نتایح جستجو

  1. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    تو اي ناشناس كه در گوش من طنين صدايت چنين آشناست زمن جان بگير و عيان چهره كن روا گر مرادت به اين رو نماست
  2. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    گفتم به فلك به تركتازيت مناز اينفدر به بيخرد نوازيت مناز فرياد سرم كشيد كاي كنه حريف گر شكوه كني به بي نيازيت مناز معيني كرمانشاهي
  3. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    دل در سر زلف دلستانش بستم وز نرگس چشم پر خمارش مستم
  4. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    در مجلس انس همدمي يا فته ام در پرده عشق محرمي يافته ام عالم چه كنم كه از دو عالم بهتر در سينه خويش عالمي يافته ام شاه نعمت الله ولي
  5. محـسن ز

    سلام تنهايي جان:gol: ممنون خوبم تو خوبي سر حالي من هستم هر شب شما كم پيدايي رو چشم حتما ميخونم...

    سلام تنهايي جان:gol: ممنون خوبم تو خوبي سر حالي من هستم هر شب شما كم پيدايي رو چشم حتما ميخونم شما امر بفرما حالا چرا نوشتي كرسي ميخواد قفل بشه احتمالا مي خواهيد بريد تو حياط زير آلا چيق حتما اين كارو بكن يه دفعه اي جمع صمميمي رو بي سرو سامون نذاري ولي از من ميپرسي تايپيك رو عوض نكن خودش باعث كم...
  6. محـسن ز

    سلام نوه گلم:gol: خوبي بابا دل به دل راه داره :heart:كجايي بابا كم پيدا خوب كردي اومدي به من سر...

    سلام نوه گلم:gol: خوبي بابا دل به دل راه داره :heart:كجايي بابا كم پيدا خوب كردي اومدي به من سر زدي ممنون
  7. محـسن ز

    كوي دوست

    تاثير پذيري حافظ از خواجو تاثير پذيري حافظ از خواجو خواجو كرماني(متوفاي 753ق) ابوالعطاء کمال الدين محمود معروف به خواجوي کرماني (689- 753 ق) از شعراي بزرگ قرن هشتم است که در قصيده و مثنوي و غزل طبع توانائي داشته است. گرايش حافظ به شيوه سخنوري خواجو و تتبعي که در اشعار او مي کرده و شباهت شيوه...
  8. محـسن ز

    حافظ

    تاثير پذيري حافظ از خواجو تاثير پذيري حافظ از خواجو خواجو كرماني (متوفاي 753ق) ابوالعطاء کمال الدين محمود معروف به خواجوي کرماني (689- 753 ق) از شعراي بزرگ قرن هشتم است که در قصيده و مثنوي و غزل طبع توانائي داشته است. گرايش حافظ به شيوه سخنوري خواجو و تتبعي که در اشعار او مي کرده و شباهت...
  9. محـسن ز

    صنايع ادبي در شعر حافظ

    صنعت عمده ي او ايهام است – نوعي تردستي زيرکانه که شاعر در آن با يک تير دو نشان مي زند و يک لفظ را چنان بکار مي برد که خواننده معني نزديک آن را به خاطر مي آورد در حالي که مراد شاعر يک معني دورتر است يا عکس و يا هر دو. از جمله وقتي در بيان اندوه و نامرداي عاشقانه ي خويش مي گويد «ز گريه مردم چشمم...
  10. محـسن ز

    صنايع ادبي در شعر حافظ

    حرفهاي تازه، مضمونهاي بي سابقه، و انديشه هايي که رنگ اصالت و ابتکار دارد در کلام حافظ همه جا موج مي زند. حتي عادي ترين انديشه ها نيز در بيان او رنگ تازگي دارد. اين تازگي بيان، در بعضي موارد نتيجه ي يک نوع صنعتگري مخفي است. مناسبات لفظي البته شعر وي را رنگ اديبانه مي دهد و آشنايي با لغت و علوم...
  11. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    ديگران را عيد اگر فرداست ما را اين دمست روزه داران ماه نو بينند ما ابروي دوست
  12. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    من تو را مشغول مي كردم دلا ياد آن افسانه كردي عاقبت اي زعشقت عالمي ويران شده قصد اين ويرانه كردي عاقبت
  13. محـسن ز

    كوي دوست

    تا به كي شعر كه هيچش نخرند تا به كي ذوق كه تحقير كنند تا به كي عشق كه حسرت بكشيم تا به كي مهر كه تزوير كنند تا به كي رنج كه پنهان ماند تا به كي درد كه بي درمان است تا به كي سوز كه ايمان سوزد تا به كي عمر كه بي پايان است تا به كي نام كه بار است به دوش تا به كي دانه كه دامش از پي تا به كي اين...
  14. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    دوش دور از رويت اي جان جانم از غم تاب داشت ابر چشمم بر رخ از سوداي تو سيلاب داشت
  15. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    دوست گر با ما بسازد دولتي باشد عظيم ور نسازد مي ببايد ساختن با خوي دوست
  16. محـسن ز

    رباعی و دو بیتی

    آينه حضرت الهي دل توست گنجينه كنج بار شاهي دل توست دل بحر محيط است در او در يتيم در صدفي چنين كه خواهي دل توست شاه نعمت الله ولي
  17. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    از تو دارم حال وصل و انقطاع در پناه نعمت ديدارها
  18. محـسن ز

    غزل و قصیده

    افسوس كه اين عمر به افسوس گذشته چون شبروي از سايه كابوس گذشته دز دانه در اين تيره سرا از نظر خلق باشعله بيرنگ چو فانوس گذشته اي صبح سعادت بمن اين شام سيه فام همراه يكي كوكب منحوس گذشته واعظ چه كشي عربده كاين زندگي تلخ از من بتعب وزتو بسالوس گذشته مرغان سبكبال چمن را خبري نيست زآن عمر كه...
  19. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    تو اي روح پرشور حسرت نصيب گريزان شوي از بدن كاشكي
  20. محـسن ز

    مشاعرۀ سنّتی

    دل ميرود زدستم صاحبدلان خدار دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا
بالا