفته ي ما ديدار تا قيامت هر چند بي‌تو ما هم بيدار تا قيامت آن سوي چشم‌هايت فرياد درد آيد بگذار پر شود زخم ديدار تا قيامت بر جبهه‌ي تو پيداست داغ هزار لاله اين داغ ريشه دارد انگار تا قيامت ديگر به باغ دل‌ها بال پرنده‌اي نيست يعني شب و سكوت و ديوار تا قيامت بگذار فرصتي را در پيش تو بمانم...
  9. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    ای روشنای خانه امید، ای شهید ای معنی حماسه جاوید، ای شهید چشم ستارگان فلک از تو روشن است ای برتر از سراچه خورشید ای شهید « زهره » به نام توست غزلخوان آسمان با یاد توست مشعل « ناهید » ای شهید « قد قامت الصلاه » به خون تو سکه زد در گسترای ساحت تحمید ای شهید تیغ سحر زجوهره خونت آبدار گشت و شکست...
  10. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    خواب ديدم شبي آسمان را، نيمه شب رنگ ديگر گرفته‌ست از كران تا كران را شكوه، بال بال كبوتر گرفته‌ست ابرها در تكاپوي باران، آسمان را به آتش كشيدند شاخه‌هاي درختان شكسته، بال پروانه‌ها در گرفته‌ست خواب ديدم كه در هي‌هي باد، هركه بال و پري داشت پرزد هركه جا مانده در خويش حالا، رو به خورشيد سنگر...
  11. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    به من بگو تب و تاب حضور ياران را و روزهاي نفس سوز دشت مهران را به من بگو كه چگونه زخويش كوچيدند كه ميزبان شود اين خاك تيره، باران را به من بگو كه چگونه چو شعله رقصيدند كه پر شكوفه ببينيم شاخساران را دلم عجيب گرفته است، آسمان ابري‌ست چگونه مي‌بري از ياد من سواران را ؟! دوباره مي‌وزد اين باد، باد...
  12. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    باز هم در دل جنون آغاز شد زخم ميدانهاي مين ابراز شد باز هم مجنون ليلايي شديم بعد عمري باز شيدايي شديم ياد گلها ياد شبنم ها بخير ياد بوذر ياد ميثم‌ها بخير ياد آن دريادلان ناشكيب كوي سبقت مي‌ربودند از رقيب
  13. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    كوچه پر زجنبش است، از صداي پاي تو امشب آسمان پر است، از گُل صداي تو دامن سپيد ماه، ياس مي‌‌پراكند شاخه‌اي براي من، يك سبد براي تو ساحران كور را، صف به صف شكسته‌اي نيل باز مي‌شود، باز از عصاي تو آمدي و باز هم پر شكوفه شد زمين از شكوفه‌هاي سرخ، جاي ردّ پاي تو قلب‌هاي يخ‌زده، گرم مي‌شوند باز از...
  14. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    او مثل دريا در تلاطم بود چون موج، تکرار تهاجم بود در کوچه باغ سبز لب‌هايش عطر دل‌انگيز تبسّم بود در جمله‌هاي ساده‌اش، گويا هر واژه شعري پُرتراکم بود او مثل باران تازه از تکرار چون رود جاري در تداوم بود آن دست‌ها وسواس عصيان داشت در ذهن حوّا بوي گندم بود در چشم‌هاي روشن آن دوست داغ گل آيينه‌ها گم...
  15. mahdi271

    بهترین شعری رو که دوست داری چیه؟

    باز دوباره سلام نه ، نمی گویم تمام معنی خود را به تو و نمی گویم کتاب لحظه هایم معنی تکرار تنهایی ام است و تو چیزی مپرس از اینکه شب هایم چرا اینقدر سرد و تیره است مپرس از انتهای قلبی یخ زده که من هرگز نخواهم گفت در آنجا چه باقی مانده است باز دوباره سلام گرچه در اوج خداحافظی ام باز دوباره سلام...
  16. mahdi271

    مشاعرۀ سنّتی

    ما مرغ سحر خوان شگفت آواییم خونین پر و بالییم و شفق سیماییم در معبر تاریخ چو کوهی بشکوه صد بار شکسته ایم و پابرجاییم
  17. mahdi271

    مشاعرۀ سنّتی

    در مذهب عاشقان قرار دگر است وین باده ی ناب را خمار دگر است هر علم که در مدرسه حاصل گردد کار دگر است و عشق کار دگر است
  18. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    برگ پاييز شدي، ريختنت را ديدم روي دستان ملائک، بدنت را ديدم تو که رفتي به خدا داغ به قلبم دادي آيت‌الکرسي روي کفنت را ديدم بي‌تو اينجا همه ي آينه‌ها تب دارند من خودم مهر سکوت دهنت را ديدم بوي پيراهن تو، قافله‌سالارم شد هر کجا بوي بهار چمنت را ديدم ناگهان باغ پر از هق‌هق باران شد و تو برگ پاييز...
  19. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    چه زيبا از قفس پرواز كردند مقام عشق را احراز كردند دوا كردند درد خود پسندى خدا داند همه اعجاز كردند هوسها را سراسر سر بريدند دو چشم از عشق بر حق بازكردند سمندر وار آتش مى خريدند عروج ازخويش چون شهباز كردند خلوص خويش باخون مُهر كردند سرودى از وفا آواز كردند اگر چه در سكوتى ژرف خفتند...
  20. mahdi271

    اشعار دفاع مقدس

    مثل گلهاي زمستان مي شوم تك درختي در بيابان مي شوم من بقيعي مي نمايم خويش را اشك مي بارم دل پرريش را زخمهايم را نمك آلوده اند گريه ها بر گونه ها پيموده اند اي نمك آلوده , اي ناسور من پشت ابر بي كسي , اي نورمن بي نشان از كربلا برگشته اي مثل زهرا بي نشاني گشته اي اي تمام قامتت يك مشت خاك...
بالا