نتایح جستجو

  1. mahdi271

    یغما گلرویی...

    ارکیده ی وحشی من ارکیده ی وحشی من از دل واژه قد بکش با تن من مقابل سیل شبانه سد بکش با اون نگاه شعله بار رو تن بایرم ببار حریم نور رو سر این شب نابلد بکش غنچه ی ارکیده ! گلبانوی خواب یک ترانه بر غروب من بتاب پیله ی دلواپسی رو پاره کن سر بزن تا این طلوع بی حجاب ارکیده ی وحشی من برس به...
  2. mahdi271

    یغما گلرویی...

    ساده بودیم ساده بودیم ‚ ساده بودیم ‚ مثل قلب عاشق مثل ساحل یه دریا چش براهه خط قایق ساد هبودیم ساده بودیم خونه مون جای صدا بود یه نمکدون شکسته ‚ میون سفره ی ما بود از عزیزترین عزیزا دم به دم دشنه می خوردیم وقت خواب جای ستاره ‚ زخمامون رو می شمردیم قصه ‚ قصه ی سفر بود روی تیغه ی یه...
  3. mahdi271

    یغما گلرویی...

    آبروی این قبیله رفتنت تنها یه خوابه ! تو نرفتی ‚ عطرت اینجاس کنج نایاب نفسهات تنها جای امن دنیاس توی کوچه ی نگاهت چرخش هزار تا تیله س به غزل قسم که چشمات آبروی این قبیله س هم مثه ماه تمومی ‚ هم مثه هلال خنجر هم تب نگاه اول ‚ خم غم نگاه آخر نمی دونم تو چی هستی ‚ استوای عشق و تردید هم مثه...
  4. mahdi271

    یغما گلرویی...

    اسم تو جرمه غول قشنگ واژه ها ! پلکای آبیت رو کی بست ؟ سنگ کدوم سایه نشین ‚ شیشه ی عمرت رو شکست ؟ از کی بپرسم اسم او قاتل سرسپرده رو وقتی نشسته رو به روم این شب تیر کمون به دست اما تو زنده یی عزیز !‌ تو هر صدا تو هر نفس تو دل هر کبوتری ‚ وقت شکستن قفس پنجره های بسته مون وا میشه با ترانه ها...
  5. mahdi271

    یغما گلرویی...

    اگه می موندی ‚ می سوختی قاب عکس لخت خالی روی دیوار میگه نیستی همنفس بودی یهروزی دیگه نیستی ! دیگه نیستی تو دیگه نیستی و چشمات دیگه جای گم شدن نیست بی تو تن پوش ترانه مرهم زخمای من نیست اگه می موندی کنارم پابه پای من می سوختی اینه ی خاطره ها رو به یه گریه می فروختی تو باید می رفتی ‚...
  6. mahdi271

    یغما گلرویی...

    خواستگاری خورشید خانوم ! خورشید خانوم ! شب اومده خواستگاری ما رو فراموش نکنی ! رو عهدمون پا نذاری خورشید خانوم یه وقتنری کنیز دیو شب بشی ساده نشی گول نخوری همسر میر غضب بشی تو قصر دیو شب باید با بی چراغی سر کنی این همه عاشق باید دوباره در به در کنی ما عمریه خاطر خواه نور شماییم به خدا...
  7. mahdi271

    یغما گلرویی...

    بهار زرد این تلفن خراب نیست ‚ تو معرفت نداری نامه ها بی جواب نیست ‚ تو معرفت نداری راه من و تو دور نیست ‚ تو از ترانه دوری کوچه ها بی عبور نیست ‚ تویی که سوت و کوری تو بی صداترینی ‚ من از ترانه لبریز تو به بهار زردی ‚ من گل سرخ پاییز سیبای باغمون رو دیوای قصه خوردن انگاری توی این شهر...
  8. mahdi271

    یغما گلرویی...

    بهانه بیداری ای رفاقت قدیمی ! ای طنین ناسروده یه نفر نبض صدات رو از رگای ما ربوده یه نفر صدای پات رو واسه ما خاطره کرده بی حرارت نفسهات لحظه ها تلخه و سرده تو کی بودی که غروبت شب ممتد ترانه س؟ پلکای بسته ی چشمات ‚ واسه بیداری بهانه س رنگ صدات رنگ نگاه ما بود صدای تو پناه واژه ها بود...
  9. mahdi271

    یغما گلرویی...

    گهواره ی آفتاب تو رو از دور که تماشا می کنم می بینم فاصله مون خیلی کمه اما وقتی که میای کنار من بین ما فاصله فریاد می زنه نازنین ! اینجا نیا !‌ دلم می خواد تو رو از این ور دریا ببینم دوس ندارم با تو همنفس بشم دوس دارم تو رو تو رویا ببینم مثل نیلوفر آبی رو تن رکد مرداب قصه ی من و تو...
  10. mahdi271

    یغما گلرویی...

    قصه ی ما قصه نویس ! قصه نویس ! هق هق ما رو بنویس ایینه بین تویی ! بخون درد رو از این چشمای خیس بگو شنل قرمزی رو گرگه کجای قصه خورد ؟ بگو ! بگو حسن کچل کجای این ترانه مرد ؟ سیب طلا پیشکش تو ‚ باقی قصه رو بگو به شهر آفتاب می رسن ‚‌ گردنه های تو به تو ؟ قصه ی ما صدا نداشت اول و انتها نداشت...
  11. mahdi271

    یغما گلرویی...

    آخرین خدانگهدار گریه کردم ‚ گریه کردم اما دردم نگفتم تکیه دادم به غرورم ‚ تا دیگه از پا نیفتم چه ترانهبی اثر بود ‚ مثل مش زدن به دیوار اولین فصل شکستن ‚ آخرین خدانگهدار دس تکون دادن آخر توی اون کوچه ی خلوت بغض بی وقفه ی آواز ‚ واژه های بی مروت بوته ی یاس دیگه اون عطری که دوس داشتی نداد...
  12. mahdi271

    یغما گلرویی...

    روز خودسوزی دریا هفتم جمعه ی قبله ‚ دوباره دلم گرفته دوباره یه دست سنگی چشمام رو ازم گرفته رو به ایینه نشستم ‚ توی اتاق بن بست توی روسری مشکی ت ‚ هنوزم عطر تنت هست تنها یادگار همیشه یه بهانه واسه بودن یه دلیل ناب تازه ‚‌ واسه آفتابی سرودن گفته بودم !‌ اگه باشی نبض دنیا رو می گیرم گفته...
  13. mahdi271

    یغما گلرویی...

    آزادی صدای جیغ در زندان شهر ‚ پشت هر آدمی رو می لرزونه پهلوون پنبه های نفس کش ‚ حتی از فکر نفس می ترسونه اما مرد تنهای قصه ی ما یه اسیر روز و شب شمرده نیست این دفه اون کسی که رها میشه ‚ توی آمبولانس حمل مرده نیست کت و شلوار سیاه مخملی ش نوی نو اما مال سی سال پیش موهاش پیرهنشم هر دو سفید...
  14. mahdi271

    یغما گلرویی...

    خورشید کاشی عکس خورشید ‚ خورشید ابروکمون رو یه کاشی چهارگوش سر طاق خونه مون هنوزم خوب یادمه دل دل اولین نگاه اولین خیز پلنگ برای دزدیدن ماه دستامون با هم یکی شد پشت شمشادای سبز گریه ها خاطره شد ‚ خنده هامون بدون مرز صدامون به هم رسید ‚ لحظه مون ترانه شد هر نگاه من تو یه شعر عاشقانه شد...
  15. mahdi271

    یغما گلرویی...

    وعده ی آخر یه گل هزار تا گلدون ! یه غزل صد تا غزلخون توی سرسرای آواز این همه حنجره مهمون بیا از اینه رد شیم ‚ بیا پرواز رو بلد شیم بیا بارون رو بفهمیم ! حریف این شب بد شیم بیا تا آخر فریاد ! بیا تا طلوع شن باد بیا تا یه ریتم تازه !‌ بیا تا ترانه ی شاد بیا تا تکرار جنون ! بیا تا یخ بستن...
  16. mahdi271

    یغما گلرویی...

    نگاه برفی پیش نگاه سردت دست ودلم می لرزه سردی این زمستون به دیدنت می ارزه یخ می زنه وجودم پیش نگاه سردت غزال پر غروری نمی رسم به گردت خاتون سرد قصه با من می مونی یا نه ؟ کتاب روزگار با من می خونی یا نه ؟ تو او نگاه برفی قطب شمال نشسته بگو که فصل سرد رو تحویل سال شکسته بیا و مهربون...
  17. mahdi271

    یغما گلرویی...

    زندگی به شرط چاقو تا اطلاع ثانوی ‚ نفس نکش اینه دار از اینجا تا آخر شب هزار تا نقطه چین بذار تااطلاع ثانوی ‚ چشمانون رو هم بذارین زخم دریده ی شب رو بدون مرهم بذارین تا اطلاع ثانوی ‚ ترانه لال و کر بشه قاصدک خبررسون ‚ دوباره بی خبر بشه تا اطلاع ثانوی ‚ هیچکسی آواز نخونه پرنده واسه جوجه...
  18. mahdi271

    یغما گلرویی...

    رنگ فردا می تونی کوها رو جابه جا کنی می تونی قیامتی به پا کنی می تونی مشتای روزگارت پیش چشم کور دنیا وکنی می تونی چلچله باشی تو خزون می تونی پل بزنی به آسمون می تونی یه سقف رنگی بسازی واسه تنهایی هر ترانه خون اما باید یکی باشه که بفهمه لحظه هات رو یه نفر که تو سیاهی ‚ بشناسه صدای پات رو...
  19. mahdi271

    یغما گلرویی...

    وارث شب به شب راضی اینجا چه ترانه بی فروغه همیشه راز حقیقت پشت پرده ی دروغه همیشه رو به غروبن ‚‌ این جماعت رجز خون صداشون پر از سکوته ‚ حوض قصه شون پر از خون اما من وارث نورم ‚ کهکشون توی چشامه صد تا خورشید دوباره ‚ توی وسعت صدامه این جماعت هنوز تو خواب دنیا رو بیدار می بینن الاغ لنگ...
  20. mahdi271

    یغما گلرویی...

    ترانه یادم نمیاد ترانه یادم نمیاد ‚ تنها بدون دوست دارم بدون که با نبودنت ‚ قدم به قدم بد میارم طلسم خوشبختی من چشمای عاشق تو بود وقتی که بودی میشد از روزای آفتابی سرود با تو میشد به ما رسید میشد تو رو نفس کشید میشد طلوع ممتد رو تو اینه ی چشم تو دید ترانه یادم نمیاد ‚ اما هنوز...
بالا